سلام بر همه با مجله

 

 fun.modern 17

 

در خدمت شما هستیم

 

 

 

 

کلام ، آیه ، حدیث امروز

 

 شوخی گرفتن امور جدی زندگی و روابط انسانی، اغلب خوشایند نبوده و ما را از مسیر اصلی موضوع که جدی و مهم است، دور می‌کند، به همین دلیل نیز پرهیز از شوخیهای بی مورد و زیاده‌روی در اینکار مورد تأکید قرار گرفته است .

 


 

سوره توبه، آیه 65

وَلَئِن سَأَلْتَهُمْ لَیَقُولُنَّ إِنَّمَا کُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللّهِ وَآیَاتِهِ وَرَسُولِهِ کُنتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ .

و اگر از ایشان بپرسى مسلما خواهند گفت ما فقط شوخى و بازى مى‏کردیم بگو آیا خدا و آیات او و پیامبرش را ریشخند مى‏کردید .

 

 

امام موسی کاظم(ع):


اِیاک وَ المِزاحَ فَاِنَّهُ یذهَبُ بِنُورِ ایمانِک.

از شوخی (بی مورد) بپرهیز، زیرا که شوخی نور ایمان تو را می برد.

بحارالانوار، ج78، ص321

 

 

 

داستان کوتاه

 

 

صدای جاودانه دختران ایرانی

 

 

 

سواره نظام مهرداد نخست ، خسته از جنگهای طولانی وارد شهر هیرکانی (گرگان) شد .
آنها در شرق نیروهای متجاوز بدوی و در غرب دمتریوس را شکست سختی داده بودند .
مهرداد پادشاه اشکانی با لباسی ساده در شهر می چرخید و به گفتگوهای مردم گوش می داد نیم روزی که گذشت به گوشه دیواری تکیه داد تا خستگی از تن بدر کند از پنجره کوچک بالای سرش سخنان دخترانی را می شنید حرف های آنها با صدای فرش بافیشان به هم آمیخته بود .
یکی از آنها می گفت مهرداد اگر سخت است فرزندی دارد دلنرم . مهرداد با شمشیر پیمان بسته پس فرزند نرم خوی او با خرد و هوش دوستی کند .
دختر دیگر گفت : آنکه پایه دستگاه دودمان را می ریزد نمی تواند نرم خو باشد او باید همانند پی ساختمان سخت و آهنین باشد پس جبر بر سختی اوست .
و دختر کوچکتری که صدایش بسیار ضعیف می نمود ادامه داد : آنکه بر این زمین سخت ساختمان می سازد و خود نمایی می کند از جنس زیبایی است و زمین سخت را به آسمان می برد .
مهرداد تکانی خورد با خود گفت چطور چنین دختران دانایی در این مرز و بوم زندگی می کنند و او خود نمی داند .

آن شب تا به پگاه خورشید مهرداد اشکانی ، نخستن پادشاه دودمان اشکانیان در تمام مدت به حرفهای آنها اندیشید .
در وجود خود سختی و قدرت پی ساختمان دودمان را می دید و در وجود فرهاد دوم (فرزندش) دانایی و هوش بنای ساختمان را .
آن سه دختر به ریشه ها پرداخته بودند و مهرداد از این بابت در شگفت بود . به گفته ارد بزرگ اندیشمند برجسته ایرانی : پرداختن به ریشه ها ، کار ریش سفیدان و اهل دانش است . فردای آن روز پادشاه ایران با تنی چند از نزدیکان به خانه ایی که روز پیش ندا از آن شنیده بود رفت و با شگفتی دید آن خانه متروکه است از همسایگان پرسیدند و آنها گفتند سال ها پیش در این خانه مرد و زنی بودند با سه دختر که فرش می بافتند هر سه دانا و از شاگردان ورتا ( حکیم و دانشمند زن ابتدای دودمان اشکانیان ) . همه آنها بدست مزدوران آندراگوراس یونانی به بجرم ایراندوستی زنده در کف همان خانه دفن شدند .

مهرداد با شنیدن این سخنان ، بر آبادی آن خانه همت گمارد و آن خانه را مدرسه نمود در حالی که موبدان زرتشی اصرار بر آن داشتند که آن خانه آتشکده گردد و مهرداد نپذیرفت و گفت جای آتشکده در کوهستان است نه میان مردم .

از آن زمان بزرگترین دانشمندان را برای تربیت و افزودن دانش فرهاد دوم بکار گرفت .
برای همین فرهاد دوم در بسیاری از نبردها قبل از جنگ پیروز شده بود چون با دانش پشت سر دشمن خویش را خالی و سپس با تکانی آن را فرو می ریخت .
فرهاد دوم برای ایجاد جنگ خانگی در سوریه ( قسمت باقی مانده سلوکیان متجاوز )دمتریوس را که توسط پدرش مهرداد اسیر شده و در زندان بود را رها کرد تا میان دو برادر نبردی درگیرد. گفتنی است که ظلم و ستم سلوکیان بر مردمان تحت انقیادشان موجب شد که مردم تحت ستم سلوکیان به فرهاد گرویدند. آنتیخوس برای گرفتن انتقام شکستها و اسارت خود با سپاهی گران به ایران آمد، ولی فرهاد به او فرصت نداد ناگهان بر او تاخت و در هنگام جنگ پادشاه سلوکی کشته شد. از این پس سلوکیان یونان دیگر به خود اجازه تجاوز به حریم ایران را ندادند. انحطاط کامل دولت سلوکی از همین زمان آغاز گردید

 

لشکر ایران آماده جنگ شده و سواران پا بر رکاب اسب ، کورش پادشاه ایران از نزدیکان خداحافظی کرده و قصد راهبری سپاه ایران را داشت . یکی از نزدیکان خبر آورد همسر سربازی چهار فرزند بدنیا آورده ، فروانروای ایران خندید و گفت این خبر خوش پیش از حرکت سپاه ایران بسیار روحیه بخش و خوش یومن است . دستور داد پدر کودکان لباس رزم از تن بدر آورده به خانه اش برود پدر اشک ریزان خواهان همراهی فرمانروای ایران بود . فرمانروا با خنده به او گفت نگهداری و پرورش آن چهار کودک از جنگ هم سخت تر است . می گویند وقتی سپاه پیروز ایران از جنگ باز گشت کورش تنها سوغاتی را که با خود به همراه آورده بود چهار لباس زیبا برای فرزندان آن سرباز بود . این داستان نشان می دهد کورش پادشاه ایران ، دلی سرشار از مهر در سینه داشت. ارد بزرگ فیلسوف کشورمان می گوید : فرمانروای مردمدار ، مهر خویش را از کسی دریغ نمی کند .
می گویند سالها بعد آن چهار کودک سربازان رشیدی شدند ، آنها نخستین سربازان سپاه ایران بودند که از دیوارهای آتن گذشته و وارد پایتخت یونان شدند . نکته جالب آن است که یکی از آن چهار کودک دختر بود و نامش پارمیس که از نام دختر ارشد کورش بزرگ اقتباس شده بود .
 

( یاسمین آتشی - مورخ و نویسنده داستانهای کوتاه تاریخی )

 

 

شعر

 

 

تحمل

 

 

صورت ساده‌ی بوسيدن


بوی عقيق، بوی غبار بال پروانه
بوی دوات گل سرخ، بوی نی، بوی اردی‌بهشت،
بوی ماه، بوی سوره‌ی مريم،‌ بوی عطسه‌ی حباب
بوی میِ دو ساله و مرمر مذاب آب
بوی جريان حيات شبنم سرخ در مسکراتِ صبح،
بوی روئيدن گياهانه در گهواره‌های سنگ
بوی سپيد بوسه در گريه‌های درنگ
يا طعم ترانه به وقت سرمستی چنگ و رباب
طعم آسمان در دهان آينه، در خواب آب
صدای بنان، صدای قمر، صدای سياوشِ هوش.
بلورينه‌ی آبی، لب‌گزيدن سبز، لبخند نامه‌رسان.
بنفش در باديه،‌ بنفشه در باد،
عريانی و داد،‌ عريان لاژورد،‌ ادغام کبوده و دريا
و شب، و ستاره، و هر ستاره‌ئی بالای ستاره‌ئی
و ستاره‌ئی که از لب پياله پَر می‌زد و
رسيدن پستان ماه و ميوه‌ی عطارد را خبر می‌داد.


دو سه کودک از حوالی آبها
پیِ پيراهنی از مهتاب
يکيشان يحيی بود و يکيشان مونس بود
و سومين سايه اما نبود و من بود و تخيلِ بودنِ من بود.


آه ای همان روزهای رفته از فراموشی قند
چه شايدِ برهنه‌ئی از اندام آينه می‌گذرد ...!


حالا صورت ساده‌ی بوسيدن از من دور است
حالا باد می‌آيد، باران می‌آيد
و به گمانم کسی از راهِ گل سرخ خواهد آمد،
نمی‌دانم، بطور قطع و يقين نمی‌دانم،
دير و زودش را ترانه‌ئی بايد
يا چيزی که شما تحملش می‌ناميد.

 

 

 

 

 

 

چیستان

 

چیست آن پادشاه هفت اقلیم           با هزاران سوار می گردد

ناگهان یک سوار زرد نقاب           مد و فوج شاه در پیچد          

 

 

 

آیا می دانستید؟

 

 

 

آیا می‌دانید بیشترین قربانیان سیل زنان و سپس كودكان هستند.

آیا می‌دانید در سال‌های آتی جنگ‌هایی بر سر آب در جهان رخ خواهد داد.

آیا می‌دانید اگر تمام یخ‌های قطبی ذوب شوند آب دریاها 14 متر بالا می‌آید.

آیا می‌دانید ارتفاع تبخیر در باران 2 متر و ارتفاع متوسط بارندگی 24 سانت است.

آیا می‌دانید اعصابی كه در بدن شما وجود دارند به اندازه فاصله زمین تا ماه است.

 

 
 

عکس

 
 

 
 
 تصاویر بسیار بسیار زیبا از طبیعت

در چهار فصل

 لطفا تا باز شدن كامل عكسها صبور باشید.
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد و اگر ازInternet Explorer استفاده میکنید بر روی عکس راست کلیک کرده و
گزینه Show Picture را انتخاب كنید و درصورت استفاده از Firefox گزینه Reload Image را انتخاب نمائید

 
 
 
 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 

 

 
 
 
 

معما

 
 

 

پنج سكه را در يك خط چيده ايم كه سه تاي آن ها بزرگ هستند و دو سكه ديگر كوچكترند.مسئله اين است كه بايد با كمترين جابجايي اين سكه ها را به شكل پاييني بچينيم . هر جابجايي يعني اينكه دو سكه مماس با هم را بايد با هم برداريم و به محلي كه در امتداد خط افقي باشد منتقل كنيم البته در هر جابجايي بايد يكي از اين دو سكه بزرگ و ديگري كوچك باشد ضمنا" حق چرخاندن زوج دو سكه اي را هم نداريم . يعني در هر جابجايي، سكه اي كه در سمت راست بوده بايد در سمت راست باقي بماند و سكه سمت چپ هم همينطور.

 

 

 

 

طنزینه

 

 

 

سیزده جمله کلیدی پزشکان (طنز)

 

این بیماری شما باید فوری درمان بشه:

یعنی من ماه بعد قراره برم مسافرت و معالجه این بیماری خیلی ساده و سودآوره و بهتره زودتر ترتیبش رو بدم!

 

خوب بگید ببینم مشکل شمااز کی شروع شد:

یعنی من از بیماری شما چیزی متوجه نشدم و ایده ای ندارم و امیدوارم شما خودتون سرنخی به من بدین!

 

یک وقت دیگه از منشی برای آخرهای این هفته بگیر:

یعنی من امروز با دوستام دوره دارم، باید برم زودتر بزن به چاک!

 

هم خبرهای خوب و هم خبرهای بد براتون دارم:

یعنی خبر خوب اینه که من قراره یه ماشین جدید بخرم و خبر بد اینکه شما باید پول اونو بدین!

 

من به این آزمایشگاه اطمینان دارم بهتره آزمایش هاتون را اونجا انجام بدین:

یعنی من ۴۰ درصد از پول آزمایش بیمارانی که به اونجا معرفی می کنم را می گیرم!

 

دارویی که براتون نوشتم داروی خیلی جدیدیه:

یعنی من دارم یه مقاله علمی می نویسم و می خواهم از شما مثل موش آزمایشگاهی استفاده کنم!

 

اگه تا یک هفته دیگه خوب نشدید یه زنگ به من بزنید:

یعنی من نمی دونم بیماری شما چیه شاید خود به خود تا یک هفته دیگه خوب بشه!

 

بهتره چندتا آزمایش تکمیلی هم انجام بدین:

یعنی من نفهمیدم بیماری شما چیه. شاید بچه های آزمایشگاه بهتون کمک کنن!

 

ابن بیماری الان خیلی شایعه:

یعنی این چندمین مریضیه که این هفته داشتم باید حتما امشب برم سراغ کتاب های پزشکی و در مورد این بیماری مطالعه کنم!

 

اگه این عوارض از بین نرفت هفته دیگه زنگ بزنید وقت بگیرین:

یعنی تا حالا مریضی به این ��� نداشتم خدا را شکر که هفته دیگه مسافرتم و مطب نمی آم!

 

فکر نمی کنم رفتن پیش فیزیوتراپیست فایده‌ای داشته باشه:

یعنی من از فیزیوتراپیست ها نفرت دارم نرخ های ما رو شکستن!

 

ممکنه یک کمی دردتون بیاد:

یعنی هفته پیش دو تا مریض از شدت درد زبونشون رو گاز گرفتن!

 

فکر نمی‌کنید این همه استرس روی اعصاب تون اثر گذاشته باشه:

یعنی من فکر می کنم شما مشکل دارین و امیدوارم یک روان شناس پیدا کنم که هزینه های درمان شما رو باهاش تقسیم کنم.

 

 

 

 

 

تست خودشناسی

 

 

تست شماره 12


آيا فردي‌ مضطرب‌ هستيد؟

 

 

 

بازی

 

 

یک جنگ تمام عیار


شاید فهمیدن شیوه بازی اش سخت باشه
ولی خیلی جذابه

حجم بازی: 785 کیلوبایت

 

 

 

 

لینک های ثابت

 

واحد مرکزی خبر

سازمان هواشناسی کشور

سنجش وزن

دیکشنری آنلاین

 

 

پاسخ

 

معما

 آيا مي تواني فقط با كشيدن دو تكه خط منحني، دو اسب زير را به چهار اسب تبديل كني؟

 

 

نقاش ايراني قرن هفدهم اين كار را انجام داده است.

 

 

 

 

چیستان

 

یک معما از تو پرسم ای حکیم پر هنر     کاندرین صحرا بدیدم یک عجایب جانور

مور چشم و مار دم کرکس پر و عقرب شکم     پای او مانند اره ، شیر سینه ، اسب سر

 

ملخ

 

 

 

 

 

ماهرخ بیگلری .ایمیل سندر گروه مارشال - مدرن

halazounevahshi@yahoo.com

www.facebook.com/mahrokh.biglari

حلزون وحشی