| | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| امنیت فنی گروه مارشال مدرن بر عهده تیم ایرانویچ میباشد
سلام مارشالی های گل با شماره دیگر از مجله سینمایی در خدمت شما هستم که خانم ردیس سادات حسینی زحمت جمع آوری اون رو کشیدن و منم آپلود کردن عکس ها روی سرور مارشال رو انجام دادم و ایمیل رو برای ارسال در گروه ادیت کردم به نظرم خیلی حرفه ای کار کردن و از این جهت از ایشون تشکر می کنم دیالوگ های ماندگار: من همیشه برنده ام, حتی اگه اینبار هم ببازم باز هم برنده ام.(پل نیومن_بیلیارد باز) "بی خداحافظی" برای جشنواره فجر امسال آماده نمایش می شود
فيلم نيوز: تهیه کننده "بی خداحافظی" از آماده شدن این فیلم برای حضور در جشنواره فجر امسال خبر داد. محمد نشاط در این ارتباط گفت: فیلمبرداری این فیلم اواخر هفته گذشته در جزیره کیش به پایان رسید و در این سکانس ها بازیگر خاصی حضور نداشت و بیشتر تمرکز ما بر روی دوران کودکی آقای رضا صادقی بود. تدوینگر به زودی مشخص می شود و تلاش می کنیم برای جشنواره فجر امسال آماده شود. این فیلم با نگاهی به زندگی رضا صادقی خواننده پاپ ساخته شده و داستان آن با سفر این خواننده از بندرعباس به تهران آغاز میشود. رضا صادقی، محمدرضا فروتن، پگاه آهنگرانی، شقایق فراهانی، مژگان بیات، افشین هاشمی، پیام دهکردی، کوروش تهامی، همایون ارشادی، هومن برق نورد، پرویز سیرتی، مریم بوبانی، ترلان پروانه، مجید جعفری، احمد پور عظمتی و ضیا شجاعیمهر از بازیگران "بیخداحافظی" هستند. عوامل تولید "بیخداحافظی" عبارتند از مدیر فیلمبرداری: مهدی جعفری، طراح صحنه و لباس: مشکین مهرگان، طراح گریم: ایمان امیدواری، صدابردار: پرویز آبنار، برنامهریز: مینا زیوری، دستیار کارگردان: بهداد آوند امینی، مدیر تولید: جعفر عروجی و تهیهکننده: محمد نشاط. فیلمنامه این فیلم را سعید شاهسواری نوشته است. احمد امینی کارگردانی فیلمهای سینمایی "سایههای هجوم"، "غریبانه"، "چتری برای دو نفر"، " این زن حرف نمیزند" و مجموعههای تلویزیونی "اولین شب آرامش"، "بیگناهان " و چند اپیزود از مجموعه "باران عشق" را در کارنامه دارد. منبع: خبرگزاری مهر دیالوگ های ماندگار: از خدا به خاطر بارون متشکرم چون آشغالای تو پیاده رو رو میشوره(رابرت دنیرو_راننده تاکسی) آیا "جدایی نادر ار سیمین" فیلم مهمی است؟!
فيلم نيوز: در بعد از ظهر جمعه 15 مهر 1390 نشستی سینمایی با محوریت بررسی وجوه اهمیت جدایی نادر از سیمین در غرفه سایت سینمایی سی نت در نمایشگاه رسانه های دیجیتال برگزار شد. در این نشست که اجرای آن بر عهده محسن آزاددل بود، سه منتقد سایت سید جواد صفوی به عنوان منتقد مهمان، احمد شاهوند و نیما بهدادی مهر به تشریح دلایل اهمیت جدایی نادر از سیمین پرداختند. سید جواد صفوی منتقد مهمان برنامه در آغاز گفتگو به استقبال جهانی از جدایی نادر از سیمین اشاره کرد و جدایی نادر از سیمین را فیلمی با لایه های مذهبی و تحت تاثیر گرایشات انسانی دانست که دغدغه های بشری و اصلی به نام انسان را در زاویه تحلیل خود قرار می دهد. گزارش مشروح نشست را در ادامه با هم می خوانیم: محسن آزاددل: عده ای معتقدند به علت موضوعاتی که درون این فیلم مطرح شده همچون بحث های خانوادگی مذهبی و مسائلی که به ایران مربوط میشود به همین دلیل این فیلم در جهان گسترده اکران شده و طرفدار پیدا کرده است نظر شما چیست؟ جواد صفوی: اگر بخواهیم جهان شمول به این فیلم نگاه کنیم جدایی نادر از سیمین مسائلی را مطرح کرده که دغدغه بسیاری از افراد است حتی مردمان کشورهای اروپایی؛ به واقع همه جای دنیا با آنچه به اسم دروغ و ایمان و شک داریم درگیر هستند و فرهادی از این درام استفاده کرد تا به یک وضعیت برسد و فقط بازیگران به ایفای نقش نمی پردازند و داستان داستانی نیست که به سادگی روایت شود. نیما بهدای مهر: فرهادی از طریق رویارویی آدم ها در فیلمش و با نمایش میزان پای بندی، تعهد و تقید انسان ها به ارزش ها در شرایط ملتهب و سخت و همچنین مکث هدفمند بر روی مسائل اعتقادی می خواهد به این موضوع برسد که ما چقدر در زندگی به این مباحث پایبند هستیم و با تحلیل درستی که از این مسائل در فیلمش و از طریق توجه دادن مخاطب به کاراکتر ساره بیات ارائه می دهد به نوعی تصویری حقیقی از مناسبات جامعه ایرانی را بازتاب می دهد. گرچه من معتقدم فیلم فرهادی درامی انتقادی و اجتماعی است اما می توان به نوعی آن را یک فیلم دینی برشمرد زیرا مفاهیم اثر با بستری از لایه های دینی پیوند خورده اند و درس هایی پرمحتوا برای اجتماع دارند و همین مساله این فیلم را شاخص و جهانی کرده و به اعتقاد من به این دلایلی که بیان شد باید آنرا مهم ارزیابی کرد. آزاددل: آیا برای خانواده ها نیز چنین فیلمی می تواند اثرگذار باشد؟ مثلا در صحنه ای که دختر خانواده (ترمه) دروغ می گوید و بعد خودش از گفته خود پشیمان می شود و گریه می کند چه برداشتی می توان داشت؟ احمد شاهوند: نمی توانیم بگوییم جدایی نادر از سیمین فیلم آموزنده ایست بلکه بهتر است از این وجه نگاه کنیم که شرایط می تواند اثرات بسیاری بر روی افراد بگذارد همانطور که در این فیلم شرایطی پیش آمد که پدر به دخترش دروغ بگوید پس فیلم آموزنده ای نمی تواند باشد. آزاددل: چرا درباره الی اصغر فرهادی مثل جدایی نادر از سیمین انقدر گسترده نشد و چرا حاشیه و صحبت برای جدایی نادر از سیمین بیشتر است؟ بهدادی مهر: درباره الی تم مشابهی از لحاظ ساختار دراماتیک با جدایی نادر از سیمین داشته اما آنچه که به نظر من جدایی نادر از سیمین را جهانی تر کرده می تواند پخش کننده های قدرتمند آن در عرصه های بین المللی باشد که درباره الی نتوانست این شانس را بدست بیاورد و جهانی شود. شاهوند: اگر جدایی نادر از سیمین فیلم اول اصغر فرهادی بود باز هم می توانست به این مقدار موفق و مطرح شود؟ به نظر من فرهادی موفقیت جدایی نادر از سیمین در ابعاد جهانی را مدیون درباره الی است. بهدادی مهر: از رقص در غبار تا جدایی نادر از سیمین مسیر پیشرفت فرهادی را میتوان دید. از همان زمانی که فرهادی فیلم نامه نویس مجموعه های تلویزیونی بود و دقت نظر بسیار داشت و چه زمانی که وارد عرصه سینما شد از همان ابتدا پدیده بود و یک مارک معتبر سینمایی برای سینمای امروز ماست و اعتبار جهانی سینمای ایران نیز مدیون وجود اصغر فرهادی است. یکی از دلایل توجه بیش از اندازه رسانه های خارجی به جدایی نادر از سیمین اعتبار خود فرهادی است یعنی خود فرهادی تعیین کننده است. یعنی حضورش در یک اثر چه در پشت دوربین یا به عنوان فیلم نامه نویس محرکی است برای توجه کردن و دقت داشتن به آن فیلم. برای مثال در فیلمی همچون دایره زنگی نشان داد در زمینه فیلم نامه نویسی نیزموفق است و در همین جدایی نادر از سیمین هم مساله بررسی دغدغه های انسانی می تواند یکی از مولفه های اصلی در پذیرش جهانی این فیلم باشد. در کنار آن نیز نام خود فرهادی تاثیر گذار است و اعتبار جهانی را کسب کرده است و میتوان با خیال راحت منتظر ساخت آثار بعدی اصغر فرهادی بود صفوی: فرهادی درام را بسیار خوب می شناسد، چهارچوب یک فیلم را به درستی رعایت می کند، فیلمش را جذاب می سازد و از این به بعد کارش از لحاظ تکنیکی سخت تر خواهد شد. نوع نگاهش به بازیگر و بازی گرفتن از بازیگر ما را از فیلمش مطمئن می کند و شاید وجه اهمیت جدایی نادر از سیمین نیز در همین رعایت چهارچوب ها و قواعد سینمایی است. بهدادی مهر: فرهادی تصویر عینی زندگی آدم ها را در آثارش جلوه می دهد یعنی روی پرده شما نمایش نمی بینید با واقعیتی که در زندگی همواره جاریست روبرو می شوید و همذات پنداری می کنید و با هر کدام از شخصیت ها می توانید ارتباط برقرار کنید متاسفانه بحث تکنیک در سینمای ما به قدری وارونه نگاه شده که همه فکر می کنند اگر یک نورپردازی خیلی غلو شده و میزانسن خیلی صریح و آشکار در فیلمش به تصویر بکشد یعنی تکنیک رعایت شده در حالی که تکنیک این نیست بلکه ما باید به قدری به اوج تکنیک در یک اثر برسیم که ملموس نباشد و مخاطب اصلا متوجه موضوع نشود که در حال فیلم دیدن است بلکه گمان کند برشی از زندگی خود و یا برگی از دفتر زندگی خود را دیده و ورق زده است و به قدری با شخصیت ها همذات پنداری می کند که تا آخر فیلم حتی پلک هم نمی زند. به واقع فرهادی می داند برای چه جامعه و قشری فیلم می سازد گر چه نمیگوید برای چه قشری فیلم می سازد و کل جامعه انسانی را در قالب تصویر نشان می دهد، برخلاف هامون مهرجویی که فیلمش برای قشر روشن فکر آن دوره است و یا حاتمی کیا که فیلم های جنگی او خبر از جبهه و جنگ و قشر جانباز و شیمیایی میدهد آزاددل: پله بعدی فیلمسازی فرهادی چه چیزی می تواند باشد؟ صفوی: گمان می کنم بر روی درام خیلی بیشتر فکر خواهد کرد و آثارش بستر دراماتیک بسیار قوی خواهد داشت گرچه من بر این باورم که فیلم را باید به عنوان یک فیلم ببینیم نه بیشتر. آزاددل: فکر می کنید فروش بالای جدایی نادر از سیمین چقدر تحت تاثیر اخراجی ها بوده و چقدر مربوط به درباره الی میشود ؟ شاهوند: نظر من این است که به خاطر جوی که نوروز پیش آمد و همچنین بازار داغ تحریم اخراجی های 3 فیلم جدایی نادر از سیمین به چنین فروش میلیاردی دست یافت. شخصا چنین رقمی برای فیلم فرهادی پیش بینی نمی کردم. بهدادی مهر: وقتی فیلم خوبی ساخته شود که حرف برای گفتن به مخاطب داشته باشد بی شک مورد استقبال آن قرار می گیرد اما جدا از همزمانی جدایی نادر از سیمین با اکران اخراجی های 3 و جدا از نام اصغر فرهادی درون مایه بسیار خوبی برای مخاطب دارد و مخاطب می رود فیلمی را ببیند که بازتاب زندگی خودش باشد و با فیلمی درگیر می شود که بتواند با شخصیت های ان درگیر شود وقتی این فیلم را برای دیدن انتخاب کرد چون بازتاب زندگی است جذب آن شده نه به آن دلیل که فیلم قدرتمندی است بلکه در نگاه اول متوجه می شویم که درون مایه فیلم در این امر بسیار تاثیرگذار بوده است . آزاددل: در ابتدای فیلم، جدایی سیمین از نادر بود و در پایان فیلم جدایی نادر از سیمین. در این بین با وجود اینکه ظاهرا پدر نادر هم فوت کرده، چه چیز قدرتمندی باعث شده که نادر تصمیم به جدایی بگیرد؟ بهدادی مهر: دلیل جدایی سیمین از نادر در ابتدای فیلم اعتقادی بود که وی در خصوص فضای جامعه ایرانی داشت و اینجا را فضای مناسبی برای زندگی دخترش نمیدانست اما بعد از دو ساعت از تماشای فیلم در نهایت به این نتیجه میرسیم که سیمین زندگی نادر را دچادر تلاطم کرد با توهین و تحقیر وی و زیر سوال بردن هویت فردی و انسانی وی، نادر را در تصمیم برای جدایی مصرتر ساخت و در آخر به اینجا رسید که نادر از سیمین جدا شود. گرچه حرف های بسیاری در خصوص این فیلم فاخر بین اهالی هنر و منتقدان مطرح است اما در نتیجه گیری نهایی از این بحث در غرفه سی نت به این نتیجه رسیدیم که جدایی نادر از سیمین نقطه قوت و شاهکار سینمای ماست هم از لحاظ تکنیک و هم از لحاظ مفهومی که دارد و به همین علت مخاطبین بسیاری در سطح جهان برای خود پیدا کرده است. مرگ با چشمان بسته ...
فيلم نيوز: فیلم با نریشن نامههای پر از دلتنگی یک برادر، یک کارگر کشتی در آبهای اقیانوس شروع میشود و گیرندهی نامهها، خواهر دبیرستانی او، پرستو را در حال شیطنت در کوچههای خیس محلهای سنتی میبینیم... دختری که(مثل بیشتر و اگر نه همهی دختران نوجوان) حواسش به همهی پسرهای محل هست؛ پسرهایی هم هستند که روی او نظری خاص دارند و او آنها را طرد میکند؛ به مرد متأهلی از اهالی محل در حال قدم زدن با همسر دوم (و البته صیغهای) خود است، نگاهی کنجکاوانه ��� یا حتی توجهی ویژه ��� دارد؛ برای رفتن به مغازهای در محل از پدرش اجازه میگیرد؛ دوست دارد وکیل شود و حواسش هست که جوان بیمادر محله، کادوی روز مادر را در دستان او نبیند. همهی این توصیفات دقیق، تصویری روشن ارائه میدهد از دختر خانوادهای سنتی و با همهی عواطف پاک و طبیعی دختری نوجوان که با برادر بزرگترش رابطهای بسیار گرم و دوستانه دارد. با این همه، فیلمنامه که به نظر میرسد اساس بسیار قوی و خوبی داشته، در آنچه میبینیم ناگهان دستخوش پَرِشی عجیب میشود و برههی بسیار حساسی از زندگی دختر را تنها در دو جملهی کوتاه و خبری خلاصه میکند، اتفاقات مهمی مثل دانشجو شدن، آشنایی با پسری از همکلاسیها و سر درآوردن از کمیتهی انضباطی و نهایتاً اخراج موقت و بعد هم ممانعت پدر از ادامهی تحصیل. این پرش اولین سردرگمی را برای بیننده ایجاد میکند و با دیدن وضعیت فعلی دختر این گیجی لحظه به لحظه بیشتر میشود؛ ظاهر و لباسهای پرستو تغییر کرده، او شبها با ماشینهای گرانقیمت و متنوع دیروقت به خانه برمیگردد، دوستان سابقش از او کناره میگیرند و مردم پشت سرش حرف میزنند. خود او در نامهای برای برادر مینویسد که تصمیم گرفته ��دیگر حرف نزند�� و به این ترتیب این تصمیم به همراه نادیده گرفته شدن آشکار از سوی پدر و مادر، وضعیت خانهی آنها را به سیاهی و سردی مطلق فرو میبرد. اما تا همینجا هم سؤالاتی منطقی برای بیننده ایجاد شده که هنوز امید دارد در ادامه جوابش را بیابد، اما داستان همه را بیجواب میگذارد؛ کمترینش این که چگونه پدری که آنقدر اتوریته داشته تا مانع از ادامهی تحصیل دخترش شود، حالا اینقدر منفعل است و به خودخوری و شرمندگی ��� تا حد اقدام به قتل دختر- اکتفا میکند و دختر نیز که شخصیتی چنین مستقل دارد که در برابر این حجم بالای بیاعتنایی و توهین و تحقیر به رویهی خود ادامه میدهد، چرا دربارهی تحصیلش چنین روندی را در پیش نگرفته است؟ آیا مسائل پیچیدهتر از آن است که به نظر میرسد؟ آیا نویسنده و کارگردان، بیننده را محرم ندانستهاند تا بعضی مسائل را بهتر بداند؟ یا داستان در محاق جرح و تعدیل به این روز افتاده است؟ برای یافتن جواب این سؤال، هرچند تماشاگر فیلم با دانستن این که عاطفه رضوی نیز زمانی در این فیلم بازی کرده و حالا وجود خارجی ندارد، حضور همایون ارشادی- وکیل و رئیس پرستو که همگی امیدوار بودهاند با دیدن او گرهی از کلاف سردرگم داستان باز شود- حتی به سی ثانیه نمیرسد و دیالوگها به شکلی آشکار و گاه برخورنده ��� مثل صحنهای که علی و امید به سبک فیلمهای مسعود کیمیایی در میان باد و برگهای پاییزی بر سر هم داد میزنند- عوض شدهاند؛ بالاترین احتمال را برای گزینهی آخر در نظر میگیرد، اما هنوز نمیتواند برای فیلمی که او را سردرگم کرده حق بیشتری قائل شود، مخصوصاً وقتی فیلم پس از سه سال خاک خوردن اجازهی اکران محدود یافته باشد. با ورود برادر به داستان در لحظهی درست آن، تماشاگر امیدی مییابد که سکوت این خانه را بشکند و لااقل در گفتگوی میان پدر و مادر با پسری که پس از شش سال بیخبری به خانه برگشته، جوابی برای وضعیت نامعلوم پرستو بیابد، اما باز این اتفاق به درستی شکل نمیگیرد. علی نماد واکنش، رابطه و شخصیت غیر سنتی یک برادر بزرگتر است و همان قدر که پرستو وصلهی ناجور این محله و این خانواده است، علی نیز در این میان غریبهای را میماند و با گذشتن دقایقی از حضور او، دیگر بیننده میفهمد که او از آن برادرهایی نیست که با شنیدن متلکی در خیابان یا شهرت بدی که خواهرش در این محل کسب کرده، سر او را بر سینهاش بگذارد و کار ناتمام پدر را به پایان برساند. در واقع انتظاری که داستان از علی ایجاد کرده، چیزی غیر از آنچه میبینیم نیست. او سعی میکند نگرانیاش را دربارهی خواهر کوچکش با انتظار کشیدن نشان دهد و حتی در پرسیدن هم تعلل میکند، گویی امیدوار است این موضوع ناراحت کننده به خودی خود دود شود و به هوا برود؛ طرز فکر انتزاعی یک جوان افسرده و عاطفی که به انزوا و انفعال پناه برده است و این در شغلی که برگزیده هم نمایان است، کار روی کشتی و در اقیانوس، جایی که چند ماه یکبار در زمانی کوتاه، رنگ ساحل را میبیند و با آن همه وحشت از غرق شدن و سکوت مرگبار دریا، به همان آبی عمیق و مهیب و تماشای ستارگان و مرور خاطرات دلخوش است. حتی وقتی هم که علی ناگزیر سؤالش را میپرسد، به نظر میرسد که امید، دوست دوران کودکی علی و جوانی که به پرستو علاقهای پنهان دارد، میخواهد در حمایت از پرستو حقایقی را پنهان کند، و این به آنجا میانجامد که صحنهی کلیدی فیلمنامه شکل بگیرد: "وَرِ آب" ور یا همان آزمایش آب، آزمایشی اسطورهای در ایران باستان است که چون عبور از آتش ��� مثل داستان سیاوش- که درستکاری را میآزماید، این بار این آب است که مرز میان راستی و دروغ را تعیین میکند و گویی این بازی قدیمی را علی، امید و پرستو از کودکی میشناسند. هرچند این تشریفات بدون توضیح یا اشارهای از قبل به بیننده ارائه میشود که به نظر میرسد لازم بوده است، اما این صحنه بالاترین تلاش فیلم برای گرهگشایی است، هرچند باز هم بسیاری از مسائل را به درک و حدس بیننده وا مینهد. پرستو ابتدا به راحتی میگوید پس از کارش به خانه برنمیگشته، چون دلِ خوشی آنجا وجود نداشته و علی را متهم میکند که او هم به همین دلیل فرار کرده، چون میتوانسته و چون ��پسر�� بوده است. او با گفتمانی شکبرانگیز از ��اتو زدن�� حرف میزند و بیننده که از قبل صحنههای بیرون رفتنهای او را با مردان مختلف که ظاهراً موکلان دفترند، دیده، باز هم نمیتواند پرستو را کاملاً مبرا کند که البته هدف هم این نیست. مقصود این است که آنچه پرستو را در این هزارتوی شک و بدنامی اسیر کرده، قضاوت مردمان دربارهی اوست که بیننده نیز میتواند در آن شریک باشد: یا ظاهر حرف های او را باور کند، یا حق را به مردمی بدهد که در خیابان علیه او امضا جمع میکنند، و یا از قضاوت بپرهیزد. با این همه آنچه سر پرستو را تا حد مرگ زیر آب نگاه میدارد، ماجرای او با مقدم است، مردی که ابتدای فیلم نگاه پرستو را به او دیدهایم، مردی که ظاهراً قیّم امید بوده و ابتدا همسر اولش را در اضطراب و وسواسش رها کرده، و حالا زن صیغهایاش بیتا را طرد میکند، چون در پی پرستوست. پرستو نیز به خاطر بیتا که معلوم نیست چگونه و از کی با او دوست شده، حاضر میشود به خواستههای مقدم تن بدهد تا مرد کودک دوسالهی بیتا را به او پس دهد؛ کودکی که مرده به دنیا آمده و امید در جریان این راز است. هرچند این داستان پیچیده که مشکلات منطقی خود را در دل دارد، نه چیزی به اصل ماجرا اضافه میکند و نه قضاوتی جدید به بینندهای که در طلب آن است، ارائه میدهد؛ اما نمایی جدید از شخصیت علی را آشکار میکند، جایی که کشیدهی او به مقدم حتی در سالن سینما نیز بدون واکنش تماشاگران نمیماند و از او انتظار دارند که به جای تنها یک سیلی، چاقویی در شکم او فرو کند. اینجاست که تفاوت علی با عرف سنتی خاستگاهش بیشتر نمایان میشود و تماشاگری که مسامحهی او را در برخورد قهری با خواهر به حساب علاقهی شدید علی به پرستو گذاشته، این بار برخورد او با مقدم را توضیحی بر شخصیت متفاوت او مییابد. علی نمونهی نادرِ مردی است که طبق قوانین خونین و خشک سنت و عرفِ �� نان بیغیرتی را خوردن و جگر نداشته را تعارف کردن�� رفتار نمیکند و قوانین خاص خود را برای زندگی دارد و از همین رو محکوم به مرگ است. او قربانی قابل پیشبینی چنین داستانی است و آن وقت، سنت بیرحمی که حاضر است برای دفاع از ناموس و نامی که خود تعریف کرده، چاقو به دست لرزان پدری بدهد و مادری را بفرستد تا پای برگهی بدنامی دخترش را امضا کند؛ در برابر مرگ همه چیز را میبخشد و میگذرد: مادری که دخترش را به هیچ میگرفته، محبتش را که با ثبات قدم سنگدلانهای دریغ میکرد، حالا به او ارزانی میکند و مردمی که خواهان طرد این خانواده از محله بودهاند، برای سرسلامتی به خانهی آنها میآیند. *** میگویند هنرمند مثل جانوران که لحظات پیش از زلزله را درک میکنند و بیقرار میشوند، خاصیتی پیشگویانه و پیامبرانه دارد و وقایع مهم تاریخی و اجتماعی را پیش از وقوع به صورتی ناخودآگاه حس میکند و در آثارش بازمیتاباند. فیلم زندگی با چشمان بسته توصیفی دقیق است از فضایی تلخ و عاری از حرکت و صدا، فرار نافرجام، روابط و عواطف و امید رو به اضمحلال، و مرگی ظاهراً نابهنگام، ولی محتوم. داستان با همهی سردی و ارتباط برقرار نکردنش برای همهی ما آشناییهایی پنهان در خود دارد، و در ور آب هرکداممان خاطرهای از آن یافت میشود و به همین دلیل است که زندگی با چشمان بسته با همهی کاستیها و سردرگمیهایی که در مسیر طولانیاش به آن دچار شده، در خاطرهی جمعی ما خواهد ماند.
دیالوگ های ماندگار: وقتي رفتي نفهميدم كي رفته، حالا كه اومدي تازه فهميدم كي اومده (بهروز وثوقي،گوزنها) دیالوگ های ماندگار: دوش آب سرد و ورزش معجزه مي كنه براي درمان عشق هاي هورموني (ويشكا آسايش به بچه هاي دبيرستان، ورود آقايان ممنوع) پوستر و عکسها و مشخصات و خلاصه داستان فیلمهای مهم ماه اکتبر+ فیلم های موفق ماه سپتامبر فیلمهایی مثل مانی بال، شیوع، عید مارس، چیز و پوستی که در آن زندگی میکنم با حضور ستارههای سینمای جهان و آرا و نظرهای منتقدانی چون راجر ایبرت و سایر کاربران و منتقدان در سایتهای آی ام دی بی و متا کریتیک. کافه سینما در سراسر جهان با شماست. برای دانستن و دیدن همه اینها کلیک کنید. فیلمهای موفق ماه قبل سپتامبر۲۰۱۱ مانی بال (Moneyball) در فصل جوایز از این فیلم بیشتر از اینها خواهیم شنید. فیلم جدید ��بنت میلر�� بهترین فیلم ماه سپتامبر بوده است امتیاز در آی ام دی بی : ۸.۲ امتیاز کابران در متاکریتیک: ۸.۱ /// امتیاز منتقدان در متاکریتیک: ۸۷ امتیاز راجر ابرت: ۱۰۰ /// امتیاز مانولا دارگیس: ۱۰۰ راندن (Drive) امتیاز در آی ام دی بی: ۸.۵ امتیاز کابران در متاکریتیک: ۷.۲ /// امتیاز منتقدان در متاکریتیک: ۷۹ امتیاز راجر ابرت : ۸۸ /// امتیاز ای. اُ. اسکات : ۵۰ ۵۰/۵۰ امتیاز در آی ام دی بی: ۸.۱ امتیاز کابران در متاکریتیک: ۸.۷ /// امتیاز منتقدان در متاکریتیک: ۷۲ امتیاز راجر ابرت : ۸۸ /// امتیاز ای. اُ. اسکات: ۵۰ جنگجو (Warrior) امتیاز در آی ام دی بی: ۸.۱ امتیاز کابران در متاکریتیک: ۸.۷ /// امتیاز منتقدان در متاکریتیک: ۷۲ امتیاز راجر ابرت: ۷۵ /// امتیاز ای. اُ. اسکات: ۹۰ شیوع (Contagion) امتیاز در آی ام دی بی: ۷.۳ امتیاز کابران در متاکریتیک: ۶.۱ /// امتیاز منتقدان در متاکریتیک: ۷۰ امتیاز راجر ابرت: ۷۵ /// امتیاز مانولا دارگیس: ۸۰ --------------------------------------------------------------------------- فیلمهای مهم ماه اکتبر۲۰۱۱ عید مارس (Idle of march) اکران: ۹ اکتبر بازیگران: رایان گاسلینگ- جورج کلونی-فیلیپ سیمور هافمن- پل جیامتی کارگردان: جورج کلونی _شب به خیر و موفق باشید-اعترافات یک ذهن خطرناک تریلر عید مارس با نگاهی چالشی و انتقادی به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، به موضوع قدرت طلبی انسانها میپردازد. ��جورج کلونی�� نقش ��مایک موریس��، کاندیدای ریاست جمهوری دموکراتی را بازی میکند که برای بدست آوردن رای در اوهایو وارد رقابت سختی شده است و ��رایان گاسلینگ�� نقش ��استفان میر��، مشاور رسانه ایی ایده آل گرای او را بر عهده دارد. وقتی موریس مطلع میشود که مشاورش رازی دارد که ممکن است در رقابت برای او مشکل ایجاد کند مجبور میشود بین یک مهره با ارزش و عطش پیروزی در انتخابات یکی را انتخاب کند. جورج کلونی و ��گرنت هسلوف�� فیلمنانه عید مارس را به براساس نمایش فاراگوت شمالی ��بیو ویلیمون�� نوشتهاند. کلونی اعتقاد دارد که عید مارس یک فیلم سیاسی نیست: ��فیلم داستان مردی است که میخواهد برنده شود به قیمت زیر پا گذاشتن همه چیز. این یک موضوع جهانی است که میتواند در محیطها و فعالیتهای مختلف اتفاق بیافتد. فقط کار در حوزه سیاست لذت و سرگرمی بیشتری دارد�� عکسهایی از فیلم بیبند و بار (Footloose) اکران: ۱۴ اکتبر بازیگران: کنی ورمالد، دنیس کوئید، اندی مک داول کارگردان: کریگ بریور این روزها هالیوود علاقهی زیادی به بازسازی فیلمهای دهه ۸۰ نشان داده است و در حال حاضر حداقل ۳۰ پروژهی بازسازی فیلمهای این دهه در مراحل مختلف تولید هستند. بیبند و بار یکی از آن هاست. نسخه اصلی فیلم موزیکال ��بیبند و بار�� را در سال ۱۹۸۴ ��هربرت راس�� ساخته و داستان جوانی است که از شیکاگو به شهری کوچک میآید که در آنجا موسیقی راک و رقصیدن ممنوع است و اتفاقاتی که برای او در این شهر سنتی میافتد، داستان فیلم را پیش میبرد. در نسخه اصلی ��کوین باکن�� نقش جوان اصلی فیلم را بازی میکرد که در نسخه جدید ��کنی ورمالد�� جایگزینش شده است. عکسهایی از فیلم تخطی (tesspass) اکران:: ۱۴ اکتبر بازیگران: نیکلاس کیج ��� نیکول کیدمن کارگردان: جوئل شوماخر_سقوط- باجه تلفن اگر در دهه ۸۰ به سر میبردیم، ایده بازی ��نیکولاس کیج�� و ��نیکول کیدمن�� در فیلمی از ��جوئل شوماخر�� کاملا نوید بخش و امیدوار کننده بود. اما گذشت زمان و افول این دو ستاره و آقای کارگردان شاید از اهمیت این فیلم بکاهد. فیلم داستان زن و شوهری است که خیانت و فریبکاری زندگیشان را آشفته کرده است و در این میان، آنها را برای باج خواهی گروگان میگیرند و اوضاع آشفتهتر میگردد. عکسهایی از فیلم چیز (The thing) اکران: ۱۴ اکتبر بازیگران: مری الیزابت وینستد، جول ادگرتون کارگردان: Matthijs van Heijningen این نیز یکی دیگر از پروژههای بازسازی فیلمهای دهه ۸۰ است. بعد از بازسازی دو فیلم مه و حمله به ناحیه ۱۳ ��جان کارپتنر�� در سالهای اخیر، فیلم تحسین شدهی ��چیز�� نیز بازسازی شده است. ��چیز�� که کارپنتر آن را در سال ۱۹۸۲ ساخت، در حقیقت بازسازی فیلمی کلاسیک به نام ��چیزی از دنیای دیگر�� است که هاوارد هاکس آن را تهیه کرده است. ��چیز�� فیلمی علمی- تخیلی است و داستان مبارزه اعضای یک ایستگاه فضایی با موجودات فضایی بیگانه را نقل میکند. عکسهایی از فیلم پوستی که در آن زندگی میکنم (The Skin I Live In) اکران: ۱۴ اکتبر بازیگران:آنتونیو باندراس کارگردان: پدرو آلمودوار_ بازگشت- آغوشهای گسسته در فیلم جدید پدرو آلمودوار، ��آنتونیو باندراس�� نقش جراح پلاستیک خبره ایی را بازی میکند که بعد از مرگ همسرش که در یک واقعه آتشسوزی در یک ماشین از بین رفته، تصمیم میگیرد یک نوع پوست مصنوعی اختراع کند که در برابر هر نوع آسیبی مقاوم است. در این بین او تصمیم میگیرد از مردی که به دخترش تجاوز کرده است انتقام بگیرد و این پسر را به گروگان میگیرد. آلمودوار فیلمش را اینگونه توصیف میکند: ��داستان ترسناکی که در آن خبری از جیغ و ترساندنهای ناگهانی نیست�� فیلم بعد از نمایش در جشنواره کن، تا به حال در برخی کشورهای اروپایی اکران شده و با استقبال منتقدین و مردم روبرو شده است. عکسهایی از فیلم مارتا مارسی می مارلین (Martha Marcy May Marlene) : اکران: ۲۱ اکتبر بازیگران: الیزابت اولسن، سارا پالسن، جان هاکز کارگردان:شان دورکین دلیل اصلیای که این فیلم در لیست فیلمهای مهم ماه قرار گرفته است، درخشش در جشنواره ساندنس امسال است. جایزه کارگردانی (داستانی) این جشنواره به ��شان دورکین�� رسید و همچنین این فیلم برای جایزه بزرگ هیئت داوران (داستانی) نیز نامزد شد و بازی ��الیزابت اولسن�� نیز بسیار مورد تحسین قرار گرفت. فیلم داستان زنی است که دچار پارانویا است و خانوادهی خود را ترک میکند و در این بین مردی سعی میکند از او سوء استفاده کند. عکسهایی از فیلم به موقع (In Time) اکران: ۲۸ اکتبر بازیگران: جاستین تیمبرلیک، آماندا سیفرید، سیلیان مورفی کارگردان: اندرو نیکول سیمون، ارباب جنگ این فیلم خلاصه داستان جذابی دارد. در آینده عمر انسانها در ۲۵ سالگی متوقف میشود و برای خرید عمر اضافه باید کار کنند. اما وقتی یک جوان بیش از این زمان عمر میکند برای نجات جانش از دست پلیسهای فاسد باید فرار کند. این فیلم سومی است که امسال با بازی ��جاستین تیمبرلیک�� اکران میشود (او در دو فیلم کمدی Friends with benefit و معلم بد نیز بازی کرده بود که تابستان امسال اکران شدند) عکسهایی از فیلم خاطرات عجیب غریب (Rum Diary). اکران: ۲۸ اکتبر بازیگران: جانی دپ، آرون اکهارت، جوانی ریبیسی، ریچارد جنکینز کارگردان: بروس رابینسون فیلم داستان روزنامه نگاری آمریکایی است که برای کار در روزنامهی محلی به پورتوریکو سفر میکند و این تغییر محیط زندگی برای او چالشهایی ایجاد میکند. داستان فیلم در سال ۱۹۵۰ میلادی میگذرد. فیلمنامه خاطرات عجیب غریب اقتباسی از رمان ��هانتر. اس. تامپسون�� مرحوم است و بسیاری امیدوارند تا جانی دپ بازی درخشانش در فیلم ترس و نفرت در لاسوگاس (که آن هم اقتباسی از کتاب تامپسون بود) را تکرار کند. البته فیلم برداری خاطرات عجیب غریب بیش از دو سال پیش انجام شده و مسئله اکرانش با مشکلاتی همراه بوده است. عکسهایی از فیلم بینام (Anonymous) اکران: ۲۸ اکتبر بازیگران: ریس ایفان، ونسا ردگریو، دیوید تئولس کارگردان: رونالد امریچ _۲۰۱۲، گودزیلا، روز استقلال بینام تریلری سیاسی است که به سراغ یک بحث قدیمی رفته است و این تئوری را مطرح میکند که آیا ��کنت آکسفورد�� نویسنده آثار منتسب به شکسپیر است؟ آیا شکسپیر یک کلاه بردار بوده است؟ آیا او واقعا نویسنده آثاری است که به او نسبت داده میشود؟ این بحث سر و صدای شکسپرینها را در خواهد آورد. در کنار آن به مسائل پشت پرده جانشینی ملکه الیزابت اول و شورش ��اسکس�� در برابر او میپردازد. عکسهایی از فیلم دیالوگ های ماندگار: يه پايان تلخ بهتر از يه تلخي بي پايانه(شهاب حسيني، درباره الي...) اگر می دونستم سرنوشت ما رو کی می بافه، حتما ازش می خواستم مال منو کلا بشکافه (هدیه تهرانی به رضا کیانیان، خانه ای روی آب) فرهاد رادمنش My E-mail ~> Farhad.modern@yahoo.com اختصاصي گروه مارشال مدرن استفاده از مطالب فوق تحت هر عنوان با اجازه فرستنده يا مدير گروه امكان پذير مي باشد
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| Powered By Amir Hejvani - Marshal | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| All Rights Reserved By Marshal Modern Group | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
__._,_.___
No comments:
Post a Comment