Monday, 17 October 2011

...:::Marshal-Modern:::... ~> Soto0one Marshal (115) <~



 

مارشال مدرن :: بزرگترین و جذابترین گروه اینترنتی ایران

 
 

 

 
 
 

برای عضویت در بزرگترین گروه ایران اینجا کلیک کنید

 
 

آخرین برنامه گروه مارشال مدرن :          تور 1 روزه و رویایی جنگلهای الیمستان بهمراه مدیران اصلی و همکاران گروه مارشال ... جمعه 29 مهر 1390 ... ثبت نام با خانم یوسفی : 09122867270

 
 

 

 

http://marshal-modern.ir/Archive/2011/9/10/pinao-banner2.gif

     
   

 

 

امنیت فنی گروه مارشال مدرن بر عهده تیم ایرانویچ میباشد

  

 

 
First Name
:
Farhad
 
Last Name
:
Rad Manesh
 
Position
:
Group Moderator
 
Email Address
:
 
Yahoo ID
:
Farhad.modern
 
Facebook Link
:
 
Marshal Club ID
:
Farhad
 
 
 
 
 
سلام به مارشالی های گل و دوست داشتنی
 
با شماره دیگه از ستون مارشالی با شما هستم در شماره قبلی در مورد گروه مارشال مدرن 2 مطالبی گفتم تا حالا بیش از 20000 نفر در این گروه عضو شدن عزیزانی که هنوز در این گروه عضو نشدن با استفاده از لینک زیر به عضویت گروه مارشال مدن 2 در بیان در این گروه ایمیلی برای شما ارسال نخواهد شد و فقط برای اطلاع رسانی در مواقع ضروری هست
 
با تشکر
فرهاد رادمنش - معاون گروه مارشال مدرن
   
 
در بخش صندلی داغ شما سوالات خودتون رو از تیم مدیریت و همکاران ما بپرسید بعد از گرفتن جواب در شماره بعدی ستون مارشالی جواب ها رو خواهید دید فقط در قسمت عنوان بنویسید صندلی داغ
 
سوال از امیر حجوانی :

با سلام میخواستم از آقای حجوانی بپرسم تا حالا عاشق شدن؟!

پاسخ امیر حجوانی : سلام به شما ... بله عاشق شما و مارشالیها !

 

سوال از امیر حجوانی :

بهترین و بدترین خاطره ای که از گروه مارشال دارید رو میگید؟

پاسخ امیر حجوانی : سلام به شما ... بهترین خاطره ام روزی بود که شبکه PMC کلیپهای مارشالیها رو پخش کرد و البته هنوزم داره پخش میکنه که به نظرم خیلی خاطره انگیز شد ...

بدترین خاطره ام از دست دادن خانم نلی سلطانی (همون دختر زیبایی که بر اثر سرطان تاسوعای سال گذشته فوت کرد) بود که هنوزم فراموش نکردم و گاهی در خلوت خودم ساعتها بابت اون اتفاقات تلخ گریه میکنم

 
ارسالی از:پردیس
سلام به دوستاي عزيزم 
پيشاپيش از طولاني شدن ميلم عذر ميخوام
اول از همه ميخوام به عموي عزيزم و زن عموي دوست داشتنيم واسه اتفاق قشنگي كه واسشون افتاده تبريك بگم  :
وقتی لبخنددنبال جایی برای نشستن میگردد
آرزومیکنم،لبانتان آن نزدیکی باشد!
 
دوم در مورد پيامي كه توي چند ستون قبل زدم و گفتم كه دوست دارم فيلماي خوب رو بهتون معرفي كنم ، ولي افتخار اينو پيدا كردم كه در مجله ي سينمايي همكاري كنم و واسه علاقه مندان به سينما مطلب تهيه كنم، اولين شمارش كه شنبه هفته گذشته ارسال شد و احتمالا الان كه اين مطلبو ميخونيد دومي هم اومده، اما من نظر هيچكسو در موردش نديدم، نميدونم دوستان زياد متقاضي مجله سينمايي نيستن يا طرح جديد آقاي رادمنش واسشون جالب نبود؟ به هر حال دوست دارم نظرتونو بدونم، 
اين آخر هفته ٢ فيلم خارجي ديدم كه يكيش عالي و ديگري فوق العاده مزخرف بود:
١ _ trust
يه فيلم خونوادگي و آموزنده بود، داستان راجع به دختري ١٤ ساله كه خونواده گرم و صميمي داشت ولي متاسفانه مورد سو استفاده ي دوست اينترنتيش قرار ميگيره، 
ميدونم سوژش تكراريه ولي چنان زيبا احساسات پدر اين دختر و سادگي و زودباوري خودشو نشون ميده كه بيننده رو جذب ميكنه، نكته جالب اين فيلم هم اينه كه جوري ساخته شده كه خونواده ها و نوجووناي اون رده سني قادر به ديدنش باشند، من كه واقعا خوشم اومد

 
٢_  final destination5
كه اول واسه خودم متاسفم كه اين سري فيلمو دنبال ميكنم چون فقط و فقط قسمت اولش قشنگ بود، البته من بخاطر اينكه همه ي مرگ ها رو در اثر اتفاقات طبيعي نشون ميده و اينكه كوچكترين جزييات ميتونه يه اتفاق بدو رقم بزنه از سوژش خوشم مياد ولي از شماره ٤ اون خيلي غلو شده و مرگ هاشون عجيب و غريبه و ازون حالت طبيعي خارج شده، ديگه هيجان هم نداره، اميدوارم كه در صدد ساختن قسمت بعديش نباشند

 
در مورد فيلم هاي ايراني:
آلزايمرو با دوستم رفتيم سينما ببينيمش كه متاسفانه چون خودمون ٢ تا بوديم فيلمو واسمون پخش نكردن و باعث تاسف بود 
 
و اما يك حب قند كه ٢٠ مهر تو كل كشور اكران شده واقعا معركه بود، پيشنهاد ميكنم حتما اين فيلمو تو سينما ببينيد، تصوير برداري زيبا و استفاده از رنگ و نورپردازي متفاوت و بازي راحت و فوق العاده ي بازيگرانش واقعا دلنشين بود، البته زبون صحبت كردنشون يزدي بود كه من بعضي حرفاشونو متوجه نميشدم و تصميم دارم يك بار ديگه ببينمش، هموطن هاي عزيز و هم گروهياي خوبم واسه ارتقا فرهنگ و دفاع از هنرهاي سركوب شده و تشويق واسه شكوفايي  اونا بريد سينما، همونجور كه به رفتن به مهموني يا بازار اهميت ميدين به سينماهاتون هم اهميت بديد، مطمئنا پشيمون نميشيد 
 
و مطلب سومم هم اينه كه يه آهنگ فوق العاده و جديد گوش دادم كه حيفم مياد باهاتون شريك نشم، البته با گوش دادنش دل آدم خيلي ميگيره مخصوصا اونايي كه دچار قصه ي تلخ عشق ١ طرفه هستن ولي واقعا زيباست ، من متن ترانشو واستون مينويسم و اگه علاقه مند به شنيدنش هستين به راحتي با نوشتن اسم ترانه در گوگل ميتونيد دانلودش كنيد:

 
پاييز سال بعد
دنياي ما اندازه ي هم نيست
من عاشق بارون و گيتارم
من روزها تا ظهر ميخوابم
من هر شبو تا صبح بيدارم
دنياي ما اندازه ي هم نيست
من خيلي وقتا ساكتم سردم
وقتي كه ميرم تو خودم شايد
پاييز سال بعد برگردم
دنياي ما اندازه ي هم نيست
ميبوسمت اما نميمونم
تو دائم از آينده مي پرسي
من حال فردامم نميدونم 
تو فكر يه آغوش محكم باش
آغوش اين ديوونه محكم نيست
١٠٠ بار گفتم باز يادت رفت
دنياي ما اندازه ي هم نيست

 
( و در آخر از عشق يك طرفه حذر كنيد و نذاريد بار غصه اون خوردتون كنه كه مجبور شيد اين حرفارو بشنويد)

 
پاسخ فرهاد رادمنش : سلام پردیس گرامی استقبال از مجله سینمایی مانند قبل بوده و من هنوز فرصت نکردم برای شما نظرات دوستان رو بفرستم در این هفته باید جلسه ای با جناب حجوانی در مورد مجله سینما بزاریم و نحوی ورود مستقیم شما رو تو این بخش به بحث بزاریم و بعد از اون ایمیل شما رو در مجله به نمایش بزاریم و احیاناً از شما هم بخوایم ایمیل مارشالی خودتون رو تغییر بدید و اگه می بینید هنوز در مجله قرار نگرفته به این دلیل بوده که خدای نکردی براتون مزاحمتی ایجاد نشه چون ایمیل های دوستان ایمیل سندر چند وقت یکبار مورد هجوم افرادی قرار می گیره که هنوز دلیل این برای ما مشخص نشده...

پاسخ مدیریت گروه - امیر حجوانی : سلام و درود به خانم پردیس و خیر مقدم به شما و عرض خسته نباشید بابت مجله سینمایی بسیار خوبی که ارسال کردید اتفاقا ایمیل شما رو فرهاد برای ارسال نظرات قرار داده بود ولی به چند دلیل نمایش داده نشد که مهمترینش همون خود آدرس ایمیلی بود که انتخاب کردید و بنظرم نیاز به تغییر داره ... سایر موارد رو حتما پس از جلسه با فرهاد عزیز به عرضتون خواهیم رسوند باز هم ممنون و خسته نباشید

 
ارسالی از:سمیرا
 
کفتر جلد خونمون کفتر خوب و مهربون کفتر خوب و باوفا شاه همه پرنده ها
وقتی می ری تو آسمون نقطه می شی توی هوا نگات به دستای منه، تنت کجا؟ دلت کجا؟
معلم عزیز من گفته یه انشاء بنویس از گل های روی زمین تا دل ابرا بنویس
چی بنویسم طوقی جون حرفی نمونده واسمون
انشاء که نیست درددله حرفای ساده مشکله
به نام اون خدایی که واسه همه دنیا نفسه کاشکی که فردا نرسه
شبای هیچ بنده خدا نباشه مثل شب ما
به آسمون نگاه کنه تا صبح دعا دعا کنه
که کاشکی شب سحر نشه هیچ کسی دربه در نشه صابخونمون فردا نیاد
اثاثو توی کوچه خیس نریزه با داد و بیداد
اگر که نصف شب بابام بساطشو جمع بکنه یه ذره از عروده هاش سر هممون کم بکنه سیلی تو گوشم نزنه وقتی که دلخوشیش کمه
مادربزرگ اگر بازم زیاد برام دعا کنه شاید اگر بیشتر از این خدا رو صدا کنه
اگر که خواهر کوچیکم راه بره بازم بی عصا
طوقی خوب و مهربان شاه همه پرنده ها قسم به عزت خدا می برمت امام رضا
 
 
ارسالی از:تک تنها
 
این یک خواهش ازطرف کودک درون یک دخترجوان از تمامی مادران و پدران گذشته و آینده
 
مطمئنآ در آن دنیا جایم امن بود که  این دنیا رو نمی خواستم.ولی به این دنیا فرستاده شدم با هزاران ترس که در ضمیر ناخودآگاهم بود. 
 
خواهش می کنم وقتی ترس کودک خودرا می بینید با تمام وجود آن را درک کنید لحظه ای خود راجای کودکی بذارید که از سر ناشناختگی موجودی یا ... می ترسد.شمامامان باباها هر آنچه را که در کودکی در ما درست کنید آینده ای بهتر برای ما ساخته اید.اگر ترس هایمان را رفع کنید با مهربانی و با تلاش برای شناخت و با منطق نه با دادو دعوا نه با زور و خسته شدن و از کوره به در رفتن و نه با گول زدن کودک
 
خواهش می کنم این مطلب را باور داشته باشید در هر سنی دریچه ای از احساسات برای ما باز میشود شما ایکه در گذشته این راه را رفتین برای ما شرح دهید نصحیت نکنید راه و چاه را نشان دهید نه ابزار حرکت رابگذارید ذهن خلاق من نوع حرکت را پیدا کند شما کنارم باشید.
 
خواهش می کنم اگر تا به حال به این موضوع توجه نکرده اید و یا خود نیز دچار این همه سوالات هستید اول خودرا بازسازی کنید و بعد کودکتان را.
 
خواهش می کنم باور داشته باشید زمانه عوض شده است مطمئنآ اصول راه حل های درست عوض نمی شود نوع بیان آن را باید عوض کرد رنگ و زیبایی و خلاقیت به آن اضافه کرد.
 
تربیت کودک تنها به آغوش باز و خریدن و دفتر و بازی ختم نمی شود.کودک نمی تواند آن همه احساسات ناشناخته رو بیان کند. شما والدین باید آن احساسات را مانند یک کاوشگر کشف کنید و مانند یک کیمیاگر به طلا تبدیل کنید.
 
مامان بابا های آینده روح خود را بسازید تا هم خود به آرامش برسید و هم دیگران
 
 
 ارسالی از:شیدا زمزمیان
این گونه نگاه کنیم
 
1.    مرد را به عقلش نه به ثروتش
2.    زن را به وفايش نه به جمالش
3.    دوست را به محبتش نه به کلامش
4.  عاشق را به صبرش نه به ادعايش
5.  مال را به برکتش نه به مقدارش
6.  خانه را به آرامشش نه به اندازه اش
7.  اتومبيل را به کاراييش نه به مدلش
8.  غذا را به کيفيتش نه به کميتش
9.   درس را به استادش نه به سختيش
10.  دانشمند را به علمش نه به مدرکش
11.  مدير را به عمل کردش نه به جايگاهش
12.  نويسنده را به باورهايش نه به تعداد کتابهايش
13.  شخص را به انسانيتش نه به ظاهرش
14.  دل را به پاکيش نه به صاحبش
15.  جسم را به سلامتش نه به لاغريش
16.  سخنان را به عمق معنايش نه به گوينده اش
 
در انتشار آنچه خوبيست و ردي از عشق در آن هست آخرين نفر نباشيد!
شيدا
 
ارسالی از:میترا اکبری
 
سلام وخسته نباشید.این روزازیادمزاحم میشم ببخشید.یه خواهش دارم:دنبال یه شعرمیگردم اگه کاملشوتوستون بذاریدخیلی مدیونتون میشم.این قسمتی ازشعره:به نسیمی همه راه به هم میریزد/کی دل سنگ تورااه به هم میریزد/سنگ دربرکه میندازم و میپندارم/به همین سنگ زدن اب به هم میریزد...دراخرازاقای رادمنش به خاطرویرایش پیامم تشکرویزه دارم.درپناه حق
 
 
 
پاسخ فرهاد رادمنش : سلام و درود خدمت خانم اکبری شعر زیبایی بود متاسفانه من کامل اون رو ندارم از دوستانی که کامل این شعر رو دارن یا مطلبی در موردش دارن می خوام که برای ستون مارشالی ارسال کنن
 
 
 
ارسالی از:عادل لطیفی
سلام خدمت مدیران محترم گروه مارشال دیگه اسم نمیبرم شاید کسی یادم بره
من فقط یک انتقاد داشتم
قبلا محتوای ایمیلاتون فوقالعاده بود و من بدون نوبت سراغ ایمیلای شما میرفتم اما مدتیه بیشترش شده تبلیغ یا تبلیغ آرایشی بهداشتی-یا کنسرت- و یا هم تور مسافرتی
امیدوارم ناراحت نشید اما واقعیت همینه لطفا در قسمت ستون مارشالیها بگزارید تا همه ببینند و نظر بدهند ایا حرفم درسته یا نه
دیگه خیلی کم ایمیل مفید از گروه شما دریافت میشه
این را از روی دلسوزی گفتم
موفق باشید
 
پاسخ فرهاد رادمنش : سلام و درود خدمت جناب لطیفی من مطلب شما رو گذاشتم و دوست دارم بقیه هم نظرات خودشون رو برای ما ارسال کنن بحث تبلیغات که بحث جدایی هست و محتوای اونا دست ما نیست مثل سایر تبلیغات رسانه ها و تعداد اونم در روز بیشتر از 2 ایمیل نیست و ما 5تا 7 ایمیل با موضوعات مختلف داریم و کنسرت و تور هم مواردی هست که درخواست خود کاربر ها هست وقتی یک تور در کمتر از یک هفته و با 1 یا 2 تبلیغ تکمیل می شه یعنی مورد استقبال قرار گرفته یا همین گزارش تورها جر پر بزدیدترین ایمیل های ما هست
 

پاسخ مدیریت گروه - امیر حجوانی : سلام و درود به شما و ممنون بابت نظرتون ... البته شما قطعا در جریان هزینه های سنگینی که برای گروه میشه نیستید و اینکه تور و کنسرت چیزیست که بشدت مخاطبان مارشال از اون استقبال میکنن و به درخواست خودشون این برنامه های شاد رو برگزار میکنیم ... و در مورد سایر تبلیغات محدودی که ارسال میشه فکر کنم حق هر رسانه پر بیننده ای باشه که بخش کوچکی هم به تبلیغات اختصاص بده این قانون رسانه های دنیا است ... الان شما به صفحه نیازمندیهای همشهری توجه کردید که چند صفحه هست یا داخل خود روزنامه چه فضاهایی رو تبلیغات اشغال کرده ؟ اما فرهنگ مطبوعات و تبلیغات اون جا افتاده ولی متاسفانه در اینترنت هنوز خیلی فقر فرهنگی داریم ... ضمنا در مورد ایمیلها اکثر بخشها پوشش داده شده شما به ما بگید چه ایمیلی جاش خالی است تا ارسال شه؟ (در چارچوب و محدودیتهایی که میدونید قوانین جرائم رایانه ای ایران داره)

 

ارسالی از:مژگان نادم
 
لازم است گاهی از مسجد ، کلیسا و ... بیرون بیایی و ببینی پشت سر اعتقادت چه میبینی ترس یا حقیقت ؟!
لازم است گاهی از ساختمان اداره بیرون بیایی ، فکر کنی که چه‌قدر شبیه آرزوهای نوجوانیت است ؟
لازم است گاهی درختی ، گلی را آب بدهی ، حیوانی را نوازش کنی ، غذا بدهی ببینی هنوز از طبیعت چیزی در وجودت هست یا نه ؟!
لازم است گاهی پای کامپیوترت نباشی ، گوگل و ایمیل و فلان و بهمان را بی‌خیال شوی ، با خانواده ات دور هم بنشینید ، یا گوش به درد دل رفیقت بدهی و ببینی زندگی فقط همین آهن‌پاره‌ی برقی است یا نه ؟!
لازم است گاهی بخشی از حقوقت را بدهی به یک انسان محتاج ، تا ببینی در تقسیم عشق در نهایت تو برنده ای یا بازنده ؟!
لازم است گاهی عیسی باشی ، ایوب باشی ، انسان باشی ببینی می‌شود یا نه ؟!
و بالاخره لازم است گاهی از خود بیرون آمده و از فاصله ای دورتر به خودت بنگری واز خود بپرسی که سالها سپری شد تا آن بشوم که اکنون هستم... آیا ارزشش را داشت ...؟!   
 زیبائی در فراتر رفتن از روزمرگی‌هاست...
 
ارسالی از: ساسان
 
ادب اصیل ما
شب سردی بود ���. پیرزن بیرون میوه فروشی زل زده بود به مردمی که میوه میخریدن ���شاگرد میوه فروش تند تند پاکت های میوه رو توی ماشین مشتری ها میذاشت و انعام میگرفت ��� پیرزن باخودش فکر میکرد چی میشد اونم میتونست میوه بخره ببره خونه ��� رفت نزدیک تر ��� چشمش افتاد به جعبه چوبی بیرون مغازه که میوه های خراب و گندیده داخلش بود ��� با خودش گفت چه خوبه سالم ترهاشو ببره خونه ��� میتونست قسمت های خراب میوه ها رو جدا کنه وبقیه رو بده به بچه هاش ��� هم اسراف نمیشد هم بچه هاش شاد میشدن ��� برق خوشحالی توی چشماش دوید ..دیگه سردش نبود !پیرزن رفت جلو نشست پای جعبه میوه ���. تا دستش رو برد داخل جعبه شاگرد میوه فروش گفت : دست نزن نِنه ! وَخه برو دُنبال کارت ! پیرزن زود بلند شد ���خجالت کشید ! چند تا از مشتریها نگاهش کردند ! صورتش رو قرص گرفت ��� دوباره سردش شد ! راهش رو کشید رفت ��� چند قدم دور شده بود که یه خانمی صداش زد : مادر جان ���مادر جان ! پیرزن ایستاد ��� برگشت و به زن نگاه کرد ! زن مانتویی لبخندی زد و بهش گفت اینارو برای شما گرفتم ! سه تا پلاستیک دستش بود پر از میوه ��� موز و پرتغال و انار ���.پیرزن گفت : دستِت دَرد نِکُنه نِنه���.. مُو مُستَحق نیستُم ! زن گفت : اما من مستحقم مادر
 
من ��� مستحق داشتن شعور انسان بودن و به هم نوع توجه کردن ودوست داشتن همه انسانها و احترام به همه آنها بي هيچ توقعي  ���اگه اینارو نگیری دلمو شکستی ! جون بچه هات بگیر ! زن منتظر جواب پیرزن نموند ��� میوه هارو داد دست پیرزن و سریع دور شد ��� پیرزن هنوز ایستاده بود و رفتن زن رو نگاه میکرد ��� قطره اشکی که تو چشمش جمع شده بود غلتید روی صورتش ��� دوباره گرمش شده بود ��� با صدای لرزانی گفت : پیر شی ننه ���. پیر شی ! خیر بیبینی
!
در تصاویرحکاکی شده بر سنگهای تخت جمشید هیچکس عصبانی نیست
 هیچکس سوار بر اسب نیست
هیچکس را در حال تعظیم نمی بینید
 در بین این صدها پیکر تراشیده شده حتی یک تصویر برهنه وجود ندارد.
 این ادب اصیل مان است:نجابت - قدرت - احترام - مهربانی - خوشرویی���
برای همه ایرانیان بفرست تا یادمان
نرود که هستی
 
 
پاسخ فرهاد رادمنش : سلام و درود ساسان عزیز مطلب زیبایی بود اینو چندیت بار برای خودم ارسال کردن اما بر خلاف رویه ستون مارشالی اینو در ستون گذاشتم چون واقعاً اموزنده هست و قسمت آخر اونم واقعاً جای مباهات برای هر ایرانی هست
 
 
ارسالی از:سعیده فراهانی
 
سلام خسته نباشید من سحر زمینی که نام مستعار نتی من هست من وبلاگی زدم به نام شاعرانه , که از داستانها و اشعاری که از سایت پر محتوای مارشال دریافت میکنم در وبلاگم میزارم و از زحمات شما قدر دانی میکنم با تشکر
Fereshtehzamini.mihanblog.com
 
 
 
پاسخ فرهاد رادمنش : سلام و درود خانم فرهانی ممنون از لطف شما من وبلاگتون رو دیدم لطف کنید در قسمت پیوند ها لینک عضویت در گروه مارشال مدرن هم اضافه کنید
     
ارسالی از: رضا
 
روش زندگی....

دو قطره آب كه به هم نزديك شوند، تشكيل يك قطره بزرگتر ميدهند...
اما دوتكه سنگ هيچگاه با هم يكی نمی شوند !
پس هر چه سخت تر و قالبی تر باشيم،
فهم ديگران برايمان مشكل تر، و در نتيجه
امکان بزرگتر شدنمان نيز كاهش می یابد...

آب در عين نرمی و لطافت در مقايسه با سنگ،
به مراتب سر سخت تر، و در رسيدن به هدف خود
لجوجتر و مصمم تر است.
سنگ، پشت اولين مانع جدی می ايستد.
اما آب... راه خود را به سمت دريا می يابد.
در زندگی، معنای واقعی
سرسختی، استواری و مصمم بودن را،
در دل نرمی و گذشت بايد جستجو كرد.
گاهی لازم است كوتاه بيايی...
گاهی نمیتوان بخشید و گذشت...اما می توان چشمان را بست
و عبور کرد
گاهی مجبور می شوی نادیده بگیری...
گاهی نگاهت را به سمت ديگر بدوز که نبینی....
ولی با آگاهی و شناخت
وآنگاه بخشیدن را خواهی آموخت




*از زرتشت پرسیدند زندگی خود را بر چند اصل بنا كردی؟ **

**فرمود چهار اصل**:  *

*دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم*
*دانستم كه خدا مرا میبیند پس حیا كردم*
*دانستم كه كار مرا دیگری انجام نمیدهد پس تلاش كردم*
*دانستم كه پایان كارم مرگ است پس مهیا شدم*

 
ارسالی از مینا طاهری
سلام به همه مارشالیهای عزیز و دوست داشتنی، ببخشید که فرصت نمیکنم مطلبی برای ستون ارسال کنم ولی با تمام انرژی تور جنگل الیمستان حتما درخدمتتون هستم. به بهانه مهر و مهرگان این متن زیبا تقدیم به همه دوست های عزیزم 
دو دوست با پای پياده از جاده ای در بيابان عبور ميکردند. بين راه سر موضوعی اختلاف پيدا کردند و به مشاجره پرداختند.يکی از آنها از سر خشم؛بر چهره ديگری سيلی زد. دوستی که سيلی خورده بود؛سخت آزرده شد ولی بدون آنکه چيزی بگويد،روی شنهای بيابان نوشت "امروز بهترين دوست من بر چهره ام سيلی زد". آن دو کنار يکديگر به راه خود ادامه دادند تا به يک آبادی رسيدند. تصميم گرفتند قدری آنجا بمانند و كنار برکه آب استراحت کنند.ناگهان شخصی که سيلی خورده بود؛ لغزيد و در آب افتاد. نزديک بود غرق شود که دوستش به کمکش شتافت و او را نجات داد. بعد از آنکه از غرق شدن نجات يافت؛ بر روی صخره ای سنگی اين جمله را حک کرد: "امروز بهترين دوستم جان مرا نجات داد". دوستش با تعجب پرسيد: بعد از آنکه من با سيلی ترا آزردم؛ تو آن جمله را روی شنهای بيابان نوشتی ولی حالا اين جمله را روی تخته سنگ حک ميکنی؟ ديگری لبخند زد و گفت: "وقتی کسی ما را آزار ميدهد؛ بايد روی شنهای صحرا بنويسيم تا بادهای بخشش؛ آن را پاک کنند ولی وقتی کسی محبتی در حق ما ميکند بايد آن را روی سنگ حک کنيم تا هيچ بادی نتواند آن را از يادها ببرد. 
 
 
پاسخ فرهاد رادمنش :سلام و درود خدمت خانم طاهری مطلب زیبایی ارسال کردید با تاخیر مهرگان بر شما هم مبارک
 
 
ارسالی از: مهدی زکی زاده
 
تنها شد دلم
 
درسکوتی سرد تنها شد دلم
درشبی پردرد تنها شد دلم
 
ازدحام برگ ها در کوچه بود
فصل برگ زرد تنها شد دلم
 
درته چاه برادرهای خویش
خسته از پیوند تنها شد دلم
 
بی وفایی در مرامش چون نبود
مثل صدها مرد تنها شد دلم
 
همچو مجنون در فراق لیلی اش
بی تو ،صحراگرد، تنها شد دلم
 
بی رخت در کیش و مات زندگی
باز کم آورد.......... تنها شد دلم
 
.
.
.
.
برسر عهد قدیمی گر هنوز....
از سفر برگرد.... تنها شد دلم
 
19/7/90
ملتمس دعای خیر شما
مهدی زکی زاده
 
پاسخ فرهاد رادمنش :سلام و درود خدمت جناب زکی زاده از اینکه با ارسال اشعارتون در ستون مارشالی با ما هستید سپاسگذارم
 
ارسالی از :الناز
با سلام به گروه موفق مارشال این اولین بار هست که واستون ایمیل زدم.
قبل از هرچیز بهتون تبریک می گم و هر روز ایمیلاتون رو میخونم.
یه تشکر از علی پزشکی به خاطر داستان ها عالی که سند می کنند.
دوم یه تشکر بزرگ از فرزاد من واقعا استفاده می کنم.
اگه امکانش هست به جای ماهی 1 ایمیل حداقل 2 تا بفرستن.
و تشکر سوم از شقایق بالندری عزیز
در نهایت همتون رو دوست دارم و جمیعا عالی هستید.
ارادتمند شما
 الناز
 
 
پاسخ فرهاد رادمنش : سلام و درود الناز گرامی من از طرف همکارانم از شما تشکر می کنم سعی تیم مدیریت گروه و همکاران جلب رضایت شماست

پاسخ مدیریت گروه - امیر حجوانی : سلام و درود به خانم الناز ... فکر کنم شما به نوعی پاسخ آقای عادل رو دادید که میگفتن ایمیلها دیگه مفید نیست ... با تشکر از شما

ارسالی از: شهره
سلام به دوست جون خودم مژده عزیز
منم دلم برات تنگ شده. درسته که بی معرفتم و زنگ نمی زنم اینو قبول دارم ولی همیشه به یادت هستم. هر موقع عکسای تورها رو می بینم کلی برام تجدید خاطره می شه و روحیم و عوض می کنه.
نیلوفر جان امیدوارم تو هم حال و احوالت خوب باشه.
 
ارسالی از :آرزو احمدی
سلام امير جان مي خواستم بدونم چجوري مي تونم مطلب بگذارم؟

خيلي خيلي دوستون دارم راستي پ نه پ هارو بيشتر كنيد. ممنونم

 
 
 
پاسخ مدیریت گروه - امیر حجوانی : سلام و درود به خانم آرزو شما علاقمند هستید کجا مطلب بزارید منظورتون در گروه هست یا کلا در ایمیلها و وبلاگهای خودتون؟ با تشکر از لطفتون ما هم دوستون داریم 
ارسالی از :مصطفی نظیف
مگسی را کشتم 

نه به این جرم که حیوان پلیدیست، بد،است
و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صداست
طفل معصوم به دور سر من می چرخید
به خیالش قندم
یا که چون اغذیه ی مشهورش، تا به آن حد، گَندَم
ای دو صد نور به قبرش بارد
مگس خوبی بود
من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد
مگسی را کشتم
مرحوم حسین پناهی
با تشکر : مصطفی
 
 
پاسخ فرهاد رادمنش : سلام و درود جناب نظیف مرسی از انتخابتون عالی بود کارهای مرحوم پناهی تماماً در کنار سادگی پر مفهوم و نغز هستن بازم ممنونم
 
ارسالی از :بردیا
 

سلام دوستان عزیزم

امیدوارم که هر جا هستید موفق و سلامت باشید و قدر سلامتی تون رو بدونید

من شماره قبل نتونستم توی ستون پیامی بذارم چون متاسفانه مادر یکی از دوستان عزیزم به رحمت خدا رفت و روزهای سختی رو گذروندم .امیدوارم سایه هیچ مادری از سر فرزندانش کم نشه .آمین

برای شادی روح مامان دوستم خانم رخ افروز و تمام مادرانی که از این دنیا رفتند میخوام که یک صلوات و فاتحه بفرستید .از همه ممنونم

در ضمن حامد جان به شما هم تبریک میگم دانشگاه قبول شدید .موفق باشید

نمیدونم چه حسیه وقتی توی ستون پیامی نمیذارم دلم تنگ میشه واسه خودم ،واسه فرهاد واسه امیر ...واسه همه

 
پاسخ فرهاد رادمنش : سلام و درود بردیا گرامی درگذشت مادر دوست گرامیتون رو به نمایندگی از کادر مدیریت مارشال مدرن تسلیت می گم امیدوارم غم آخرتون باشه

پاسخ مدیریت گروه - امیر حجوانی : سلام و درود به بردیا خان گل منم به نوبه خودم از دست رفتن مادر دوستتون رو تسلیت عرض میکنم ... روحش شاد و یادش گرامی باد

 
ارسالی از :عباس سیاحی
 
سلام خدمت همه مارشالیهای گل خصوصاً زحمت کش های گروه خواستم بگم عکسهای تورها هم دیر ایمیل میشه هم کمرنگ تر هستش چرا ؟ بعد هم یه تور اطراف تهران بذارید نزدیک باشه ما هم بیایم پیروز و موفق باشید
 
 
پاسخ مدیریت گروه - امیر حجوانی : سلام و درود به شما ... دلیلش اینه که عکاسی تورها با چند دوربین انجام میشه و جمع و جور کردن همه عکسها کمی زمان بر هست ... ضمن اینکه هنوز دلیل کمرنگ بودنی که فرمودید رو متوجه نشدم که چه مشکلی داشته؟! چون شما اولین نفر هستید همچین موردی میفرمایید
ارسالی از :سارا رحیمی
سلام به فرهاد عزیز
سلام به مارشالیهای گل
من کلاً با عاشقی دیگران حال میکنم. یعنی از وقتی حامد جان ایمیلهای عاشقانه میفرسته خیلی حال میده. نمیدونم دلیلش چیه که یکی دو هفته اخیر اینقدر فضای ایمیلهای حامد عاشقانه شده اما خواستم از طریق ستون از ایشون تشکر کنم. امیدوارم دل همه آدمای دنیا پر از عشق باشه. اینجوری دل همدیگرو نمیشکنیم. امیدوارم دل حامدجان هم لبریز عشق باشه. در ضمن تبریک میگم که دانشگاه قبول شده. دعا کنید منم موقعیتم برای ادامه تحصیل فراهم بشه. با همسرم قرار گذاشتیم درس و دانشگاه رو ادامه بدیم. البته اگر کار و مشکلات مالی فرصتی باقی بزارن.
میدونی چرا بین انگشتان دست است؟؟؟؟؟؟؟
برای اینکه اون فاصله رو با دستای کسی که دوسش داریم پر کنیم. "شکسپیر
خوش باشید و سلامت
سارا
 
 
پاسخ فرهاد رادمنش : سلام و درود سارا گرامی عشق نعمت بزرگیه و هر کسی به نوعی این عشق رو نشون می ده که اقا حامد هم انجوری عاشق بودنشو نشون می ده ، امیدوارم شما و همسر عزیزتون هم در ادامه تحصیل موفق باشید

 

ارسالی از : ....

راز صدا در صومعه

اتومبيل مردي که به تنهايي سفر مي کرد در نزديکي صومعه اي خراب شد. مرد به سمت صومعه حرکت کرد و به رئيس صومعه گفت : "ماشين من خراب شده. آيا مي توانم شب را اينجا بمانم؟ " 
رئيس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت کرد. شب به او شام دادند و حتي ماشين او را تعمير کردند. 
شب هنگام وقتي مرد مي خواست بخوابد صداي عجيبي شنيد. صداي که تا قبل از آن هرگز نشنيده بود . صبح فردا از راهبان صومعه پرسيد که صداي ديشب چه بوده اما آنها به وي گفتند: 
" ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم . چون تو يک راهب نيستي" 
مرد با نا اميدي از آنها تشکر کرد و آنجا را ترک کرد. 
چند سال بعد ماشين همان مرد بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد . 
راهبان صومعه بازهم وي را به صومعه دعوت کردند ، از وي پذيرايي کردند و ماشينش را تعمير کردند.. آن شب بازهم او آن صداي مبهوت کننده عجيب را که چند سال قبل شنيده بود ، شنيد. 
صبح فردا پرسيد که آن صدا چيست اما راهبان بازهم گفتند: 
" ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم . چون تو يک راهب نيستي" 
اين بار مرد گفت "بسيار خوب ، بسيار خوب ، من حاضرم حتي زندگي ام را براي دانستن فدا کنم. اگر تنها راهي که من مي توانم پاسخ اين سوال را بدانم اين است که راهب باشم ، من حاضرم . بگوئيد چگونه مي توانم راهب بشوم؟" 
راهبان پاسخ دادند " تو بايد به تمام نقاط کره زمين سفر کني و به ما بگويي چه تعدادي برگ گياه روي زمين وجود دارد و همينطور بايد تعداد دقيق سنگ هاي روي زمين را به ما بگويي. وقتي توانستي پاسخ اين دو سوال را بدهي تو يک راهب خواهي شد."
مرد تصميمش را گرفته بود. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در صومعه را زد. 
مرد گفت :‌" من به تمام نقاط کرده زمين سفر کردم و عمر خودم را وقف کاري که از من خواسته بوديد کردم . تعداد برگ هاي گياه دنيا 371,145,236, 284,232 عدد است. و 231,281,219, 999,129,382 سنگ روي زمين وجود دارد" 
راهبان پاسخ دادند :" تبريک مي گوييم . پاسخ هاي تو کاملا صحيح است . اکنون تو يک راهب هستي. 
ما اکنون مي توانيم منبع آن صدا را به تو نشان بدهيم.." 
رئيس راهب هاي صومعه مرد را به سمت يک در چوبي راهنمايي کرد و به مرد گفت : "صدا از پشت آن در بود" 
مرد دستگيره در را چرخاند ولي در قفل بود . مرد گفت :" ممکن است کليد اين در را به من بدهيد؟" 
راهب ها کليد را به او دادند و او در را باز کرد. 
پشت در چوبي يک در سنگي بود . مرد درخواست کرد تا کليد در سنگي را هم به او بدهند.. 
راهب ها کليد را به او دادند و او در سنگي را هم باز کرد. پشت در سنگي هم دري از ياقوت سرخ قرار داشت.. او بازهم درخواست کليد کرد . 
پشت آن در نيز در ديگري از جنس ياقوت کبود قرار داشت. 
و همينطور پشت هر دري در ديگر از جنس زمرد سبز ، نقره ، ياقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت. 
در نهايت رئيس راهب ها گفت:" اين کليد آخرين در است " . مرد که از در هاي بي پايان خلاص شده بود قدري تسلي يافت. او قفل در را باز کرد. دستگيره را چرخاند و در را باز کرد . وقتي پشت در را ديد و متوجه شد که منبع صدا چه بوده است متحير شد. چيزي که او ديد واقعا شگفت انگيز و باور نکردني بود. 




.

.

.
.....اما من نمي توانم بگويم او چه چيزي پشت در ديد ، چون شما راهب نيستيد .
 

 لطفا به من فحش نديد؛ خودمم دارم دنبال اون کسي که اينو براي من فرستاده مي گردم تا حقشو کف دستش بگذارم!!!!!!!!!!!!!

 

 
پاسخ فرهاد رادمنش : قبلا از همه عزیزان خواشته بودیم که حتماً در انتهای ایمیلشون اسم مستعار یا اسم واقعی خودشون رو قرار بدن لطفاً از این به بعد این مورد رو رعایت کنید و از ارسال مخفف اسم های خودتون یا چند حرف جداً خودداری کنید این مورد رو اینجا تذکر دادم چون این عزیزی که این پیام رو گذاشتن اسمی نه در ایمیلشون مشخص بود و نه از روی ایدی می تونستیم تشخیص بدید
 
 
با تشکر از تمام دوستانی که در این شماره برای ما ایمیل ارسال کردند
شما هر پیامی از جمله تبریک تولد دوستان خود ، یافتن گمشده ، پیامهای تبریک و تسلیت بابت مناسبتهای عمومی و یا خصوصی ، انواع کمکهای خیریه و ... رو میتوانید در این ستون مطرح کنید
برای بخش صندلی داغ حتماً در قسمت عنوان صندلی داغ را درج نمایید
منتظر ایمیل های بعدی شما دوستان (اما خواهشا با فونت فارسی) هستم.
دوستانی هم که تمایل دارند ایمیل شخصی آنها در این ستون نمایش داده شود حتما در پایان پیام خود قید نمایند
از ارسال پیامهای سیاسی ، ضد دینی ، غیر اخلاقی ، تبلیغاتی و فورواردی سایر گروه ها هم اکیدا خودداری نمایید چون در این ستون ارسال نخواهد شد

 

برای ارسال پیامهای خود حتما به آدرس زیر هر پیامی دارید ارسال نمایید :

 

 

 

 

 

http://marshal-modern.ir/Archive/2011/9/10/pinao-banner2.gif

 

   
 

 
 

 

 
 

 
 

 
 
 

 
 

 

 
 

 
 

 
 

Powered By Amir Hejvani - Marshal

All Rights Reserved By Marshal Modern Group

 

 



__._,_.___


~~~~~~~~~ Marshal-Group-Modern ~~~~~~~~
~~~~~~> THE BIGGEST GROUP IN IRAN <~~~~~~
~~~~~ EXCLUSIVE GROUP BY AMIR HEJVANI ~~~~~
________________________________________________________

To Join marshal-group-modern Click This Url:
http://www.marshalclub.org/join
________________________________________________________

http://www.marshalclub.org/join
  http://www.marshalclub.org/join
    http://www.marshalclub.org/join
      http://www.marshalclub.org/join
        http://www.marshalclub.org/join
          http://www.marshalclub.org/join
            http://www.marshalclub.org/join
              http://www.marshalclub.org/join
                http://www.marshalclub.org/join
http://www.marshalclub.org/join
  http://www.marshalclub.org/join
    http://www.marshalclub.org/join
      http://www.marshalclub.org/join
        http://www.marshalclub.org/join
          http://www.marshalclub.org/join
            http://www.marshalclub.org/join
              http://www.marshalclub.org/join
                http://www.marshalclub.org/join
http://www.marshalclub.org/join
  http://www.marshalclub.org/join
    http://www.marshalclub.org/join
      http://www.marshalclub.org/join
        http://www.marshalclub.org/join
          http://www.marshalclub.org/join
            http://www.marshalclub.org/join
              http://www.marshalclub.org/join
                http://www.marshalclub.org/join




Your email settings: Individual Email|Traditional
Change settings via the Web (Yahoo! ID required)
Change settings via email: Switch delivery to Daily Digest | Switch to Fully Featured
Visit Your Group | Yahoo! Groups Terms of Use | Unsubscribe

__,_._,___

No comments:

Post a Comment