| | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| امنیت فنی گروه مارشال مدرن بر عهده تیم ایرانویچ میباشد
برای ارتباط مستقیم با خانم حسینی از طریق ایمیل آدرس زیر با ایشون در تماس باشید و نقطه نظرات خودتون رو با خانم حسینی در میان بگذارید. pary.sin2012@yahoo.com
ما به دنیا که می آییم، با گریه می آییم. از دنیا هم که می ریم برامون گریه میکنن. وسطش هم باید
خودمون اونقدر گریه کنیم تا با اشکامون شسته بشیم، زلال بشیم، بزنیم بیرون. (سلام سینما ـ محسن مخملباف) عکس های افتتاحیه فیلم "راه آبی ابریشم" ه فیلم "راه آبي ابريشم" داستان سفر دو کشتی ناخدا سلیمان و ناخدا ادریس را روایت می کند که برای اولین بار می خواهند مال التجاره خود را از میان دریا عبور داده و به چین ببرند (تا پیش از آن کشتی ها از کناره ساحل عبور می کردند تا راه را گم نکنند). در اوج تاریخ دریانوردی ایرانیان، شازان ابن یوسف که به تحصیل علم نجوم در دارالعلوم شیراز مشغول است پیشنهاد شغل کتابت کشتی را می پذیرد و به همراه دو کشتی سلیمان و ادریس به سفری دشوار و ناممکن می رسد. او از حوادث و ماجراهای این سفر نامه می نویسد. بازیگران و عوامل فیلم : بهرام رادان، داريوش ارجمند، رضا كيانيان، پگاه آهنگراني، پيام دهكردي، مهدي ميامي، محسن حسيني، فرشيد صمدي پور، هوشنگ قوانلو، محمدعلي قويدل، حميدرضا ميلاد و جمعي از بازيگران تئاتر و سينما و عزت الله انتظامي، بازيگراني از كشور چين و تايلند.
مترجم : سیدنی پولاک
هرکی یک نفر رو از دست می ده می خواد از یک کسی انتقام بگیره اگرم کسی رو پیدا نکنه می خواد از خدا انتقام بگیره! بازیگر قدیمی سینمای ایران در اوج تنگدستی در بیمارستان بستری شد
عبدا.. بوتیمار بازیگر قدیمی سینمای ایران که از جمله بدمن های سینمای موسوم به فیلمفارسی بود به تازگی دچار سکته قلبی شد و به کما رفت.
----------------
منبع : خبر آنلاین
جزیره شاتر (۲۰۱۰) تدی دنیلز: کدوم بدتره، مثل هیولا زندگی کنی یا مثل مرد بمیری؟
عکس های دیدنی بهرام رادان در قفس شیر
بهرام رادان بازیگر محبوب و موفق سینمای ایران همیشه دنبال هیجان و تفریح بوده است و به تازگی عکس های دیدنی او در قفس شیر به دست فارس سینما رسیده است.
با دقت به عکس های دیدنی بهرام رادان در قفس شیر توجه کنید,می بینید که این بازیگر با چه شجاعتی با این شیر دوست می شود و می تواند به او دست بزند.البته بهرام رادان باید مراقب خودش باشد چرا که هواداران بسیار زیادی در کشور دارد!!!
آل پاچینو : من همیشه راست میگم حتی موقعی که دروغ میگم
((به یاد زنده یاد پوپک گلدره)) مرگ پايان زندگي نيست. حداقل يكتاپرستان از پيامبران الهي آموختند كه مرگ سرآغاز يك زندگي جاودانه و چون تولدي دوباره است. پس چرا ما از مرگ هراس داريم؟ عزراييل فرشتهاي است از فرشتگان الهي، چون جبرييل و ميكاييل و هر يك را وظيفهاي مقرر شده از سوي خداوند خالق هستي.
ضربالمثلي است كه ميگويد: بيش از طول عمر، عمق آن اهميت دارد. خوب مردن و به سراي خاموشان سفر كردن، سعادتي است كه نصيب هر انساني نميشود. انسانهاي خوشبخت آنهايي هستند كه مرگشان جمع كثيري را گريان ميكند و براي آمرزش ايشان، بسياري خدا را مخاطب خود قرار ميدهند و خداوند كه رحمان و رحيم است و هيچ لذتي براي او از بخشش و عفو بندگانش مطلوبتر و جذابتر نيست. پس خوشا به حال آنها كه پس از مرگشان انسانهاي بسياري هستند كه براي ايشان فاتحهاي بخوانند و طلب آمرزش كنند. راستي چه بسيار از دوستان، آشنايان و همكاراني كه ميشناختيمشان و اكنون ديگر در بين ما نيستند. قبل از ادامه اين مطلب بد نيست براي همه بزرگترها و چشمانتظاراني كه دستانشان از دنيا كوتاه است، فاتحهاي بخوانيم. زماني كه <دنياي شيرين دريا> را از جعبه جادويي ميديديم، تصورمان بر اين بود كه بازيگر اين نقش يك دختر شمالي است. چند سال بعد كه فيلم سينمايي <موج مرده> را ديديم، باز هم تصورمان بر اين بود دختري كه نقش اصلي زن اين فيلم را ايفا ميكند، دختري است از اهالي جنوب... اما آن دختر باهوش و بااستعداد در عرصه هنر، دختري از اهالي پايتخت بود؛ دختري كه رتبه 54 كنكور دانشگاه سراسري را از آن خود كرده بود. <پوپك گلدره...> بازيگري كه حال در بين ما نيست و جامعه هنري كشور را از استعدادهاي خود محروم كرده است. عکس های پوپک گلدره
آدم برفی ـ داوود میر باقری
فارسی وان و سایر شبکه های پر از فیلم ژاپنی کم بود، دولت ژاپن هم خودش شبکه فارسی زبان می زند
دولت ژاپن در تلاش است تا براي فارسي زبانان يك شبكه ماهوارهيي فارسي راهاندازي كند. ------------ منبع : کافه سینما
ناخدا خورشید - ناصر تقوایی
توضیح کافه سینما- روزانه یادداشتهای جذاب و خواندنی در دنیای مجازی و در شبکههای اجتماعی و بلاگهای فرهنگی و سینمایی منتشر میشود، که قابلیت انتشار از طریق یک رسانه عمومی و گسترده چون کافه سینما را دارد. این نقدها و نوشتهها و یادداشتها به انتخاب نویسندگان کافه سینما خواهد بود
کنون رزم پاتر و رستم بگوش دگرها شنيدي خوب اين هم به روش
ديدن هري پاتر رستم را
رستم از يازده نبرد خونين باز مي گردد...افراسيابان و سهراب و اکوان ديو و اسفنديار را نگون ساخته است. ليک اکنون بسي الاف است و طفلک بر سر کوچه نشستي و با رخش هي مي رود تا دور برگردان و بر مي گردد... به رستم مي گويند هري پاتر امده و اورا به نبرد دعوت کرده...رستم که دلش لک زده براي يک جنگ حسابي،راهي مي شود...
ميدان نبرد-خارجي-روز
هري با قدم هاي محکم رسيد صداي هري را چو رستم شنيد
پريد رستم از زين رخش خودش هري هم پياده شد از آذرخش
نگه در نگه،دشت خاموش و خف جهاني فرو رفته کلا تو کف
همه مات و مبهوت اين ماجرا که رستم چه خواهد کند بچه را؟
رستم تک و تنها بود و ايرانيان محل رخش هم به او نگذاشته بودند. عوضش سپاه پاتريان تا دلت بخواهد مملو بود از هوادار و چيرليدر و خرده ساحر
سپاه دليران که زاغارت بود ولي تيم پاتر ز هاگوارت بود
رون و هرميون،چو و شخص مدير که اسمش فراموش کردم حقير
رجز خواني دو پهلوان
هري گفت رستم تويي نره غول؟ بياموزمت فن رزم از اصول
شنيده بدم هيکلت خوشگل است نبرد و ستيزه تورا مشکل است
ولي رستم آن قد که مي ديد بود سرش تا کمربند هاگريد بود
بدو گفت رستم برو بچه جون برو آمريکا درستون رو بخون
سوالي مرا آمده اي پسر ندارد سر دسته جاروت خطر؟
من انم که ايران بدست من است ز چين تا دبي جمله پست من است
منم رستم زال دستان منم جوان مرد و شير دليران منم
گرت من کنم فوت، بادت برد دگر لرد ولدمورت يادت رود...
هري چون شنيد اسمِ اسمش نبر عجب کرد احساس رعب و خطر
چشمانش را تنگ کرد کمي عقب رفت...رستم هم رفت عقب...دشت و دشستان مهياست تا نبردي خونين را شاهد باشد...هري از سويي گمان مي برد رستم از عمال تروريست ولدمورت است....و رستم هم هري را يک آمريکايي مي داند که آمده ايران تا بچه ها را اغفال کند...تازه با آمدن او هيچ کس ديگر شاهنامه نمي خرد و همه در کف هري پاترند..پس چه دليلي بهتر از اين براي آغازيدن جنگي يکپارچه خون خين
جهان پيش آن دو، تيريپ خسته است هري روي جاروش بنشسته است
هري مي کند چوب خود را تميز و چوبش زند هي جرقه يه ريز
کمانش بياورد رستم برون هري هم پنير و نوتلا و نون
خودش را کند تقويت مرد يل مبادا کند ضعف و گردد خجل
رستم خود را پهلوان مي ديد که سرتاسر پهنه ي دنيا در چنگ او بود روزي... . ترسي است عظيم از نبرد با جقله بچه ي سرزمين تازه کشف شده ي ايادي استکبار....آيا بايد با آنها در افتد... يا برگردد پيش تهمينه ؟ مرز بين عشق و عقل که مي گويند اين است ها... .
دو يل وارد گود ميدان شدند جماعت دگر بار حيران شدند
همه ناخن رعب خود مي جوند مبادا بيابد يکيشان گزند
جنگ در مي گيرد... . زمين و زمان سياه مي شود... . رستم هي فن به کار مي گيرد...رجز خواني در نبرد هم ادامه دارد...سپاهيان خموشند و اسب ها شيهه مي کشند... . داستاني است که بيا و ببين...نويسنده اين سطور وقت ندارد که شعر همه ي اينها را بنويسد.....خلاصه عجب جنگي است ها... .
و رستم کمان چاره ي کار ديد و فورا ز رخشش به پايين پريد
رستم تير را در سوفار کمان بنهاد....
بر او راست چپ کرد و چپ کرد راست هري زل زده بود به اون عين ماست
رستم با خود مي گويد چرا اين بچه نمي ترسد... . نکند اين هم پسر ماست و خبر نداريم... . اگر ملت اينجا نايستاده بودند از او مي خواستم که لباس از تن بيرون کند مبادا يک جاييش نشاني بسته باشند به نماد پوري ما...
رستم با خود فکر مي کند...در ترديد است...اگر اورا بکشد ممکن است يک بار ديگر فرزند کشي تکرار شود و پهلواني اش زير سوال برود...و اگر دست از او بکشد هم مي گويند ترسيده و هم اينکه تهمينه دهانش را آسفالت خواهد نمودي بس که هي اين ور و ان ور توله پس انداختندي...
رستم تصميمش را مي گيردو چشم هري نشانه اوست.
هري و بلر هر دو در خاک به جهان پاک از اين هردو ناپاک به...
خلاصه کمان را به آخر کشيد به جز چشم پاتر که چيزي نديد...
دشت يکپارچه سکوت مي شود....خروش از کمان برمي خيزد....و رستم مي رود که کار را تمام کند....
چو زه را رها کرد سردار طوس.... هري گفت:"سانديسسيريشسيمسيوس! "
دشت ساکت شد. گويی گرد مرگ پاشيدند بر آن عرصه هاي و هو....رستم در جا خشک شد و آوردندش کنار ميدان فردوسي تا سر حوصله نصبش کنند کنار صاحبش. هري در کمال ناباوري سه امتياز اين نبرد را هم گرفت و از گروه خود صعود کرد...
و مردمان ايرات و توران و زابلستان و کابلستان همچنان در کف اند. که رستم ان همه رشادت و فن به کار بست.و هري با يک ورد ساده اينچنين يل سيستان را از پاي در اورد...
به هر حال تورانيان نامه نوشتند و بمب گوگلي ساختند و بهر غرامت خانم جي-کي رولينگ را درخواست کردند. هرچند دو ماه بعد کلا همه چيز يادشان رفت.
شنو پند من چلچراغي کنون کمي هم ز تاريخ ايران بخون
نگويم هري بد سرشت است و دون ولي رستمم دل داره اي جوون
برو کار مي کن مگو چيست کار؟ به تاريخ ايران بکن افتخار
نه که هي دم از زال و رستم زني ز جمشيد و کوروش گهي دم زني
بکن توشه راه خود افتخار که مردي به علم است و به پشتکار
منبع: وبلاگ حرفهای ساده
(جدایی نادر از سیمین ��� اصغر فرهادی) جایی برای مرد کوچک طلایی خب شما بالاخره این کار را انجام دادید؛ اسکار را به دست آوردید. حالا با این جایزه بزرگ چه خواهید کرد؟ میدانید آن را باید کجا نگهداری کنید؟ مطمئناً باید راه مناسبی پیدا کنید تا چنین جایزه پرطرفدار و باارزشی را در آن نگه دارید؛ یک جای مناسب نه جایی عجیب و غریب. خانه مرغها؟ یخچال؟ یا مکان مورد علاقه زندگیتان؛ حمام؟ اینها محل مناسبی برای نگهداری یک مرد طلایی نیست.
(مارمولک ��� کمال تبریزی)
(کپی برابر اصل)
ژانر : اکشن، جنایی، درام Certified Copy (کپی برابر اصل) منتقد : جیمز براندینلی در پنجاه دقیقه نخست ، ��کپی برابر اصل�� شبیه یک درام ساده با زمینه رمانتیک به نظر می رسد. دو شخصیت اصلی فیلم که، یک نویسنده معروف انگلیسی با بازی ویلیام شیمل و یک زن گمنام با بازی ژولیت بینوشه که از طرفداران وی است ، هستند . این دو بعد از ظهری را در خرید عتیقه جات با هم همراه می شوند ، تا اتومبیل زن پیاده روی می کنند و در خیابان های شهر کوچکی در توسکانی (منطقه ای در مرکز ایتالیا) به گشت و گذار می پردازند. آن ها در مورد فلسفه با هم بحث می کنند و محور اصلی گفتگوی آن ها این است که در هنر گاه یک کپی می تواند به اندازه اثر اصلی خوب باشد . برای تاکید بر این گفته ، مرد نویسنده می گوید که مونالیزا یک اثر اصل نیست و کپی(تجسم) لئوناردو دا وینچی از صورت یک زن واقعی است. و وقتی یک کپی از اصل زیباتر باشد ، برای چه باید به زیر سوال برده شود؟ این ها مسائلی است که نویسنده و کارگردان فیلم یعنی عباس کیارستمی در نیمه نخست فیلم برای مخاطبینش مطرح می کند، اما آیا این بحث ها به نتیجه ای خوب هم می انجامند؟ شاید. این به تفسیر شخصی شما از آنچه بعد از نیمه اول فیلم اتفاق می افتد بستگی دارد. در یک کافی شاپ ، جیمز و آن زن همدیگر را می بینند و در حالیکه جیمز برای یک تماس تلفنی از کافی شاپ خارج می شود ، زن به گفتگو با زنی که صاحب آنجاست، می پردازد. این زن ، آن دو را به اشتباه یک زن و شوهر تلقی کرده و جیمز را همسری فوق العاده توصیف می کند.این تشخیص اشتباه به زن اجازه می دهد تا فهرستی از نقص هایی که می تواند به ��همسرش�� نسبت دهد ، را مشخص کند. هنگامیکه جیمز باز می گردد،او به وی می گوید که زن مالک کافی شاپ آن دو را به اشتباه زن و شوهر دانسته و مرد هم تصمیم می گیرد به این بازی ادامه دهد. در ادامه فیلم ،آن ها به شکل زن و شوهری ظاهر می شوند که اخیرا پانزدهمین سالگرد ازدواج خود را پشت سر گذاشته اند. زن از اینکه همسرش به ندرت به خانه می آمده و رفتار سردی با وی داشته است ، و همین طور به دلیل آنکه با ترک وی سبب شده تا به تنهایی پسرشان را بزرگ کند ، گلایه می کند. بیننده ای که از میانه های ��کپی برابر اصل�� شروع به دیدن فیلم می کند ، چیزی جز داستانی ساده از زن و شوهری که ازدواج شان را ارزیابی می کنند ، نخواهند دید. ژولیت بینوشه(Juliette Binoche) که یک ستاره بین المللی است به همراه ویلیام شیمل که از چنین امتیازی بهره نمی برد ، بر بازی همدیگر اثر مثبتی می گذارند. بازی بینوشه به دلیل اینکه شخصیت وی احساسی و پیچیده است ، به خوبی به چشم می آید. شخصیت او از نقش یک هوادار شیفته آغاز می شود و در نهایت به مرحله ای می رسد که جیمز نمی تواند توقعات وی را برآورده سازد و او را ناامید می کند. و سپس او را در نقش زنی می بینیم که همسرش وی را تنها گذاشته و وقت خود را با سفر به نقاط مختلف دنیا ، بجای خانواده اش برای دیگران صرف می کند. به جای مرد ، با اعتقاد به اینکه وی در نیمه دوم فیلم به جایگزینی برای همسر زن تبدیل می شود و نه همسر واقعی وی ، مخاطبین به زن اعتماد بیشتری دارند. در هر حال ، بازی هر دو نفر عالیست و با اینکه نمایشنامه سعی در به هم ریختن دنیای آن ها دارد اما سبب می شود که با دقت بیشتری فیلم را دنبال کنیم. کیارستمی ، کارگردان تحسین شده ایرانی که افکارش فراتر از مرزهای کشورش را در برمی گیرد ، با حوصله و بدون شتاب فیلم هایش را کارگردانی می کند. او به برداشت های طولانی ، متداوم و کلوز آپ ها علاقه بسیاری دارد. همانند مواقعی که دوربین به جای فردی که در حال صحبت کردن است ، بر روی شخص دیگری در صحنه فوکوس می کند ، وی به استفاده از زوایای غیرمنتظره نیز علاقه نشان می دهد. رویکرد کیارستمی باعث به وجود آمدن صمیمیت بیشتر فیلم با بیننده می شود که همین امر می تواند باعث انتقال هر چه راحت تر احساس نارضایتی و اضطراب موجود در فیلم به بیننده شود. با اینکه ��کپی برابر اصل�� سوالات بسیاری را مطرح می کند اما پاسخ های آسانی ارائه نمی دهد. از برخی منظرها ، این فیلم یک درام ساده با کاراکتر های ساده است اما معمای میانه فیلم سبب می شود نتوان تفسیر آسانی از فیلم ارائه داد. من اصلا از دیدن فیلم خسته نشدم. نیمه نخست فیلم به اندازه کافی بلند و طولانی است تا شخصیت ها را به ما بشناساند و پس از این نقطه ، ذهن من درگیر آنچه شد که در حال رخ دادن بود. در نهایت هم ، درک فیلم مهم ترین نکته در مورد ��کپی برابر اصل�� نیست، آنچه مهم است تلاشی است که برای درک فیلم انجام می گیرد.
جملاتی خواندنی از راجر ایبرت (منتقد نقد های سایت نقد فارسی)، منتقدی که تاکنون چهارصد هزار فیلم دیده است
چندی پیش ��راجر ایبرت�� منتقد محبوب شیکاگو سان تایمز مهمان برنامه ��تایمز تاک�� نیویورک تایمز بود. برنامه ایی که در آن منتقد این روزنامه، ��ای. او. اسکات�� با اهالی سینما آمریکا مصاحبه میکند. آن چیزی که بیش از همه جلب توجه میکرد یک واقعیت تلخ بود، اینکه راجر ایبرت دیگر نمیتواند صحبت کند. راجر ایبرت یکی از موفقترین و محبوبترین منتقدان سینما ست که حدود ۴۰ سال است که نقد فیلم می نویسد و در این مدت ۱۵ کتاب نوشته است. او منتقدی است که در دنیای آف لاین و آنلاین فعالیت بسیاری داشته و دارد. توئیتر او بیش از ۵۰۰ هزار دنبال کننده دارد. همچنین در یک نوآوری برنامه نقد تلویزیونی را همراه با ��جین سیسکل�� به را انداخت. این اواخر نیز با سرطان مبارزه میکرد. البته صحبتها در مورد وضعیت سینما به شکلی کامل انجام نشد. در زمانی که ایبرت در حال تایپ جوابهایش بود سکوت استیودیو را فرا میگرفت. در قسمتی از برنامه اسکات تخمین زد که ایبرت در طول این سالها چهارصد هزار فیلم دیده است! جملات منتخب این عاشق سینما را بخوانید:
۱- در مورد محدودیتها در نوشتن نقد:
��وقتی فیلمها میتوانند در مورد هر چیزی باشند، نقدهای ما هم میتوانند��
۲- در مورد ماندگاری در تقد:
��من نمیدانم که تو هم میتوانی این مدت طولانی منتقد سینما باقی بمانی، اما حدس میزنم بتوانی. در گذر این سالها عشق من به سینما بیشتر شده است��
۳- در مورد تعداد بالای دنبال کنندههایش در توئیتر:
��نه به اندازه دنبال کنندههای ��جاستین بیبر��!!��
۴- وقتی که اسکات بحث فیلمهای سه بعدی را پیش کشید و گفت که برای برخی فیلمها ��فاجعه�� بوده است، ابرت توصیف دقیق تری داد:
��تهوع آورند...در حقیقت آنها ابعاد خوبی را که در سه بعدی در اختیار دارند هدر میدهند.��
۵- در مورد بحثهایش با ��جین سیسکل��:
��ما همیشه بحثهایمان را با انداختن سکه پایان میدادیم و بعد از آن باز هم در مورد اینکه چه کسی شیر یا خط را برده جدل میکردیم!��
۶- در مورد نقد در تلویزیون:
��باید ممتاز باشی. باید در نقد به احساساتت بها دهی. باید در مورد تاثیری که فیلمها بر رویت میگذارد صحبت کنی. چون که ایدهها و نظرات مختصر در تلویزیون خریدار ندارند��
۷- در مورد شبکه اجتماعی:
��من دیگر نمیتوانم آن زندگی اجتماعی قبل را داشته باشم... زندگی اجتماعی مجازی نمیتواند جایگزینی برای زندگی واقعی باشد اما به من بسیار کمک کرده است�� و در مورد توجه بالایی که به کامنتها در وبلاگش میکند: ��چون که نمیخواهم هیچ کاربری در وبلاگم به من بگوید تو یه آشغالی!��
۸- در مورد لیست درست کردن:
��دیگر فیلمها را لیست نمیکنم. همیشه سردبیرها از تو میخواهند بهترین فیلمهای هالیوون را لیست کن، بهترین فیلمهای روز شکرگذاری را لیست کن و... اما لحظه ایی که لیست را منتشر میکنی همیشه عده ایی ناراحت میشوند که چرا فلان فیلم نیست. تو هیچ وقت پیروز نمیشوی!��
۹- در مورد آینده:
��فکر میکنم ما در دوران طلایی نقد فیلم هستیم؛ به خاطر اینترنت... بدون شک منتقدان آنلاین بینظیری در این اتاق هستند��
۱۰- در مورد این دوران زندگیاش:
��از اینکه سرطان گرفتم عصبانی نیستم بلکه خوشحالم که هنوز هم میتوانم کارم را انجام دهم. خوشحالم که امروز اینجا هستم�� و بعد از تشویق طولانی مدت حاضرین، اسکات نیز گفت: ��ما هم خوشحال هستیم��
---------------------------
منبع : کافه سینما
یك جا هست كه باید وایستی.یك جا هم هست كه باید درری اما خدا نكنه جای این دوتا با هم عوض شه كه دیگه تا اخر عمر بدهكار خودتی (دندان مار - مسعود كیمیایی)
انتشار اولین تصاویر از نسخه سه بعدی تایتانیک، پروژه جدید جیمز کامرون
��جیمز کامرون��، اولین صحنههای از پروژه جدید خود که نسخه سینمایی سهبعدی ��تایتانیک�� است را منتشر کرد.
��جیمز کامرون�� کارگردان برنده اسکار هالیوود، ضمن تایید این خبر که نسخه سه بعدی فیلم ��تایتانیک��، دومین فیلم پرفروش تاریخ سینما، آوریل ۲۰۱۲ منتشر میشود، خبر از انتشار اولین صحنههای این پروژه سینمایی داد.
در این جلسه مطبوعاتی که در سالن نمایش استودیوهای پارامونت در هالیوود، برگزار شد، علاوه بر ��کامرون��، ��جان لاندو��، تهیهکننده فیلم نیز حضور داشت.
در این جلسه ۱۸ دقیقه از فیلم به نمایش درآمد.
��کامرون�� گفت: من عاشق فنآوری سه بعدی هستم، به نظر من فیلمهای سه بعدی حقیقتا تماشایی و شگفتانگیزند. من اگر آن زمان دوربین سه بعدی داشتم و یا سینماهای سه بعدی وجود داشت، مطمئنا فیلمم را به صورت سه بعدی میساختم.
نسخه اصلی فیلم ��تایتانیک��، اولین بار در سال ۱۹۹۷ به نمایش درآمد و در سطح جهان بیش از ۱ میلیارد دلار فروش کرد.
این فیلم در همان سال توانست، ۱۱ جایزه اسکار از جمله جایزه بهترین فیلم سینمایی و بهترین کارگردانی را از آن خود کرد.
فیلم ��تایتانیک�� تا زمان اکران فیلم ��آواتار�� ساخته ��جیمز کامرون�� و فروش یک میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلاری آن در سطح جهان، پرفروشترین فیلم تاریخ سینما بود.
----------
منبع : خبرگزاری فارس
خون بازی رخشان بنی اعتماد
مسعود رایگان : دوستش داری ؟ فقط یادت باشه دوست داشتن فقط کافی نیست . عشق مراقبت می خواد .
تهيهكنندهي مراسم اسكار درگذشت/اسپيلبرگ:وي محبوبترين فردي بود كه ميشناختم
گيل كيتس يكي از معروفترين كارگردانان و تهيهكنندگان عرصهي تلويزيون و تئاتر، و تهيهكنندهي مراسم اعطاي جوايز معتبر اسكار روز دوشنبه در سن 77 سالگي بدرود حيات گفت
كيتس دو روز پيش در ماشين خود در دانشگاه لسآنجلس درگذشت، اما علت مرگ وي هنوز مشخص نشده است. اين چهرهي شناختهشده كه عموي ��فيبي كيتس�� بازيگر بود، رياست دانشكدهي تئاتر، فيلم و تلويزيون اين دانشگاه را برعهده داشت.
در سال 2007 آكادمي اسكار اعلام كرد كيتس براي چهاردهمين دورهي متوالي مسوول برگزاري هشتادمين مراسم اعطاي جوايز اسكار در سال بعد خواهد بود.
استيون اسپيلبرگ پس از شنيدن خبر درگذشت كيتس، دربارهاش گفت: ��وي محبوبترين فردي بود كه ميشناختم.��
كيتس در سال 1936 در نيويورك به دنيا آمد. از معروفترين كارهاي او ميتوان به ��هيچ وقت براي پدرم نخواندم�� فيلم نامزد سه جايزهي اسكار، ��صداها��، ��آرزوهاي تابستاني، روياهاي زمستاني�� نامزد دو جايزهي اسكار، ��آخرين زوج آمريكايي�� و ��يك عشق تابستاني�� اشاره كرد.
وي سومين فردي است كه جايزهي انجمن كارگردانان آمريكايي را كسب كرد.
به گزارش رويترز، وي كارگرداني و تهيهكنندگي چندين برنامهي تلويزيوني را نيز برعهده داشت.
ايسنا
جیمز باند؛ پرستارهتر از همیشه
کافهسینما- آلبرت فینی هم در بیست و سومین فیلم جیمز باند ایفای نقش میکند.
به گزارش کافهسینما به نقل از توتالفیلم، فینی (قتل در قطار سریعالسیر شرق، ماهی بزرگ) در این فیلم قرار است نقش یک مأمور عالیرتبه سابق با قدرتی بیش از سرویس مخفی اطلاعات را بازی کند. دانیل کریگ (مونیخ، ماجراهای تنتن) باز هم در نقش جیمز باند ظاهر خواهد شد و جودی دنچ (شکسپیر عاشق، غرور و تعصب) هم طبق روال فیلمهای اخیر جیمز باند، نقش ��ام�� را بازی خواهد کرد. با پیوستن فینی به فیلم جدید جیمز باند، به نظر میرسد با یکی از پرستارهترین فیلمهای سری جیمز باند طرفیم. به غیر از این سه بازیگر، رالف فاینس (فهرست شنیدلر، بیمار انگلیسی)، خاویر باردم (جایی برای پیرمردها نیست، ویکی کریستینا بارسلونا) و نائومی هریس (میامی وایس، دزدان دریایی کارائیب: در انتهای دنیا) نیز قرار است در این فیلم بازی کنند. فیلم جدید جیمز باند را سام مندس (زیبای آمریکایی، جادهای به سوی پردیشن) کارگردانی خواهد کرد. فیلم قبلی جیمز باند، کوآنتوم تسکین (2008) به کارگردانی مارک فورستر (بادبادکباز، بمان) با بودجهای حدوداً 200 میلیون دلاری، در سطح دنیا حدود 575 میلیون دلار فروش کرد. فیلم بیست و سوم از سری فیلمهای جیمز باند قرار است نوامبر آینده اکران شود.
کافهسینما
فرهاد رادمنش My E-mail ~> Farhad.Modern@Yahoo.Com اختصاصي گروه مارشال مدرن استفاده از مطالب فوق تحت هر عنوان با اجازه فرستنده يا مدير گروه امكان پذير مي باشد
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| Powered By Amir Hejvani - Marshal | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| All Rights Reserved By Marshal Modern Group | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
__._,_.___
No comments:
Post a Comment