| | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| امنیت فنی گروه مارشال مدرن بر عهده تیم ایرانویچ میباشد
سلام به مارشالی های گل و دوست داشتنی با شماره 120 ستون مارشالی در خدمت شما هستم با هم پیام های ارسالی شما عزیزان رو می خونیم اون دسته از عزیزانی که هنوز در گروه مارشال مدرن 2 عضو نشدن از طریق لینک زیر می تونن برای عضویت در این گروه اقدام کنن: با تشکر فرهاد رادمنش - معاون گروه مارشال مدرن ارسالی از:ندا وقتی کاری انجام نمی شه، حتما خیری توش هست وقتی مشکل پیش بیاد ، حتما حکمتی داره وقتی کسی را از دست می دی ، حتما لیاقتت را نداشته وقتی تو زندگیت ، زمین بخوری حتماً چیزی است که باید یاد بگیری وقتی بیمار می شی ، حتماً جلوی یک اتفاق بدتر گرفته شده وقتی دیگران بهت بدی می کنند ، حتماً وقتشه که تو خوب بودن خودتو نشون بدی وقتی اتفاق بد یا مصیبتی برات پیش می یاد ، حتماً داری امتحان پس می دی وقتی همه ی درها به روت بسته می شه، حتماً خدا می خواد پاداش بزرگی بابت صبر و شکیبایی بهت بده وقتی سختی پشت سختی می یاد ،حتماً وقتشه روحت متعالی بشه وقتی دلت تنگ می شه ، حتماً وقتشه با خدای خودت تنها باشی پاسخ فرهاد رادمنش : سلام و درود خدمت ندا گرامی متن زیبایی بود واقعاً گاهی آدم دلش تنگ می شه و گاهی دوست داره تنها باشه اما آیا فقط این راه چاره هست؟ ارسالی از:نسرین سلام به همه مارشالیهای عزیز و گل معذرت می دونم که مطلبم خیلی طولانیه! ولی هر بار که خودم می خونمش پر از انرژی مثبت می شم.دوست دارم این انرژی رو باشما سهیم بشم. کی بهتر از دوستای خودم!!! پس خواهش میکنم تا آخر مطلب حوصله به خرج بدید و اون رو با انرژی، شور و حرارت زیاد و با قلبتون بخونید..........مرسی امروز رو به نام من نوشتند!!!! امروز روز منه! بالاخره قرعه به نام من افتاد . باید نهایت استفاده رو از امروزم ببرم . امروز می خوام زودتر از همیشه از خواب بیدار شم ولی قبل از اینکه از جا بلند شم می خوام یه کمی با خودم خلوت کنم ، یه قرار مدارایی با خودم بذارم، یه قول هایی به خودم بدم. می خوام پیش خودم ریش گرو بذارم پس باید یه کاری کنم که . . . شرمنده خودم نشم ! بعد پرده ها رو کامل کنار می زنم، پنجره رو باز می کنم و یه نفس عمیق می کشم ، طوری که شش هام حال بیان و از هرچی آلودگیه پاک بشن . امروز باید وجودم از هر بدی و ناپاکی بری باشه. امروز می خوام یه جور دیگه زندگی کنم، یه جور جدید . اون طوری که دوست دارم، البته ضمن در نظر گرفتن قوانین و احترام به حقوق دیگران ! امروز می خوام از دریچه قلبم دنیا رو نگاه کنم. می خوام خوبی هاش رو ببینم و از بدی هاش درس بگیرم: بدون دلسردی ، پرخاش و غرغر! امروز می خوام توجه ام به رنگهای خوب دنیا باشه. رنگهای روح بخش و جون دار. راستی به نظر تو دنیا چه رنگیه؟ خوشبختی چی؟ فرانسوی ها میگن خوشبختی صورتیه. ولی به نظر من هرکسی میتونه تو عالم خودش ، برای اون یه رنگ انتخاب کنه. من امروز می خوام زندگی جدیدی رو به خودم هدیه کنم. امروز می خوام یه گیاه همیشه سبز بکارم.می خوام عادتهای بدم رو کنار بذارم ، تصمیم های جدی بگیرم. می خوام با اخلاق خوبم همه رو شرمنده کنم. امروز می خوام همه رو ببخشم، می خوام دست از گله و شکایت بردارم، پشت سر هیچ کس حرف نزنم، توی ترافیک بی خودی بوق نزنم، حق عابر پیاده رو رعایت کنم. امروز می خوام به دوستی که خیلی وقته ازش خبر ندارم یه سری بزنم. می خوام برای عزیزم بی مناسبت گل بخرم. به رفتگر محامون خدا قوت بگم، به بچه ها لبخند بزنم و به بزرگترها احترام بذارم. امروز یه روز استثناییه ، روز وصله ، روز عشقه ، روز تعالی و تجلیه ، روز تعلیم و یادگیریه ، روز بخششه ، روز سلامتی، فکرای خوب ، صبرو تحمل ، روز موفقیت ! امروز رو از دست نده ! فقط همین امروز رو ! امروز می خوام چیزایی رو که بهشون احتیاج ندارم و جامو تنگ کردن ، به کسانی بدم که به کارشون می آد. امروز می خوام یه خونه تکونی حسابی بکنم ، هم اتاقم رو ، هم دلم رو! پس فقط همین امروز چیزای غیر ضروری و مخرب ممنوع! " بی حوصلگی، افسوس، درد، کینه،غرور، حسادت، دروغ، لجبازی، فضولی و ... ممنوع! سیگار ممنوع! تخمه، شکلات،نوشابه، تنبلی ممنوع! امروز می خوام بیست بگیرم و به همه بیست بدم. اصلا امروز روز بیستی یه! امروز هیچ چیز کوچک و بی ارزشی نمی تونه منو ناراحت کنه و یا از کوره درببره. امروز رو می خوام برای خودم و خدام زندگی کنم. امروز می خوام بهترین بنده خدا باشم . جوری که خودش هم کیف کنه! امروز می خوام به اولین قاصدکی که می بینم یه پیغام بدم تا بیاد و حرفهایی رو که همیشه می خواستم بهت بگم و نتونستم، برات بگه. بعد بسپرمش دست باد. فقط امروز قاصدک رو رد نکن. امروز خیلی خوب گذشت، جوری که همیشه دلم می خواست باشه. حالا دیگه آخر شبه ولی امروز چه فرقی با روزای دیگه داشت!؟ خورشید سرساعت طلوع کرد و سرساعت غروب . همه چیز سرجای خودش بود ، مثل همیشه! خوب که فکر می کنم متوجه می شم تنها چیزی که فرق کرده بود و مثل روزای پیش نبود،...خود من بودم! امروز اگه روز خاصی شده بود برای این بود که من آدم خاصی شده بودم. امروز رو من تغییر دادم! من ساختمش! اگه من امروز رو تغییر دادم پس حتما میتونم روزای دیگه رو هم تغییر بدم. امروز من تونستم چون خواستم! پس اگه روزای دیگه هم بخوام می تونم! پس حالا می تونم بگم که هر روز ، روز منه! هر روز قرعه به نام من می افته! و هر روز رو به نام من می نویسن!!!!! بازم مرسی که حوصله کردید نسرین دوست شما
پاسخ فرهاد رادمنش : سلام و درود خدمت نسرین گرامی ممنون از متن زیبایی که ارسال کردید ارسالی از:کمال تقی پور با درود بر شما من حدود سه سال است که عضو گروه شما میباشم و خیلی هم خوشحال می باشم که چنین گروه ارزشمندی وجود دارد . این اولین ایمیلی است که برایتان ارسال میکنم . پیروز و شادکام باشید. قطره ای از اقیانوس گروه مارشالی کمال تقی پور
پاسخ فرهاد رادمنش : سلام و درود خدمت کمال عزیز از لطف شما سپاسگذارم به ستون مارشالی خوش آمدید ارسالی از: علی اسکندریان (نظر امير حجواني در شماره قبل) : سلام و درود به شما و همه اعضاء لطفا هر گونه بحث سياسي رو اينجا مطرح نكنيد و ادامه ندهيد ، دين و سياست مقوله ايست كه هركسي يه نظر راجع بهش داره و بهتره اينجا مطرح نشه ... فرهاد جان شما هم از شماره بعدي اين گونه مطالب رو منتشر نكنيد در اين ستون با تشكر از همگي ...
پاسخ فرهاد رادمنش : سلام و درود خدمت جناب اسکندریان ببینید بعضی وقت ها حرف حرف میاره شما مطالب رو خیلی جسته گریخته گفتید با این حال نظرتون محترم هست و من همون بار اول هم گفتم با دیدگاه شما مخالفم و با توجه به مباحثی هم شد کسی با ایده شما موافق نبود و همه مخالف بودن و ما تصمیم گرفتیم این بحث رو ادامه ندیم ارسالی از:تکه تنها سلام به همه دوستانم این سری یک سری مطلب خارجی گذاشتم می دونم که همگی شما میدونید این مراسم شبیه مراسم چهارشنبه سوری خودمونه می دونم که می دونید ولی نمی دونستم چی بنویسم دیدم جالب بود برای شما گذاشتم این یک خواهش کودک درون یک دختر جوان است :از والدین می خواهم مردم دنیارو آنگونه که هستند برای آنها شرح دهید اونها هم بنده خداهستند شاید از ما بهتر باشند نگذارید کر کنند تمام کارها و افکار ما در این سرزمید درست و جاهای دیگه خطرناک و غلط است هالووین (هالوئین و هالوین هم نوشته شده) یکی از جشنهای سنتی مغربزمین است که مراسم آن در شب 31 اکتبر برگزار میشود. در آن شب معمولاً کودکان لباسهای عجیب و غیرمرسوم میپوشند و برای جمعآوری نبات و آجیل به در خانه دیگران میروند. جشن هالووین بیشتر در کشورهای امریکا، ایرلند، اسکاتلند و کانادا مرسوم است. این جشن را مهاجران ایرلندی و اسکاتلندی در سده 19 ام با خود به قاره امریکا آوردند. یکی از نمادهای هالووین یک کدوتنبل توخالی است که برای آن دهان و چشم به صورتی ترسناک درآورده شده و با روشن کردن شمع در درون کدوتنبل به آن جلوهای ترسناک داده میشود. جشن هالووین که از دوهزار سال قبل تاکنون در چنین روزی میان غربیان برگزار میشود، بیان کننده اعتقاد پیشینیان آنان به جهان آخرت است. آخرین روز ماه اکتبر (نهم آبان ماه) زمان برگزاری یکی از جشنهای مذهبی در کشورهای اروپایی و آمریکایی است که به نام هالووین (Halloween) یعنی روز همه مقدسین معروف است. بنیانگذاران این جشن قوم سلتی بودند که سالها پیش از میلاد مسیح در ایرلند و شمال فرانسه زندگی میکردند. به روایت این قوم آغاز سال میلادی اول نوامبر است و با این اعتقاد آخرین شب سال یعنی سی و یکم اکتبر را زمان یادآوری از ارواح درگذشتگان قرار دادند و به این ترتیب جشنی برپا میکردند، همگی دور هم جمع میشدند، آتش میافروختند، قربانی میکردند و هر کس هر غذایی داشت با دیگران قسمت میکرد و همگی بر سر یک سفره مینشستند چراکه بر این باور بودند که در این شب راه میان دو جهان باز میشود و ارواح درگذشتگانشان نیز در این جمع حاضر میشوند و ارتزاق میکنند؛ پس کسانی که با سخاوت بیشتری در این جشن شرکت میکردند مورد شفاعت درگذشتگان نزد خداوند قرار گرفته و تا پایان آن سال از گزند بدیها و بلاها در امان میماندند. از دیگر مراسمی که در این بخش برگزار میشد که البته هر کدام بعدها تغییر کرده و به شکلی کاملاً دگرگون درآمد، میتوان به این موارد اشاره کرد: پوشیدن لباسهایی از پوست سر حیوانات، پیشگویی توسط کشیشان، خوردن سیب که سمبل پومانا (خدای میوه و درخت) بود و بردن باقی ماندههای آتش و خاکستر به خانهها با این نیت که آنها را از بدیها و از سرمای زمستانی که در پیش بود در امان بدارد. در انتها کشیشها با شب زندهداری، دعا و نماز آخرین شب سال را به پایان برده و ارواح مقدس را از برزخ به بهشت رهمنون میکردند. پس از گذشت سالیان دراز و با حمله رومیها به این منطقه آیین هالووین دچار تغییراتی شد که ورود مسیحیان کریستین به این سرزمین و اختلاط عقاید آنها به یکدیگر در این تغییرات بیتأثیر نبود تا آنجا که کمکم ��شب همه مقدسین�� دیگر تنها متعلق به ارواح پاک نبود بلکه شیاطین و ارواح خبیثه را نیز در این جشن حاضر میدانستند. از این رو برخی از مردم در جشن هالووین لباسهای عجیب و ترسناک میپوشیدند تا در برابر ارواح گناهکار ایستادگی کنند و به شکلی نمادین آنها را ترسانده و از میان خود برانند. رفته رفته با شکل گیری زندگی شهری، کشاورزان تنها قشری شدند که مصرانه این جشن را برگزار میکردند و برای آن به در خانهها میرفتند و طلب غذا و خوراک برای پذیرایی در جشن میکردند. در همین دوران موضوع تریت (رفتار نیک: treat) و تریک (حیله و نیرنگ: trick) پیش آمد، به این صورت که اگر کسی سخاوت به خرج میداد و چیزهای بیشتری به هالووین اهدا میکرد برای او یک کار نیک انجام میدادند و هر کس کالا یا خوراک قابل توجهی نمیداد او را به سخره و بازی میگرفتند. اوایل سده ۱۹ بسیاری از ایرلندیها به آمریکا مهاجرت کردند و به این ترتیب بسیاری از آیینها و اعتقاداتشان بار دیگر دچار تغییر و تحول شد به عنوان مثال آمریکاییها حضور شیاطین و ارواح گناهکار در هالووین را بیشتر مورد استقبال قرار دادند و بیشتر سمبلهایی که برای آن در نظر گرفتند ترسناک و خشن بود تا آنجا که شرارت و شیطنت در این شب کاملاً عادی و معمولی به نظر میرسید. گاه پیش میآمد که راه مردم را میبستند، به در خانهها سبزی و میوه پرتاب میکردند، با سنگ و کلوخ دودکش خانهها را مسدود میکردند و دیگران را مورد آزار و اذیت قرار میدادند با این عنوان که این اتفاقات ناشی از حضور ارواح موذی و شیاطین است و آنها هستند که مرم را ��تریک�� میکنند. این اعمال باعث شد برگزاری هالووین در آمریکا برای مدتی متوقف و مسکوت بماند و پس از آن برای اولین بار به طور رسمی در سال ۱۹۲۰ به شکلی متعادل در آمریکا، هالووین جشن گرفته و به عنوان یک روز مذهبی شناخته شد. هر چند که باز هم این مراسم با آنچه در ذهن و نیت پدید آورندگان قدیمی آن بود بسیار متفاوت برگزار شد. هالووین در کشورهایی چون ایرلند و اسکاتلند همچنان یکی از روزهای مذهبی و محترم به شمار میرود و با برگزاری این جشن کمکم به استقبال کریسمس و میلاد حضرت عیسی میروند
پاسخ فرهاد رادمنش : سلام و درود دوست عزیز ممنون از اطلاعاتی که در اختیار ما گذاشتید. ارسالی از:سهیلا سلام فرهاد جان من خیلی وقته که عضوگروه مارشالم هستم ، البته با خیلی از بچه های گروه هم دوست هستم و هم احساس میکنم که عضو یک خانواده ام ، به امیر که خیلی ارادت دارم هرچند که امیر یه روزی یه جایی حرفهای من رو بد برداشت کرد و براش سوء تفاهم شد اما من خودم رو از خانواده ای میدونم که بهش عرق دارم ، اما الان میخوام راجع به متن آقای علی اسکندریان فقط یه جواب کوتاه بدم هرچند باید مقررات و ضوابط گروه را دخالت نداشتن در هیچ بحث سیاسی رو رعایت کرد . اما علی جان ما همه از یک خانواده ایم ، خانواده ای به بزرگی ایران با گویش ها و افکار و اعتقادات متفاوت و نگرش های مخصوص به خود اما بازهم عضو خانواده ایم و خانواده و منافعش برای ما از هرچیز مهمتر اما خوبه بدانی تمام مراجع تقلید و علمای اسلام اون فیلم کذایی که راجع به سید خراسانی و و غیره بود رو رد کردند و گفتن احدیث اعلام شده در آن فیلم به اون شکل و نحو عنوان کذب محضه . خوب جان برادر کمی بیشتر مطالعه پاسخ فرهاد رادمنش : سلام سهیلا عزیز ممنون که تو این بحث شرکت کردید اما همونطوری که امیر جان در شماره قبلی گفتن و من هم در این شماره گفتم دیگه این بحث تموم شد چون اگثر دوستان مخالف صحبتهای دوست عزیزمون بودن پاسخ مديريت گروه - امير حجواني : سلام و درود به خانم سهيلا و ممنون از ايميلتون اگر خاطرتون باشه اون زمان كه ميفرماييد سوءتفاهم پيش اومد من در يك ايميل براتون كاملا جرياي رو توضيح دادم حالا نميدونم ديگه اون ايميل به شما رسيد يا خير ... در هر صورت ما ارادت داريم خدمت شما و بچه هاي گلتون اگر هم اون زمان از شما دلگير شدم ديگه گذشته و بهتره بهش نپردازيم ... اميدوارم اين بار هم در برنامه هاي گروه زيارتتون كنيم ... با تشكر سلام برسونيد
ارسالی از:مژده طهماسبی مادر ، دوستت دارم سلام مارشالیهای خوب و مهربون میخوام قبل از هر چیز تولدم مادرم رو که روز سه شنبه 10 آبان هست رو بهش تبریک بگم و از ته دل بگم که خیلی دوستش دارم... خوب میخواستم یک سلام مخصوص به برادر گلم اقای طباطبائی عرض کنم... مملی جان جات اینجا خیلی خالیه..دلم برات خیل تنگ شده و بی صبرانه منتظر امدنت به تهران هستم تولدت هم که نزدیکه داداشی... مواظب خودت باش هوا خیلی سرد شده...
--------
درشماره قبل راجع به گلدان های آپارتمانی براتون نوشتم و امروز ادامه آن... 3- برطرف کردن خشکی هوا با بامبو: بامبو ابتدا در شرق و جنوب آسیا می رویید اما سپس به گیاه محبوب اکثر مردم جهان بدل شد و حالا تقریبا در تمام جهان میتوانید ساقه و ریشه های بامبو را خریداری کرده و در خانه تان از آن استفاده کنید. بامبو را در آپارتمان میتوان به ارتفاع بین 0.5 تا 1.5 متر هم پرورش داد. حالا متخصصان ناسا میگویند این گیاه دوست داشتنی نقش تصفیه کننده هوا را هم دارد. در واقع مشخص شده که ساقه های بامبو میتوانند فرمالدئید و بنزن و مونوکسید کربن و زیلن و کلرفورم را از هوای اطراف خود جذب کنند. بامبو جدا از کمک کردن به تصفیه هوا یک خاصیت جالب دیگر هم دارد آن هم این است که ذرات معلق عنکبوت های خانگی را میگیرد و نابود میکند. این تخم ها در افرادی که آلرژی دارند باعث بدتر شدن وضعیت تنفس میشوند. در کنار همه اینها بامبو یک خاصیت جالب دیگر هم دارد که در طی ماه های سرد سال که هوای داخل آپارتمان گرم و خشک است هوای داخلی را تا حد زیادی مرطوب و مناسب میکند. برای نگهداری بامبو بهتر است که آن را درمعرض نور مستقیم خورشید قرار ندهید و در تمام دوران رشد آن را در محیطی مرطوب قرار دهید. 4- خواب بهتر با گل آفتابگردان: معمولا بسیاری از خانمها علاقه ای به گذاشتن گل و گلدان در اتاق خواب خود ندارند. توصیه پزشکی هم این است که در اتاق خواب از گذاشتن تعداد زیادی گل یا گلدان خودداری کنید. اما در این مورد میتوان یک استثنا قائل شد آن هم گذاشتن یک گلدان گل آفتابگردان است. میدانید که اکثر گل ها و گیاهان طی شب اکسیژن هوا را میگیرند و به جای آن دی اکسید کربن بیرون میدهند که این میتواند برای انسان خطرناک باشد. اما نوعی خاصی از گل آفتابگردان در طی شب هم به رها کردن اکسیژن ادامه میدهد که این تنقس انسان طی شب را بهبود می بخشد و میتواند باعث بهبود خواب شبانه انسان شود. افرادی که طی شب چند بار به علت تنگی نفس از خواب می پرند بیشتر از همه از داشتن یک گلدان گل افتابگردان سود خواهند برد. البته ثابت شده برخی گیاهان خاص چینی موسوم به گیاهان زنجیره ای چینی و چی نان هرب در بالا بردن کیفیت خواب انسان موثر هستند. Gerbera daisy نام گل آفتابگردان مورد نظر است
پاسخ فرهاد رادمنش : سلام مژده عزیز مجدداً تولد مادر عزیزتون رو تبریک می گم و بابت مطالبتون ممنونم پاسخ مديريت گروه - امير حجواني : سلام و درود به خانم طهماسبي عزيز اول من رو ببخشيد كه هيچوقت جواب تلفن يا پيامكهاي شما رو نميدم اين فقط مخصوص شما نيست و خيليهاي ديگه هم همين مشكل رو با من دارند ، دليلش هم گرفتاري بسيار زياد اين روزها براي كنسرتها و تور نارنجستان و يك سري جريانات و درگيريهاي شخصي و در نهايت تعويض ساعت كاري يا اداري من با ساعت خوابم هست كه از شما پوزش ميطلبم ... تولد مادرتون رو هم تبريك ميگم هر چند كه از مارشال دل خوش نداره (لول) از شوخي گذشته از طرف من به ايشون تبريك بگيد
ارسالی از: آرزو احمدی سلام امير جان من فكر مي كنم كمي از كيفيت ايميل ها يي كه مي فرستيد كاسته شده البته از نظر سرگرمي مي گم در ضمن نكات طنز خيلي كم شده حداقل چهارتا پ ن پ بذاريد قبلا هم گفته بودم اگه دانلود اهنگ هاي تاپ رو بذاريد ممنون مي شم . خيلي دوستون دارم . پاسخ فرهاد رادمنش : سلام آرزو گرامی حتماً امیر جان جوابتون رو می دن در مورد دانلود آهنگ بگم ما طبق قانون سال گذشته جرائم رایانه ای مجاز به این کار نیستیم پاسخ مديريت گروه - امير حجواني : سلام و درود به شما من معمولا تك تك ايميلها و نظرات دوستان رو ميبينم اگر اين روزها دقت كرده باشيد حجم تبليغات رو كمتر از گذشته كرديم و اگر هم تبليغي باشه برنامه هاي خود مارشال مدرن كه بخشي از گروه هست ميباشد ... در مورد كيفيت ايميلها نظرات دوستان كه روزي نزديك به 400 ايميل ميشه رو من تك تك ميخونم خدا رو شكر 90% راضي هستند ولي من به نظر شما احترام ميزارم و اگر جاي خالي مطلبي رو در چارچوب قوانين رايانه اي ايران احساس ميكنيد به من بگيد تا در گروه قرار بدم ... اگر دقت كرده باشيد من خودم روزي 2،3 ايميل ميزنم تا جاي خالي كساني مثل مملي طبا ، مستر فوتو و ... كه اين روزها خيلي كمتر ميتونن ايميل بزنند احساس نشه با تشكر از لطفتون ارسالی از: مهدی زکی زاده هوای تو... دلم در هوای تو پر می زند به یادت به هر کوچه سر می زند درخت غمی ریشه دارد به دل که عشق تو برآن تبر می زند ورق می زند دفتر خاطرات.. دلم...از ترا بیشتر می زند شب روزگارم به امید عشق بسر می رسد،باز،سحر می زند گشاید در از لطف صاحب سرا گدا چونکه در مستمر می زند خدا منبع فیض و بخشایش است زجهلش بشر سر به شر می زند زمین چونکه مشتاق گرما شود سحر مهر از کوه سر می زند م- زکی زاده شاد و سلامت و عاشق و عاقبت بخیر باشید. دعا بفرمایید ارسالی از:محبوبه سلام فرهاد جان امیدوارم مثل همیشه گروه شما همراه با سرگروه های شاد وشنگول سلامت و سربلند باشید امروز خیلی دلم گرفته چون از دیروز به یه فکر بودم اینکه ما کم کم مهربونی رو در جامعه خودمان کمرنگ و کمرنگ تر میبینیم دیروز توی داروخونه یه آقا رو بایک خانم و بچه حدود یک یا دوساله دیدم که اومده بودن دارو بگیرن هم خانم مریض بود وهم بچه وقتی نسخه شون آماده شد مبلغ درخواستی داروخونه که اعلام شد مرد با خجالت گفت میشه از هردارو کم کنید تا این مقدار بشه و پول رو داد دست مسئول داروخونه خیلی دلم سوخت مرد بسیار با آبرو بود مسئول داروخونه گفت کدومو بردارم خودت بگو یه اشاره کوچکی به اون کردم که حساب کنه من اونو پرداخت میکنم و مسئول داروخونه اینکارو کرد و آقا فکر کرد که دارو رو کم کرده و تشکر کرد ورفت . بعد مسئول داروخونه گفت خانم از این افراد درروز هزاران نفره چند نفرو میخوان مردم حساب کنن دیدم راست میگه ولی وقتی ما به مردم کشورهای دیگه کمک میکنیم ؟؟ !! مردم خودمون لیاقتشون کمتره ؟ شاید وقتی یک جوون رو سرچهارراه درحال گدایی می بینیم دلمون میسوزه و برای اعتیادش دست تو جیب میکنیم و صدقه ؟؟!! میدیم ولی چشممون رو به همسایه ویا افراد نیازمندواقعی می بندیم بدنیست کمی نگاهی به اطراف بیندازیم و این افراد رو پیداکنیم. من اگه یه کیف یا لباس مارکدار نخرم زندگیم خراب نمی شه ولی شاید همین پول دل نیازمند (واقعی) رو شاد کنه به امید اون روزی که بهداشت ودرمان در کشور ما با هزینه کم بشه - به امید اون روزی که جوونای ما از اعتیاد پاک بشن به امید اون روزیکه مردم ما نیازمند صدقه نباشند و ما به جایگاه واقعی خود برسیم. همه شما را از مشکلات به خدای بزرگ و مهربون میسپارم پاسخ فرهاد رادمنش : سلام محبوبه گرامی دست رو دلمون نزار که خونه از این موارد بارها و بارها دیدیم و باز خواهیم دید اما حیف هنوز هم سر جای خودمون هستیم راستی 3000 میلیارد تومان مشکل چند نفر رو می تونه حل کنه؟ ارسالی از: شیدا زمزمیان معلم؛ عصبي دفتر را روي ميز كوبيد و داد زد: سارا ...
پاسخ فرهاد رادمنش : پیرو جوابی که به متن بالایی دادم در جواب این متن هم فقط می تونم بگم 3000 میلیارد تومن چند تا دفتر می شه !!!!! پاسخ مديريت گروه - امير حجواني : سلام و درود به شما ... حالمون گرفته شد به خدا اول صبح ! ممنون از داستانهاي آموزنده ... حالا فرهاد جان شما هم بي خيال اين 3000 ميليارد شو ... لول ارسالی از فائزه نمیدونم این شعر از کیست ولی خیلی زیباست سخت آشفته و غمگین بودم��� به خودم می گفتم: بچه ها تنبل و بد اخلاقند دست کم میگیرند درس ومشق خود را��� باید امروز یکی را بزنم، اخم کنم و نخندم اصلا تا بترسند از من و حسابی ببرند��� خط کشی آوردم، درهوا چرخاندم... چشم ها در پی چوب، هرطرف می غلطید مشق ها را بگذارید جلو، زود، معطل نکنید ! اولی کامل بود، دومی بدخط بود بر سرش داد زدم... سومی می لرزید... خوب، گیر آوردم !!! صید در دام افتاد و به چنگ آمد زود... دفتر مشق حسن گم شده بود این طرف، آنطرف، نیمکتش را می گشت تو کجایی بچه؟؟؟ بله آقا، اینجا همچنان می لرزید... ��� پاک تنبل شده ای بچه بد ��� " به خدا دفتر من گم شده آقا، همه شاهد هستند" ��� ما نوشتیم آقا ��� بازکن دستت را... خط کشم بالا رفت، خواستم برکف دستش بزنم او تقلا می کرد چون نگاهش کردم ناله سختی کرد... گوشه ی صورت او قرمز شد هق هقی کردو سپس ساکت شد... همچنان می گریید... مثل شخصی آرام، بی خروش و ناله ناگهان حمدالله، درکنارم خم شد زیر یک میز،کنار دیوار، دفتری پیدا کرد ������ گفت : آقا ایناهاش، دفتر مشق حسن چون نگاهش کردم، عالی و خوش خط بود غرق در شرم و خجالت گشتم جای آن چوب ستم، بردلم آتش زده بود سرخی گونه او، به کبودی گروید ���.. صبح فردا دیدم که حسن با پدرش، و یکی مرد دگر سوی من می آیند... خجل و دل نگران، منتظر ماندم من تا که حرفی بزنند شکوه ای یا گله ای، یا که دعوا شاید سخت در اندیشه ی آنان بودم پدرش بعدِ سلام، گفت : لطفی بکنید، و حسن را بسپارید به ما ��� گفتمش، چی شده آقا رحمان ؟؟؟ گفت : این خنگ خدا وقتی از مدرسه برمی گشته به زمین افتاده بچه ی سر به هوا، یا که دعوا کرده قصه ای ساخته است زیر ابرو وکنارچشمش، متورم شده است درد سختی دارد، می بریمش دکتر با اجازه آقا ������. چشمم افتاد به چشم کودک... غرق اندوه و تاثرگشتم منِ شرمنده معلم بودم لیک آن کودک خرد وکوچک این چنین درس بزرگی می داد بی کتاب ودفتر ���. من چه کوچک بودم او چه اندازه بزرگ به پدر نیز نگفت آنچه من از سرخشم، به سرش آوردم عیب کار ازخود من بود و نمیدانستم من از آن روز معلم شده ام ���. او به من یاد بداد درس زیبایی را... که به هنگامه ی خشم نه به دل تصمیمی نه به لب دستوری نه کنم تنبیهی *** یا چرا اصلا من عصبانی باشم با محبت شاید، گرهی بگشایم با خشونت هرگز... با خشونت هرگز... با خشونت هرگز... با تشکر از تمام دوستانی که در این شماره برای ما ایمیل ارسال کردند شما هر پیامی از جمله تبریک تولد دوستان خود ، یافتن گمشده ، پیامهای تبریک و تسلیت بابت مناسبتهای عمومی و یا خصوصی ، انواع کمکهای خیریه و ... رو میتوانید در این ستون مطرح کنید برای بخش صندلی داغ حتماً در قسمت عنوان صندلی داغ را درج نمایید منتظر ایمیل های بعدی شما دوستان (اما خواهشا با فونت فارسی) هستم. دوستانی هم که تمایل دارند ایمیل شخصی آنها در این ستون نمایش داده شود حتما در پایان پیام خود قید نمایند از ارسال پیامهای سیاسی ، ضد دینی ، غیر اخلاقی ، تبلیغاتی و فورواردی سایر گروه ها هم اکیدا خودداری نمایید چون در این ستون ارسال نخواهد شد پيامهاي خود را حتما به ايميل زير ارسال كنيد :
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| Powered By Amir Hejvani - Marshal | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| All Rights Reserved By Marshal Modern Group | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||
__._,_.___
No comments:
Post a Comment