Sunday, 11 December 2011

...:::Marshal-Modern:::... ~> Cinema Magazine (31) <~



 

مارشال مدرن :: بزرگترین و جذابترین گروه اینترنتی ایران

 
 

.برای اطلاعات بیشتر با شماره 09122867270 تماس بگیرید

 

 
 
 

برای عضویت در بزرگترین گروه ایران اینجا کلیک کنید

 
 

 
 

 

 

.برای اطلاعات بیشتر با شماره 09122867270 تماس بگیرید

     
   

 

 

امنیت فنی گروه مارشال مدرن بر عهده تیم ایرانویچ میباشد

  

 

_سلام بر مارشالی های سینمایی _
پس از مدتی وقفه در ارسال این مجله دوباره مهمون میل باکستون شدیم
با شماره 31 مجله سینمایی در خدمتونیم
از این به بعد من این مجله رو واستون میفرستم و منتظر هرگونه پیشنهاد و انتقادی هستم
 پس نظرات یادتون نره...



فارست گامپ
مادرم میگفت: زندگی مثل یه جعبه شکلات میمونه
هرکدومش یه شکلیه
 
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/articles_3315.jpg
جشنواره ��گوآ�� ی هند نیز در مقابل ��جدایی نادر از سیمین�� سر تعظیم فرود آورد
 

جایزه بهترین كارگردانی جشنواره بین المللی فیلم هند به اصغر فرهادی كارگردان ایرانی برای فیلم ��جدایی نادر از سیمین�� تعلق گرفت.

به گزارش ایرنا، برگزیدگان چهل و دومین جشنواره بین المللی فیلم هند(برندگان طاوس های طلایی و نقره ای) عصر روز شنبه معرفی شدند.

هیات داوران جشنواره فیلم هند دراگوا در ایالت كرالا هند، جایزه طاووس طلایی این جشنواره به فیلم كلمبیایی ��پورفوریو�� تعلق گرفت .

به برنده جایزه طاوس طلایی این جشنواره چهار میلیون روپیه(معادل 90 هزار دلار) جایزه نقدی اهدا شد.

فیلم ��ابو، پسر آدم�� به زبان مالایام(یكی از زبان های جنوب هند) نیز به كارگردانی "سلیم احمد" جایزه طاووس نقره ای چهل و دومین جشنواره بین المللی فیلم هند اختصاص یافت.

جایزه بهترین بازیگر نیز به "ساسون گابای" برای بازی در فیلم ��استرداد�� رسید.

جایزه 'درخت طلایی' و 400 هزار روپیه جایزه نقدی برای ارایه تصویر خیره كننده و بی زمان هند معاصر به فیلم ��سیاره دیگر��، به "اسمیتا بهید" اعطا شد. داستان این فیلم در باره یك كودك شیرین و انتخاب دشوار وی از میان حفظ زندگی برای یك فرد و نابودی فرد دیگر می باشد، این فیلم محصول مشترك كشورهای هند و انگلیس است.

درخت نقره ای و 300 هزار روپیه جایزه نقدی برای به تصویر كشیدن فیلم ��دیوانه هر بار ضربه های سنگین می زند�� به كارگردانی "مون مولسون" از آمریكا،اعطا شد.

جایزه ویژه هیأت داوران و جایزه نقدی 200 هزار روپیه ای برای ارایه تصاویر تاثیرگذار از فیلم ��درهای باز�� به كارگردانی "شری آشیش پاندی" از هند اعطا شد. در این فیلم زیبایی تنهایی و گذر عمر به تصویر كشیده شده است.

جایزه ویژه هیات داوران دربخش رقابت بین الملل كه 50 هزار روپیه پول نقد بود، به فیلم ��آنتونی گونسالوز - اسطوره موسیقی�� به كارگردانی "آشوك رن" از هند تعلق گرفت.

جایزه 'ویسودها' برای بهترین فیلم درباره محیط زیست كه 275 هزار روپیه بود، به فیلم ��یك سفر عذاب آور�� به كارگردانی "كی. آر. منوج" از هند اهدا شد.

داستان این فیلم كه درباره تاثیر آفت كش ها و حشره كش ها بر زندگی انسان هاست می باشد. به زیبایی و با استفاده از فنون سینمایی، آثار ناخوشایند كشاورزی مدرن را به تصویر كشیده است.

چهل و دومین جشنواره بین المللی فیلم هند با حضور بیش از 150 فیلم از 65 كشور جهان از دوم تا 12 آذر ماه در شهر گوا ایالت كرالا این كشور برگزار شد. 

.................................
منبع خبر : سینمانگار


لژیون
تو این دوره زمونه وقتی به کسی دست دادی
بعدش باید انگشتاتو بشماری


 

گزارشی از جلسه نقد و بررسی جایگاه بازیگر و سوپراستار در سینمای ایران

http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/articles_3272.jpg
 

به گزارش سینمانگار، عصر روز سه شنبه نشست نقد و بررسی فیلم مستند ��درخشش�� به کارگردانی نادر طریقت در فرهنگسرای فردوس برگزار شد. در این جلسه ناصر تقوایی نویسنده و کارگردان، علی معلم تهیه کننده و منتقد، حبیب اسماعیلی بازیگر و تهیه کننده، محمد متوسلانی بازیگر و کارگردان، نادر طریقت کارگردان فیلم و محمد رضا لطفی مجری و متنقد در حالی برگزار شد که این فیلم برای اولین بار به نمایش عمومی در آمد.


نادر طریقت: دغدغه هنر، دغدغه عام مردم است

در ابتدای نشست محمد رضا لطفی از نادر طریقت کارگردان این اثر پرسید در شرایطی که اکثر فیلم هایی که تم هنری و فرهنگی دارند در بحث اکران به مشکل بر می خورند بی شک بیان یک دغدغه اجتماعی در غالب مستند به مراتب راحتر است چرا که نگرانی های اکران پیرامون آن کمتر وجو دارد. با این اوصاف همین مسائل شما را به سمت ساخت چنین اثری در غالب مستند سوق داد. طریقت در پاسخ به این سوال ضمن تشکر برای در اختیار قرار دادن این فرصت گفت: من برای ساخت یک فیلم صرفا به فروش آن و توفیقش در گیشه فکر نمی کنم. گاهی برای من مهم این است که تنها بتوانم دغدغه ام را به تصویر بکشم و گاهی مستند این امکان را راحتر در اختیارم قرار می دهد. مثلا مدتی قبل مشکلی که برای سیاهی لشگر های سینمای ما وجود داشت آنقدر من را آزار داد تا سرانجام تصمیم گرفتم مستندی با نام ��سیاهی�� را بسازم که اتفاقا مورد اقبال هم واقع شد. در ��درخشش�� هم که نزدیک به چهار سال از ساخت آن می گذرد من سعی داشتم مشکلاتی را که بعضی از بازیگران از آغاز تاکنون با آن مواجه هستند را به تصویر بکشم. من شاید نتوانم با این فیلم برای کسی اشتغال زایی یا نان آوری بکنم ولی همین که بتوانم مشکلات ان ها را به تصویر بکشم و از این طریق طرح مساله بکنم برای من بسیار ارزشمند است.


ناصر تقوایی: سینما بزرگترین دستاورد هنری انسان تکامل یافته

در ادامه لطفی خطاب به ناصر تقوایی از وی پرسید با توجه  به صحبت های شما که در فیلم پیرامون مقوله بازیگری داشتید و با علم به اینکه بازیگری از جهت به جنس کار و نوع حواشی و شهرتش همواره مقوله پیچیده ایی است، به نظرتان این حرفه چه نقشی به ویژه در بالا بردن سطح کیفی سینمای داخلی  دارد ؟ تقوایی در باره این سوال گفت: بالاخره وقتی از مقوله بازیگری صحبت می کنیم  باید در نظر داشته باشیم که یک هنر جهانی است و ایرانی خارجی ندارد، بلکه تنها سطحی کیفی آن متفاوت است. این هنر یک هنر صنعتی است و محصول انسان صنعتی است و زمانی که تاریخچه پیدایش آن را جستجو می کنیم می بینیم در مقابل هنری مانند ادبیات یا نقاشی که کهن و دارای قدمت می باشد بسیار نوپا است و در قرن نوزدهم شکل گرفته است، اما به دلیل خاصیت و جاذبه ایی که داشته است در همین مدت کوتاه پیشرفت بسیار زیادی را به دلیل پتانسیل و علاقه ایی که وجود داشته، کرده است. گاهی این طور برداشت می شود که ممکن است که یک بازی فوتبال چون در حضور جمعیت 100 هزار نفری انجام می شود طرفدارانش بیشتر از فیلمی است که در یک سالن 500 نفری پخش می شود؛ غافل از اینکه این فیلم در سراسر ایران در سالن های مختلف اکران می شود و ممکن است در ادامه روزانه بارها مردم آن را در خانه هایشان ببینند و از این جهت این قیاس درستی نیست. عارفی در قرن ششم یک نظریه بسیار جالب داشت. او معتقد بود در هستی سه نوع عالم وجود دارد. عالم ملک، ملکوت و جبروت. ایشان عالم ملک را عالمی می دانستند که در آن انسان زندگی می کند و عالم ملکوت را هم مختص به خداوند و فرشتگان می دانستند و معتقد بودند که چون پیرامون عالم جبروت آن اطلاعاتی که باید در اختیار نیست نمی توان پیرامون آن اظهار نظر کرد. اما اینجا بحثی که به وجو د می آید بحث عالم ملکوت و رابطه آن با هنر است. اصلا به خاط همین رابطه است که ما یه صدای ملکوتی، چهره ملکوتی و شعر ملکوتی و.. در ادبیات روزمره و هنر ان اشاره می کنیم. اما نکته ایی که وجود دارد این است که در عالم ملکوت یک سری ارواح وجود دارد که برای رسیدن به عالم ملک احتیاج به کالبد دارد و این کالبد را بازیگر گاهی در اختیار می گیرد و به واسطه آن نقش ارواح مختلف را بازی می کند. متاسفانه در شرایطی که وجود دارد برخی از هنرمندان ما زندگی شخصی و کاریشان با هم قاطی شد و درست زمانی که بارور شده بودند کنار گذاشته شدند. در هر حال به نظر من بازیگری می تواند موفق شود که از شخصیت چندان قرصی برخوردار باشد و بتواند با انعطاف پذیری خودش را در قالب های مختلف قرار دهد


علی معلم: بازیگرها قوم خویش مردم هستند

در ادامه لطفی از معلم پرسید نظرش پیرامون فیلم و تاثیر آثاری از این جنس چیست؟ معلم در پاسخ به سوال لطفی گفت: علاقمندی و دردمندی طریقت در این فیلم بسیار قابل تحسین است. ایشان با ساخت فیلم ��سیاهی�� و ��درخشش�� نشان داد ند که بعضی از چیزهایی که در اثر جلوی چشم بودن زیاد دیده نمی شوند را نه تنها می بینند، بلکه به تصویر هم می کشند. منظورم از این جمله این است که ما بعضی از چیزها را با اینکه برای ما بسیار محترم است اما از بس که با آن سر و کار داریم و مشاهده می کنیم، درست مانند مهر پدر و مادر نادیده می گیریم. به نظر من هنرپیشه ها هم مانند فامیل و قوم و خویش افراد هستند، آن هم در شرایطی که ممکن است برادرشان را چند سال یک بار هم ملاقات نکنند، اما یک بازیگر را اگر هر شب نبینید حداقل سالی چندین بارمشاهده می کنید و اصلا شاید به همین خاطر هم هست که نسبت به زندگی شخصی شان مردم کنجکاو هستند چون هر چقدر یک فرد برای مردم جذاب تر باشد نسبت به آن کنجکاو تر هستند و این موضوع پیرامون فامیل هم صدق می کند. بازیگر ها اساسا نمی توانند خود واقعی شان را از مردم پنهان کنند و معمولا حسن و قبح شان برای مردم آشکار است، چون همواره زیر ذره بین قرار دارند. اما به طور جزء تر و با توجه به فیلم باید بگوییم که ما نباید هنرمند های دهه چهل یا پنجاه را کنار بگذاریم، چون بالاخره آنها درست یا نادرست در مقطعی در فیلم هایی ظاهر شدند که مردم هم آن را پسندیده اند. آنها قربانی حب و بغض بیننده هایشان شده اند در حالی که به نظر من یک بازیگر در ساخت یک فیلم آخرین کسی است که حلقه شکل گیری کار را تشکیل می دهد. این در حالی است که در بعد از انقلاب گردانندگان اصلی این فیلم ها همچنان به فعالیت مشغول هستند، اما بازیگرانی که تنها مجری این کار بودند خانه نشین شدند. به نظر من مردم باید یاد بگیرند که از هنرمندانشان نگهداری کنند. شما تصور کنید ما باید چند سال صبر کنیم فردی مانند عزت الله انتظامی به دنیا می آید. جهان که هر روز افرادی مانند وی را زایش نمی کند. شما به دنیا نگاه کنید که چگونه از فردی مانند رابرت دنیرو محافظت می کند.


حبیب اسماعیلی: سینمای ایران رو به ورشکستگی می رود

پس از پاسخ معلم، مجری و منتقد برنامه خطاب به حبیب اسماعیلی گفت بسیاری عامل عقب گرد سینما و حتی نزدیک شدن آن را به مرز ورشکستگی به مقوله دستمزد بازیگران ربط می دهند.  اسماعیلی هم در ادامه این گونه پاسخ داد: به نظر مسیر صعودی که دستمزد بازیگران  در پیش گرفته است باعث کند شدن عملکرد سینما و به  حاشیه کشیدن آن می شود. من با حضور ستاره در عرصه سینما مخالف نیستم و تاثیر آن ها را در فروش یک فیلم منکر نمی شوم، اما معتقد هستم هر چیزی باید سیر منطقی خودش را طی کند. گاهی در طول یک کار که بازیگر بازی کوتاهی دارد و در ازای آن مبلغ کلانی را هم دریافت کرده است سایر عوامل اعتراض می کنند و می گویند که ما چرا با وجو دحجم بالای کار دستمزد کمی باید در قیاس با بازیگر ها بگیرم و خود این مسئله باعث ایجاد تنش می شود. به نظر من پرداخت بیش از حد به سوپر استارها و استفاده غیر منطقی از آن ها باعث می شود که آنها به یک  چهره تکراری برای مردم تبدیل شوند. ما مگر چند بازیگر ستاره در کشور داریم که اصرار می کنیم در دو سوم آثار سینمایی حضور داشته باشند. متاسفانه حضور یک سری از تهیه کننده های غیر متخصص به افزایش رشد بی رویه دستمز دها دامن زده است، چرا که آنها می خواهند به هر قیمتی از حضور سوپر استارها استفاده کنند و تن به هر خواسته آنها برای جلب نظرشان می دهند، هر چند که از نقش تلویزیون و ساخت تله فیلم هایش در رواج این معضل نمی توان چشم پوشی کرد.


محمد متوسلانی: هنرمند در قبال خودش مسوول است

محمد رضا لطفی در ادامه از متوسلانی پرسید آن چیزی که از این بحث بر می آمد این بود که مردم آن رسالتی را که باید در حفظ و نگهداری هنرمندانشان انجام می دادند به درستی اجرا نکردند. آیا جدای از مردم هنرمند هم برای حفظ جایگاهش مسوولیتی دارد ؟ متوسلانی در پاسخ گفت: به نظر من در این مورد مسولیت هنرمند به مراتب بیشتر از مسولیت مردم است. چرا که در طول این سالها نشان داده شد که مردم همواره نسبت به بازیگری روی خوش نشان دادند که سعی در ارتقا جایگاه خود و افزایش سطح دانش شان داشته اند. البته این مقوله ارتباط مستقیمی با سطح فرهنگی مردم داشته است و در هرجامعه ایی به فراخور پیشرفت فرهنگی که داشته است رفتارها و برخوردهای متفاوتی با هنر انجام شده است. هر چند که در این باره نمی توان از نقش مهم رسانه ها و تاثیر گذاری آنها چشم پوشی کرد.


نادر طریقت: چشم ها را باید شست

مجری این برنامه از طریقت پرسید با توجه به اینکه این فیلم در این سالن اولین نمایشش را پشت سر گذاشت و به نظر می رسد که آخرین نمایشش هم باشد، خودتان به طور جزء تر پیرامون فضای کار صحبت کنید. طریقت هم در پاسخ ضمن عرض تشکر از برگزارکنندگان این برنامه گفت: به عقیده من رفتن به سینما و یا پرداختن به شرایط مختلف شرایط خاص خودش را دارد. در شرایط کنونی جامعه که مردم با مشکلات زیاد اقتصادی دسته و پنجه نرم می کنند، شاید باید این طور از آمار فروش برداشت کرد که آنها دلخوشی برای تماشا فیلم ندارند. در هر حال من هم مانند آقای متوسلانی بر این باورم که یک بازیگر در قبال کاری که انجام می دهد بسیار مسوول است و همین میزان مسوولیت پذیری اش است که او را از سایرین متمایز می کند. در هر حال به حرف های آقای تقوایی استناد می کنم و معتقدم ما همانطور که در فیلم اشاره کردیم، بنا بر دلایلی به اقتضای شرایط آن روز جامعه جلوی بازی عده ایی را گرفتیم اما حال و قتش فرا رسیده که نسبت به این موضوع تجدید نظر کنیم. همانطور که امام راحل فرمودند ما باید به حال افراد توجه کنیم. پس چشم ها را بشوریم و تا دیر نشده فرصت را در اختیار آن عزیزانی که هنوز بین ما هستند قرار دهیم، چون متاسفانه ما عده زیادی از آنها را در طول این سالها در خاموشی از دست دادیم.


ناصر تقوایی:هنرمند باید به فکر آتیه فردایش باشد

لطفی در ادامه خطاب به تقوایی گفت: بسیاری شرایط روز جامعه هنری را وام گرفته از شرایط اجتماعی می دانند و با این وجود او فکر می کنید این بستر برای هنرمند ایرانی فراهم است یاخیر؟ که تقوایی در پاسخ گفت: به طور خاص در این فیلم و سایر محافل هنری که بحث هایی این چنینی به میان می آید بسیاری خانه سینما را مقصر بروز این مشکلات می دانند، در حالی که من به عنوان یکی از پایه گذاران خانه سینما می گوییم که با ایجاد چنین جایی برای هنرمندان قصد ایجاد جیای برای مرهمت به هنرمندان نداشتیم. به نظرم ما در برخی جاها باید از خودمان گله داشته باشیم. تصور من بر این است که در طول کار ما می بایست بخشی از در آمد هایمان را ذخیره کنیم تا در دوران پیری بیکاری محتاج نشویم. به عقیده من هنرمندی که منتظر است کسی به او پول بدهد اصلا هنرمند نیست. به نظرم فرای تحلیل اینکه چرا دستمزذ فلان بازیگر یا فوتبالیست بالا است، باید به اصل هنر بپردازیم. دولت در این میان باید اجازه دهد که بخش خصوصی مستقل به فعالیتش ادامه دهد و خودش حرکت کند و قائم به ذات باشد. اگر توانایی رقابت را داشت که می ماند، اگر هم نداشت جا را به دیگران می دهد. دولت هم می تواند به عنوان تهیه کننده مستقل عمل کند و فیلم های مورد علاقه اش را سفارش دهد. جدا از این بحث باید بگوییم من همواره برای بازیگران احترام قائل هستم و معتقدم همانند اسم برازنده شان  آنهایی که توانایی دارند واقعا ستاره هستند، چون همه عوامل از جمله نور، صدا و دوربین، ذهن نویسنده و کارگردان در خدمت دیده شدن آنها هست


علی معلم : بعضی از بازیگران به تاجر بدل شده اند

لطفی در ادامه  این سوال را  از معلم پرسید: نقش رسانه هایی زرد در دیده شدن یک بازیگر و دستمزد های کلان آنها تا چه حد موثر است؟ که معلم پاسخ گفت: متاسفانه در طول سالهای اخیر پول های نادرستی از منابع غیر هنری به سینما تزریق شده است که باعث عقبگرد آن گشته چراکه ذهن هنرمند را از شکل آرتیستی خارج کرده و بیشتر به سوی تجاری شدن برده است و متاسفانه چون تحقیقی در این باره نسبت به سینمای روز جهان از سوی این بازیگران نشده و الگو درستی هم برداشته نمی شود، آنها به تدریج دغدغه شان را نسبت به یک فیلم از دست می دهند و تنها به عنوان یک منبع در آمدی به آن نگاه می کنند.

این نشست در ساعت 22 با تجلیل از عوامل به کار خود پایان داد. از نکات قابل ذکر در این برنامه حضور جمع کثیری از هنرمندان سینما و چند بازیگر مطرح سینمای قبل از انقلاب در  سالن سینما و در حین نمایش فیلم بود که از سوی مردم با استقبال مواجه شدند. به گفته کارگردان فیلم ��درخشش��، این فیلم اولین نمایش خود را در این فرهنگسرا داشته و وی ابراز امیدواری کرد که این نمایش آخرین نمایش فیلم نباشد و مسوولان اجازه بدهند تا ��درخشش�� نمایش های دیگری هم داشته باشد.

.......................................

  منبع خبر :  سینمانگار

 
 
 
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/df57c1dee10be5a2992f8ee2d818d233.jpg

 

 كتاب ��صدسال اعلان و پوستر فيلم در ايران�� اثر مسعود مهرابي به عنوان گران‌ترين كتاب تاريخ سينماي ايران با استقبال همراه شده است. اين كتاب كه طي مراسمي در هشتم آبان ماه در خانه هنرمندان رونمايي شد بنا به گفته ناشرش؛ تا كنون با استقبال خوبي از سوي گرافيست‌ها‌، فيلمسازان و عموم مردم در داخل و خارج از كشور مواجه شده است. كتاب ��صد سال اعلان و پوستر فيلم در ايران�� از مهر 1286، ‌نخستين آگهي نمايش فيلم در عكاسخانه روسي خان آغاز مي‌شود و تا پوستر فيلم‌هاي سينماي ايران تا سال 90 ادامه دارد.
اين كتاب توسط موسسه فرهنگي پژوهشي چاپ و نشر نظر به دو زبان فارسي و انگليسي در498 صفحه آماده شده كه به قيمت 85 هزار تومان عرضه مي‌شود.
در اين مجموعه با آثاري از افرادي چون آيدين آغداشلو،‌ اميراثباتي‌، محمدعلي حدت‌، ابراهيم حقيقي‌، حسين خسروجردي،‌ بهزاد خورشيدي‌،محمدرضا دادگر،‌نورالدين زرين ملك‌، عزيز ساعتي،‌قباد شيوا‌،علي اكبر صادقي،‌ سيامك فيلي زاده‌،بهزاد غريب‌پور،‌عباس كيارستمي‌،علي وزيريان و مرتضي مميز به سير و تحول پوستر فيلم در بيش از صدسال مي‌پردازد.
آيدين آغداشلو درباره اين كتاب نوشته است: ��اين صدسال اعلان و پوستر فيلم در ايران چقدر كتاب خوبي است. خيلي چيز آموختم و خيلي آثاري كه ديده بودم و فراموش كرده بودم به يادآوردم و چه آثاري كه هيچ گاه نديده بودم و چه تلاش و زحمت بزرگي براي تدوين آن صورت گرفته است،‌ براي آنكه بدانيم در طي اين يكصد سال چه كارهايي شده است.
و براي اين كه بدانيم در طي اين همه سال چقدر بد كار شده است و چه فاصله عميقي است بين دو گونه كار كه به طور موازي در كنار هم حركت كرده‌اند كارهايي درست و ارزشمند و كارهاي مبتذل سطحي. خصوصا از سال‌هاي 1330 به اين سو و اين كتاب چه سند مهمي است براي ديدن اين دو جريان كه يكي حاكم و غالب است و يكي محدود و اندك��.
اين اثر مهرماه در جشنواره كتاب فرانفكورت عرضه شد.
مسعود مهرابي به عنوان مدير ماهنامه سينمايي فيلم سالها در تاليف و نشر كتب سينمايي فعاليت داشته كه كتاب ��تاريخ سينماي ايران�� او به عنوان پرتيراژترين كتاب سينماي ايران تا كنون ده دوره چاپ شده است.

..................................
منبع : ایسنا
 
 


 
نگاهی به فیلم ��پرتقال خونی�� ساخته سیروس الوند


نقاش هنرمند یا دلال اجناس کیش؟

 

http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/10/602d0dd3c994c5f71534b646aa2cae65.jpg


 
تماشاگر با دیدن فیلم ��پرتقال خونی�� احساس‌ می‌کند او را فریب ‌داده‌اند و با پنهان‌ نگه ‌داشتن آگاهی‌هایی مهم و کلیدی و پرداخت متناقض فرصت نداده‌اند به‌موقع در صداقت و ثبات شخصیت ترمه تردید کند.شاید ��پرتقال‌ خونی�� فیلم بهتری می‌شد اگر فیلمنامه آن براساس شخصیت فعلی ترمه با بازی نیوشا ضیغمی بازنویسی شده ‌بود؛ دختری که سبسکسرانه در پی رسیدن به خواسته‌های موقت خویش است و نه برمبنای آن‌چه ظاهرا تصویر آرمانی فیلمنامه‌نویس و کارگردان از او بوده است.

بخش‌هایی از ظاهر و نیز باطن ترمه با شخصیتی که صادقانه عاشق مردی 20 سال بزرگتر از خودش شده، والا با بازی فریبرز عرب‌نیا جور در نمی‌آید. اما اصرار کارگردان و فیلمنامه‌نویس به صورت اظهار عشق‌های غلیظ و شدید از جانب ترمه هم به صورت زبانی و هم در هدیه دادن به والا، و نیز پرخاش‌های او با مادرش در دفاع از مرد مورد علاقه‌اش و هم‌چنین تاکید مکرر دوربین در صحنه‌های مختلف بر مثلا معصومیت چهرۀ دختر تماشاگر را تاحدی قانع می‌سازد که او را دل‌باخته‌ای صادق به‌شمار‌آورد‌.

از دیگر‌سو ظاهر جلوه‌فروشانه و دلبرانه او در آرایش و پوشش، و نیز حاضرجوابی‌ها و بی‌ادبی‌هایش در برخورد با مزاحمان خیابانی، و هم‌چنین برخی میمیک‌های او بیشتر از صیادی حرفه‌ای حکایت دارد که با کرشمه‌ و اطوار سخت سرگرم به دام‌انداختن شکار است به‌جای این که مطابق ادعای داستان دختری هنرمند و عاشق باشد اهل نقاشی و فرهنگ.

به ‌طور‌ خاص نسبت ظاهر و طرز ‌سخن‌گفتن و دایره واژگان ترمه چنان با هنر و فرهنگ غریبه است، که حضور او و دوست گالری‌دارش زیبا بروفه که در بیگانگی با هنر بر وی سبقت گرفته در فرودگاه کیش به ‌طرز ‌غریبی یادآور خانم‌هایی است که در پوشش مسافر با هدف خرید‌وفروش اجناس پیوسته به کیش و جزیره‌های مشابه در حال مسافرت‌اند. سوءتفاهم نشود با زنی پیچیده نمونۀ ژنریکش بریجیت (مری آستر) در ��شاهین ‌مالت�� (جان هیوستن،1941 ) روبه‌رو ‌نیستیم که مثل بیوه‌ سیاه‌پوش عنکبوت هولناکی که پس از انتخاب جفت‌ نر او را به قتل می‌رساند هزار شعبده در کلاه دارد، بلکه با شخصیتی مواجهیم که به سبب ضعف در طراحی و پرداخت، رفتارها و شمایل‌هایی از او با سویه‌ها و کنش‌های دیگرش همخوانی ندارد.

انگار از آغاز تکلیف فیلمنامه‌نویس و کارگردان با او روشن نبوده ‌است. رویدادهای نقطۀ اوج فیلم و گره‌گشایی نیز این تناقض و بلاتکلیفی را بیشتر آشکار می‌سازد. در صحنۀ آخر ��پرتقال ‌خونی�� ترمه که پیش از این با امیدوار ساختن والا به عشق خود و سپس خیانت به او و همچنین تحریک سیاوشبا بازی حامد بهداد به درگیری با او، زمینه‌ساز مرگ سیاوش و نیز ارتکاب قتل غیرعمد از سوی والا بوده است، به آغوش‌گرم و پر‌از مهر مادرش بازمی‌گردد و می‌گرید.

گویی با به پایان رساندن ماموریتش در نابودی آن دو شخصیت، اکنون به تعطیلات ‌می‌رود. انگار فیلمنامه‌نویس و کارگردان دوست نداشته و درست ندانسته‌اند که نسبت به دو شخصیت مذکر داستان نیز رحم و انصافی به خرج ‌دهند.

این نگون‌بخت‌ها مگر چه گناهی مرتکب شده بودند، که این چنین مجازات شوند. والا که می‌خواست با ترمه ازدواج کند، سیاوش هم که عاشق او شده ‌بود. گویی این دو هدف تیر بلا و منجنیق فتنه می‌شوند تا قهرمان داستان قدر و قیمت خانواده و مادر را دریابد.

تماشاگر احساس‌می‌کند که او را فریب ‌داده‌اند و با پنهان‌ نگاه ‌داشتن آگاهی‌هایی مهم و کلیدی و پرداخت متناقض حتی فرصت نداده‌اند که به‌موقع نه آن‌قدر دیر در پایان فیلم در صداقت و ثبات شخصیت ترمه تردید‌ کند.

هنگامی که تماشاگر می‌خواهد او را عاشقی صادق بداند، آرایش‌وکنش وی به مثابۀ بی‌دقتی فیلمسازان متناقض‌و‌آزارنده به‌نظر‌می‌رسد، و زمانی که می‌خواهد براساس عملکرد نهایی‌اش او را دختری حیله‌گر‌ و جاه‌طلب بشناسد، تاکیدهای فیلم بر اظهار عشق مصرانه‌اش به والا و نیز امتناع اولیه‌اش در پذیرش عشق سیاوش بیننده را سردرگم می‌سازد، که با او چه‌ کند.

از نشانه‌هایی که در دوسوم آغازین ��پرتقال‌ خونی�� به‌چشم ‌می‌آید مشهود است که فیلمنامه‌نویس وکارگردان واقعا می‌خواستند ترمه را شخصیتی همدلی‌ برانگیز و صادق خلق کنند. قرار آن بوده که ترمه دختری دلباخته و راست‌پیشه باشد که با آزمون ناعادلانه و ناصادقانۀ والا و نیز ناجوانمردی سیاوش فریب خورده‌‌، و عشق پاک او در بوتۀ آزمونی دور‌از‌انصاف قربانی شده‌است،‌ اما در ‌عمل در‌ ‌خاتمۀ فیلم گویی والا و سیاوش فریفته و قربانی می‌شود.

اگر قصد فیلمنامه‌نویس و فیلمساز آن بود که از ترمه شخصیتی شهرآشوب و حیله‌ساز ارائه ‌دهند، پس چرا او بعد از همراهی ضمنی با عشق سیاوش هم‌چنان به بازی با والا ادامه نمی‌دهد؟ والا که برای او به مراتب لقمۀ چرب‌و‌نرم‌تری به‌ شمار‌ می‌آید. چرا سعی نمی‌کند هر دو را نگه ‌دارد. و اگر او به راستی در علاقه‌اش به والا پاک‌باز است، چرا به سیاوش علاقه‌مند می‌شود؟ چرا صادقانه با والا دراین‌باره حرف نمی‌زند؟ اگر صداقت اولویت اوست، چرا برای پرهیز از شائبۀ خیانت به والا به فرض که دیگر نخواهد با او باشد از سیاوش نمی‌پرهیزد؟

چرا در باب او با مادرش مشورت نمی‌کند؟ از همه این‌ها گذشته چرا کسی که دل‌باختۀ والا ، با ثروت و ظاهر و جایگاه اجتماعی بسیار مناسب شده، ناگهان به سیاوش علاقه‌مند می‌شود؟ سیاوش چه جاذبه‌ای برای او دارد، که پسران دیگر ندارند؟ اتفاقا نوع ابراز علاقه سیاوش که بیمارگونه است ممکن است برای شخصیت عاشق و صادق ترمه به فرض ارائه چنین تصویر مقبولی از او به ‌شدت دافعه‌انگیز باشد.

در باب والا هم می‌توان چنین پرسش‌هایی مطرح کرد: مثلا این‌که بیزینس‌من موفق و ثروتمند و دوراندیشی همچون والا به چه دلیل باید به ترمه دل ببندد؟ چرا باید او را جدی بگیرد و بخواهد با او ازدواج کند؟

��پرتقال خونی�� سوژه‌ای تکراری دارد؛ عشق مثلثی و خیانت و ناکامی. راه برون‌شو چنین آثاری از چرخه ملالت و تکرار خلاقیت و نوآوری در اجراست: در شیوه فیلمبرداری، نوع میزانسن، و بازی‌های حرفه‌ای، اما باز‌ی‌ ضعیف نیوشا ضیغمی با تکرار میمیک‌ها، حامد بهداد - با چشم‌های خمار و صدای زیر و نالانِ مثلا متاثر از عشق؛ به ویژه با ترانه-نوحه‌ای که در ساحل می‌خواند- ناامیدکننده است.

میزانسن‌ها و حرکات بازیگران و مکان‌یابی آن‌ها نسبت به یکدیگر نیز تکراری و ابتدایی است و از پشت‌کردن بازیگران به یکدیگر و دیالوگ‌گفتن و رفتن به پشت سر همدیگر که در سینمای ایران کلیشه‌ای تاریخمند است فراتر نمی‌رود. فیلمبرداری ��پرتقال‌خونی�� هم گرچه سالم و به دور از اشتباه است، از تشخصی ویژه‌ و بداعت در قاب‌بندی و حرکات و نیز در برخورد با نور بهره‌مند نیست.
....................................

منبع : خبر آنلاین
 

رضا کیانیان در خانه ای روی آب
وکیلا حرف مفت زیاد میزنن ولی مفت حرف نمیزنن
 
 
فیلمبرداری فیلم سینمایی ��محمد(ص)�� در عسلویه ادامه دارد
 

فیلمبرداری فیلم سینمایی ��محمد (ص)�� به کارگردانی مجید مجیدی در منطقه عسلویه ادامه دارد.

پس از پایان فیلمبرداری بخش‌هایی از صحنه‌های مربوط به فرار مردم مکه به دلیل حمله ابرهه، هم‌اکنون گروه فیلمسازی این پروژه به جنوب کشور رفته و فیلمبرداری فیلم سینمایی ��محمد (ص)�� در منطقه عسلویه ادامه دارد.

http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/articles_3287.jpg


بر اساس برنامه‌ریزی انجام شده گروه تا پایان آذرماه در منطقه عسلویه کار فیلمبرداری را ادامه خواهند داد.


فیلمبرداری فیلم سینمایی ��محمد (ص)�� از مهرماه، پس از فیلمبرداری آزمایشی و تمرین با بازیگران در لوکیشن مکه آغاز شده بود.

تاکنون مهدی پاکدل در نقش ابوطالب، علیرضا شجاع‌نوری در نقش عبدالمطلب، محسن تنابنده در نفش ساموئل، مینا ساداتی در نقش آمنه، ساره بیات در نقش حلیمه و پانته‌آ مهدی‌نیا در نقش فاطمه بنت‌اسد از آغاز فیلمبرداری مقابل دوربین رفته‌اند.

قصه فیلم سینمایی��محمد(ص)�� از دوران جاهلیت و شرایط اجتماعی زمان حضرت آغاز می‌شود و در 12سالگی ایشان به پایان می‌رسد، در مقطعی که پس از اولین سفر محمد (ص) به همراه عمویشان ابوطالب به شام و رسیدن به صومعه بحیرا روی می‌دهد. بحیرا راهب مسیحی است که درباره ظهور پیامبری جدید به ابوطالب بشارت می دهد.
 


 
 
سوته دلان علی حاتمی

مجید (بهروز وثوقی) : آخ که چقدر دشمن داری خدا ، دوستتاتم که ماییم ، یه مشت عاجز علیل ناقص عقل که در حقشون دشمنی کردی
 
 
 
 
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/10/vlei1297066006.jpg
خلاصه داستان: آقا یوسف (مهدی هاشمی) کارمند بازنشسته ایست که چند سالی است شغل نظافتکاری خانه ها را پیش گرفته. همسر او سالهاست فوت کرده و آقا یوسف با دخترش رعنا (هانیه توسلی) زندگی می کند. پسر آقا یوسف به کانادا رفته و آقا یوسف در غیاب پسرش عهده دار مخارج عروس (لیلا بلوکات) و نوه اش می باشد و به آنها سرکشی می کند. هر روز صبح آقا یوسف بعد از برخاستن از بیدار شدن از خواب سه نان سنگک برای صبحانه می خرد، که یکی از آنها را از لای در به زن همسایه می دهد، یکی را به خانه می آورد و با دخترش می خورد، و سومی را به قهوه خانه می برد و در کنار دوستانش می خورد. او نظافتکار بودنش را از دخترش رعنا پهان می کند.  هر روز با کیف کارمندی اش از خانه بیرون می آید و در قهوه خانه کیف کارمندی اش را با کیف نظافتکاری عوض می کند و از آنجا راهی خانه های مردم می شود. بیشتر مشتری های او از طبقه اعیان هستند. آقا یوسف معتمد خانواده هایی است که برایشان کار می کند. خانواده ها دوستش دارند و با او احساس صمیمیت می کنند.

رعنا دختر آقا یوسف به اتفاق گروهی در حال روخوانی متن ��شازده کوچولو��ی اگزوپری است. در عین مهربانی با پدرش، عمیقاً جاه طلب و دارای تمایل به زرق و برق و دارای روابط گسترده به نظر می رسد.

یک روز وقتی آقا یوسف در منزل دکتری خوشگذرانی و در غیاب او در حال نظافت است صدای دخترش رعنا را روی پیغامگیر می شنود که برای دکتر پیغام می گذارد! او متوجه می شود رعنا، دختری که او تلاش فراوانی برای تربیت او کرده و بسیاری او را برازنده تصور می کنند یکی از معشوقه های دکتر است. آقا یوسف به هم می ریزد. در هم می شکند، ویران می شود... آقا یوسف این  راز را با دوست قدیمی و صمیمی اش (شاهرخ فروتنیان) در میان می گذارد و چند روز بعد دکتر با ضربات چاقوی فردی زخمی می شود. در جریان بازجویی پلیس از دوستان دکتر، آقا یوسف متوجه می شود صدای یکی از معشوقه های دکتر (لادن مستوفی) شباهت عجیبی با صدای دخترش رعنا دارد. وقتی با او صحبت می کند متوجه می شود صدای تلفنی او را با رعنا اشتباه گرفته بوده. آقا یوسف از اشتباه بودن گمان بدی که در مورد دخترش داشته خوشحال می شود و با رعنا آشتی می کند. وقتی چند روز بعد آقا یوسف مجدداً برای نظافت به منزل دکتر می رود..

**********

یک داستان که از طرفی به حد کافی غیرقابل پیش بینی، و از طرف دیگر ساده به نظر می رسد. آنقدر ساده که به داستان های آنتوان چخوف پهلو می زند. و این داستان در این دورانی که به نظر می رسد ��داستان�� در سینمای ایران تمام شده مثل جواهری ناب جلوه می کند. مرواریدی که فقط از دل صدف کهن دکتر علی رفیعی می توانست بیرون بیاید.

 
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/10/xxec1297066006.jpg
 

آقا یوسف بدون شک فیلم قابل توجهی است. اسم فیلم ساده است. گویی دکتر رفیعی هم بیشتر مجذوب سویه های چخوفی داستانش بوده است و سویه های پیچیده داستان برایش اهمیت چندانی نداشته. اما به هرحال فکر می کنم این فیلم، فیلم ��داستان�� است تا فیلم ��کارگردان��ی.

شاید چکیده ی همه سبک و سیاق فیلم را بشود در صحنه کوتاهی مشاهده کرد که رعنا و دوستش (پگاه آهنگرانی) وارد خانه زن همسایه می شوند. تصور رعنا این است حالا که پدرش با او قهر کرده، از این زن میانسال که پدر هر روز صبح قرص نان سنگکی برایش می برد، برای او خواستگاری کند. وقتی پرده ی جلوی در خانه را کنار می زند متوجه می شود آن زن شوهری علیل دارد و در واقع آقا یوسف هر روز نان سنگک را برای شوهر فلج آن زن می برده!  در این صحنه مرکز توجه کارگردان روی چیست؟ زن؟ تعجب رعنا؟ شوهر؟... نه! پرده ی تکه دوزی شده ی پشت در! که البته به اندازه یک دنیا فریبنده و رویایی است. به عبارت دیگر فکر می کنم دکتر علی رفیعی در کارگردانی این اثر نه مجذوب سویه های چخوفی آن شده (مثل سهراب شهید ثالث) نه مجذوب سویه های معمایی آن شده (مثل واروژ کریم مسیحی) نه مجذوب ابعاد روانشناسانه (مثل اصغر فرهادی) و نه مجذوب درونمایه های اجتماعی (مثل رخشان بنی اعتماد) و نه مفاهیم انسانی (داریوش مهرجویی) او مجذوب جنبه های ��نمایش��ی داستان شده. منتهی این سویه ها نه در میزانسن، بلکه در صحنه آرایی متجلی شده اند. چیزی که در فیلم قبلی دکتر رفیعی ماهی ها هم عاشق می شوند شادهد آن بودیم. دنیایی از رنگ. لباس های رنگی، کفش های رنگی، اتاق های رنگی، اتومبیل های رنگی، و...

http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/10/IMAGE634138431562656250.JPG
 

آقا یوسف در عین بهره مندی از یک داستان خوب، بیشتر تجلی هنر صحنه آرایی دکتر فیعی است. بنابراین اگرچه ممکن است در مواجهه با این فیلم خوب بی رحمانه به نظر برسد، اما فکر می کنم احتمالاً ���احتمالاً_ هر کدام از آدم های فهرست بالا این فیلم را می ساخت، آقا یوسف فیلم بهتری از اب درمی آمد. در شرایط فعلی این فیلم، متوسط یا فقط اندکی بالاتر از متوسط است. یک چهارشنبه سوری مردانه است! منتهی به جای اینکه داستان زنی باشد که نظافتکار به خانه اش می رود، قصه مرد نظافتکاری است که به خانه های مردم می رود.

آقا یوسف فیلم پیچیده ای نیست. فیلم ساده ای هم نیست. مزونی از لباس های پر رنگ و گریم های غلو شده ی زنانه و چهره های بیش از حد عادی کرم پودر خورده است در یک داستان چخوفی. بازی ها به طور کلی در حد متوسط است و بازی مهدی هاشمی اندکی بالاتر از بقیه. هیچ چیز در فیلم سردستی گرفته نشد. اما من فکر می کنم به هیچ چیز هم عمیق نگاه نشده. تماشای این فیلم را نباید از دست داد، و از طرفی نمی شود زیاد هم به آن دل بست.

 .........................................

منبع : پرده سینما

##########
پاورقی:  از نظر من فیلم زیبایی بود مخصوصا بازی دلنشین مهدی هاشمی /حتما ببینیدش
پردیس
#########
 

 

 
 
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/Multimedia_pics_1390_9_Art_119.jpg

ارم نیوز : صبح امروز مراسم اختتامیه یازدهمین جشنواره منطقه‌ای سینمای جوان با حضور هنرمندان شرکت کننده، مسئولان استان بوشهر و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سینمای شهید آوینی بوشهر برگزار شد.

یازدهمین جشنواره منطقه‌ای سینمای جوان فصل 3 با نام لیان با معرفی نفرات و آثار برتر در بخش‌های 4 گانه به کار خود پایان داد.
صبح امروز مراسم اختتامیه یازدهمین جشنواره منطقه‌ای سینمای جوان با حضور هنرمندان شرکت کننده، مسئولان استان بوشهر و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سینمای شهید آوینی بوشهر برگزار شد.
مینو فرشچی داور بخش فیلمنامه به نمایندگی از داوران  بخش‌های 4 گانه جشنواره بیانیه هیئت داوران را قرائت کرد و سپس برترین‌های بخش‌های مختلف معرفی شدند.

*طراحی پوستر فیلم؛
 لوح تقدیر جشنواره در این بخش به عبدالخالق عیسوندی از بوشهر رسید.
لوح تقدیر و وجه نقد به عنوان نفر سوم به طوبی محمد خان از شهرکرد برای پوستر فیلم دست‌‌های سرد رسید.
دیپلم افتخار و مبلغ یک میلیون و 500 هزار ریال برای نفر دوم به مرتضی زنده بودی از بوشهر برای طراحی پوستر فیلم درودگاه رسید.
تندیس جشنواره و مبلغ 2 میلیون ریال برای نفر اول به مونا عسکری از ممسنی استان فارس برای طراحی پوستر فیلم دوما رسید.

*بخش فیلمنامه
مصطفی غضنفری برای فیلمنامه در حاشیه یک مراسم خاص، محمد سلیمی راد برای فیلم موسی،  زینب عربی برای فیلمنامه هبوط، سید محسن نبوی برای فیلمنامه مانیا همگی از بوشهر و محسن باقری دستگردی برای فیلمنامه مدال سیاه از شهرکرد لوح تقدیر دریافت کردند.
در این بخش لوح تقدیر، مبلغ 3 میلیون ریال وجه نقد برای نفر سوم  به احمد رضایی از شیراز برای فیلمنامه 120 ثانیه رسید.
لوح تقدیر، دیپلم افتخار و مبلغ 4 میلیون ریال برای نفر دوم به سهیلا باقری شریف آبادی از اصفهان به خاطر فیلمنامه آبنبات رسید.
همچنین تندیس جشنواره و مبلغ 5 میلیون ریال برای نفر اول به سیدرضا صافی از بوشهر برای  فیلمنامه‌های قرمز و چهار فصل فرش رسید.
جایزه بخش ویژه نیز شامل تندیس جشنواره و 2 میلیون ریال وجه نقد و 10 میلیون ریال حمایت از اثر بعدی به علیرضا اسدپور برای فیلمنامه کفش چرمی از برازجان رسید.
 
*بخش عکس
لوح تقدیر جشنواره به عبدالله حاجی‌پور از کازرون و محمد امین نادی از یزد  و تندیس جشنواره و مبلغ 3 میلیون ریال برای بخش استعداد جوان به محمد صالح صالحیان از یزد رسید.
لوح تقدیر و مبلغ 3 میلیون ریال برای نفر سوم به بهنام اعتمادی از کاشان رسید.
دیپلم افتخار و مبلغ 4 میلیون ریال  برای نفر دوم به اسحاق آقایی از یاسوج و تندیس جشنواره و مبلغ 5 میلیون ریال وجه نقد برای نفر اول به صابر زمانی از بوشهر رسید.
جایزه بخش جنبی جشنواره در کارگاه عکس نیز به محمد رضا آخوندی از یزد و جایزه مسابقه ساخت مجسمه‌های شنی شامل لوح تقدیر و وجه نقد مشترکا به سمیه شمسی و مهرداد سلیمانی رسید.
 
*بخش فیلم
 در بخش تحقیق تندیس جشنواره و مبلغ 5 میلیون ریال به عبدالرحمن برزگر از بوشهر برای پژوهش فیلم بازگشت یک ناو شکن رسید.
در بخش بهترین فیلمنامه فیلم‌های برتر دیپلم افتخار به امین عبداللهی برای فیلمنامه فیلم داستانی پانسمان و تندیس جشنواره و مبلغ 5 میلیون ریال به حسن خمسه از بوشهر برای فیلمنامه فیلم قرمز، مارمولک و آقا و خانم اسمیت رسید.
 در بخش تصویربرداری دیپلم افتخار به احسان کفاش از بوشهر برای مستند قایق کوچک خداوند و تندیس جشنواره و مبلغ 5 میلیون ریال به امید میرزایی از شیراز برای فیلم پنجره رسید.
در بخش تدوین  تندیس جشنواره و مبلغ 5 میلیون ریال وجه نقد به کریم فائقیان از بوشهر برای تدوین فیلم قرمز، مارمولک و آقا و خانم اسمیت رسید.
در بخش صدا تندیس جشنواره و مبلغ 5 میلیون ریال وجه نقد به امید سبحانی و محمد سلیمی راد از بوشهر برای فیلم عقد آسمونی رسید.
در بخش بهترین فیلم داستانی دیپلم افتخار به فیلم دوما ساخته سجاد ایمانی از بوشهر، تندیس و مبلغ 5 میلیون ریال و حمایت از تولید اثر بعدی به امین محمدی برای فیلم کمی با من حرف بزن از شهرکرد رسید.
در بخش بهترین فیلم پویانمایی تندیس جشنواره و حمایت از تولید اثر بعدی به فیلم سیاره غمگین ساخته هاله چهله‌زاده از بوشهر رسید.
در بخش بهترین فیلم مستند دیپلم افتخار به داریوش نیکبخت از شهرکرد برای فیلم دسترنگ و تندیس جشنواره و مبلغ 5 میلیون ریال و حمایت از تولید اثر بعدی به محمد سلیمی راد برای فیلم عقد آسمونی رسید.
 در بخش بهترین فیلم تجربی تندیس جشنواره و مبلغ 5 میلیون ریال و حمایت از تولید اثر بعدی به حسن خمسه از بوشهر برای فیلم قرمز، مارمولک و آقا و خانم اسمیت رسید.
در بخش استعداد جوان نیز دیپلم افتخار به کوروش شیرالی از شیراز برای فیلم حاشیه نگاه رسید.
جایزه بهترین مجری طرح و تهیه کننده نیز شامل دیپلم افتخار به حوزه هنری استان چهارمحال و بختیاری رسید.
تندیس جشنواره و مبلغ 5 میلیون ریال وجه نقد نیز برای بهترین مجری طرح به انجمن سینمای جوانان ایران دفتر بوشهر رسید.
جایزه ویژه هیئت داوران شامل تندیس جشنواره و مبلغ 22 میلیون و 500 هزار ریال وجه نقد و حمایت از تولید اثر بعدی به نصیردرویشوند از بوشهر برای فیلم بازگشت یک ناوشکن رسید.
جایزه بهترین فیلم داستانی انجمن‌های سینمای جوان شامل دیپلم افتخار و وجه نقد به لیلا فلاحی از بوشهربرای فیلم خط زندگی رسید.
در بخش پویا نمایی سینمای جوان دیپلم افتخار و وجه نقد و حمایت از تولید اثر بعدی به حمید حق جو از بوشهر برای فیلم آنفولانزا رسید.
دیپلم افتخار جلوه‌های ویژه فیلم نیز به فیلم قرمز، مارمولک و آقا و خانم اسمیت از بوشهر رسید.
لازم به ذکر است با اعلام مدیر عامل انجمن سینمای جوانان ایران در مراسم اختتامیه، 50 درصد به جوایز نقدی برگزیدگان این جشنواره اضافه شد.
 

http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/38909_654.jpg
 
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/38910_763.jpg
 
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/38925_112.jpg
 
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/38929_456.jpg
 
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/38938_777.jpg
 
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/Multimedia_pics_1390_9_Art_113.jpg
 
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/38931_839.jpg
 
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/Multimedia_pics_1390_9_Art_116.jpg
 
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/38923_387.jpg
 
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/38912_267.jpg
 
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/Multimedia_pics_1390_9_Art_114.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/38935_117.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/38936_762.jpg
 


 
گزارش یک جشن اثر ابراهیم حاتمی کیا
 
من پدری را می شناسم که توی خونه منو می بوسد و بغل می گیرد و به اسم صدا می زند. اونی که امضایش زیر این ابلاغیه است. پدریه که بیرون خونه است من اون بابا رو خوب نمی شناسم.


 

100 منتقد در "سایت اند ساوند" بهترین های 2011 را انتخاب کردند

"درخت زندگی" با اختلاف در صدر

 جدایی نادر از سیمین دوم

فهرست ده فیلم اول

 

 این جا ظاهرا جریان اصلی سینما طرفدار چندانی ندارد. محل تاخت و تاز آلترناتیوها و سینمای غیر هالیوودی است. نشریه معتبر سایت اند ساوند، به سنت هر ساله از حدود 100 منتقد خواسته تا بهترین فیلم های سال 2011 را انتخاب کنند. همان گونه که قابل انتظار بود، فیلم درخت زندگی ترنس مالیک، با اختلاف در صدر انتخاب ها جای گرفت. جدایی نادر از سیمین ساخته اصغر فرهادی هم فیلم دوم این فهرست است.

 

http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/1616.caffecinema.com.jpg
 

بهترین فیلم های 2011 ماهنامه سایت اند ساوند

1- درخت زندگی ساخته ترنس مالیک

2- جدایی نادر از سیمین ساخته اصغر فرهادی

3- پسری با دوچرخه ساخته برادران داردن

4- مالیخولیا ساخته لارس فون تریه

5- هنرمند ساخته میشل هازاناویسی

6 و 7- به طور مشترک: روزی روزگاری آناتولی ساخته نوری بیگله جیلان و اسب تورینی ساخته بلا تار

8- لازم است درباره کوین حرف بزنیم ساخته لین رمزی

9- Le Quattro Volte ساخته میکل آنجلو فرامارتینو

10- به طور مشترک: لحیم کار، خیاط، سرباز، جاسوس ساخته توماس آلفردسون و این یک فیلم نیست ساخته جعفر پناهی و مجتبی میرطهماسب

......................

منبع: کافه سینما

 

آپارتمان

یادم نبود وقتی با یه مرد زن دار دوست میشم نباید ریمل بزنم
 

 
براد پیت: برخلاف دیگر بازیگران هالیوود، گذر عمر را دوست دارم
 

 ��براد پیت��، بازیگر هالیوودی در افتتاحیه فیلم ��مانی‌بال�� در ژاپن گفت: برخلاف آنچه که در هالیوود وجود دارد، من گذر عمر را دوست دارم چون انسان عاقل‌تر می‌شود

http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/13900825095601_PhotoA.jpg

به نقل از خبرگزاری رویترز، ��براد پیت��، یکی از بازیگران پرکار هالیوود که اخیرا برای افتتاح فیلم خود به کره جنوبی سفر کرده است، در جلسه مطبوعاتی این فیلم گفت: برخلاف بسیاری از بازیگران هالیوودی که از پیر شدن هراس دارند، من این بخش از زندگی را خیلی دوست دارم چون گذر زمان انسان را عاقل‌تر می‌کند.
��پیت�� که هم‌اکنون صاحب شش فرزند است، گفت: به عقب که برمی‌گردم می‌بینم که بیش از همه پدر شدن همه چیز را برای من متحول کرد، شما همیشه به خود و مراقبت از خود می‌اندیشید ولی زمانیکه پدر می‌شوید، می‌بینید که از آن پس  به مراقبت و محافظت از فرزندانتان می‌اندیشید.
این بازیگر ۴۷ ساله هالیوود گفت: با آنکه حداکثر تلاشم را برای بودن با بچه‌ها و کلا خانواده می‌کنم ولی مشغله کاری زیاد گاهی این اجازه را آنگونه که دوست دارم به من نمی‌دهد برای همین تا ۵۰ سالگی بازیگری را برای همیشه کنار خواهم گذاشت.
وی افزود: هنوز معلوم نیست که پس از بازیگری به چه کاری روی بیاورم البته دوست دارم که وارد عرصه تهیه‌کنندگی شوم ولی با شرایط کنونی و سیستم حاکم بر فیلمسازی در آمریکا تهیه‌کنندگی کار بسیار مشکلی است.
به گزارش خبرگزاری فارس، ��پیت�� تاکنون در بیش از ده‌ها فیلم بازی کرده است که از آن جمله می‌توان به ��یازده یار اوشن��، ��پس از خواندن بسوزان��، ��سرگذشت عجیب و غریب بنجامین باتن��، ��لعنتی‌های مفتضح�� و ��آقا و خانم اسمیت�� اشاره کرد.

..............................

منبع خبر گذاری فارس

 
 
انجمن منتقدين فيلم واشنگتن معرفي كرد:
��مارتين اسكورسيزي��، بهترين كارگردان سال 2011

http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/wh120-145.jpg
 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما

��مارتين اسكورسيزي�� بهترين كارگردان سال 2011 از نگاه انجمن منتقدين فيلم واشنگتن انتخاب شد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، انجمن منتقدين فيلم واشنگتن فهرست بهترين هاي سينما در سال 2011 را اعلام كرد كه ��مارتين اسكورسيزي��، فيلم‌ساز بزرگ هاليوود عنوان بهترين كارگرداني را براي فيلم ��هوگو�� دريافت كرد.

فيلم ��هوگو كابرت�� اولين تجربه اسكورسيزي در دنياي سه‌بعدي و كودكان است كه اقتباس ادبي از كتاب پرفروش به همين نام است. فيلم‌نامه اين اثر را ��جان لوگان�� نوشته است كه پيش‌تر در فيلم ��هوانورد�� با ��اسكورسيزي�� همكاري كرده بود.

داستان اين فيلم در پاريس دهه 1930 اتفاق مي‌افتد و زندگي پسر يتيم 12 ساله‌اي به نام ��هوگو�� را به‌تصويرمي‌كشيد كه به صورت پنهاني در پشت ديوارهاي ايستگاه قطار پاريس زندگي مي‌كند.

به گزارش خبرگزاري رويترز، فيلم ��هنرمند�� ساخته ��ميشل هازاناويكيوس�� جايزه بهترين فيلم سال را دريافت كرد. اين فيلم با وجود آنكه در فرانسه ساخته شده، اما هاليوود دهه 30 را به تصوير كشيده است. ��هنرمند�� در جشنواره كن جايزه بهترين بازيگر مرد را كسب كرد، هرچند نامزد نخل طلاي كن بود و در جشنواره سن‌سباستين جايزه منتخب تماشاگران را گرفت.

جايزه بهترين بازيگر مرد به ��جرج كلوني�� براي فيلم ��اولاد�� رسيد و ��ميشله ويليامز�� براي فيلم ��هفته من با مرلين�� بهترين بازيگر زن سينما در سال 2011 شناخته شد.

انجمن منتقدين فيلم واشنگتن جايزه بهرتين فيلم خارجي سال را به ��پوستي كه در آن زندگي مي‌كنم�� به كارگرداني ��پدرو آلمادوار�� اعطا كرد. اين فيلم قصه ترسناك زندگي دكتر جراحي را به تصوير مي‌كشد كه درصدد انتقام‌جويي از مرداني است كه دخترش را مورد سوء‌استفاده‌ جنسي قرار داده‌اند.

اين فيلم با بازي ��آنتونيو باندراس�� كه در جشنواره كن نامزد نخل طلا بود، نتوانتس به‌عنوان نماينده سينماي اسپانيا به جوايز اسكار 2012 معرفي شود.

 

 
 
آلفردو : حالا دیگه می‌دونی ژلاتین کدوم طرف نگاتیوه؟ سالواتوره : همون طرفی که خیلی خوشمزه‌س
سینما پارادیزو
 
 
درخت زندگی
 
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/10/tree_of_life_movie_poster_02.jpg
ژانر : درام، علمی تخیلی
کارگردان : Terrence Malick
نویسنده : Terrence Malick
تاریخ اکران : 17 می  2011
زمان فیلم : 138 دقیقه
زبان : انگلیسی

درجه سنی : PG-13

بازیگران :


 

 

 
 


نقد و بررسی کامل فیلم

The Tree of Life (درخت زندگی)

 

ترنس مالیک را باید جزو نابغه های فیلمسازی دنیا دسته بندی کرد. درخت زندگی پنجمین فیلم مالیک طی 38 سال گذشته است و این گزیده کاری عجی1ب و غریب وی، بی دلیل نیست؛ مالیک فیلمسازی است که سینما را یک هنر می داند و معتقد است اگر سینما نتواند هنر و زیبایی را به درستی به مخاطب ارائه کند، اصلاً نباید فیلمی ساخته شود! همین اعتقاد سخت مالیک سبب شده تا او گزیده کار ترین فیلمساز تاریخ سینما باشد. درخت زندگی به فاصله 6 سال از آخرین ساخته مالیک یعنی دنیای تازه، ساخته شده است. براد پیت در جریان یک مصاحبه اعلام کرده بود که :��کار کردن با مالیک بسیار لذت بخش و البته سخت بود چراکه او درباره فیلمش بسیار وسواس داشته و ما مجبور بودیم روزانه تنها 2 برداشت داشته باشیم!�� . بعد از تماشای درخت زندگی به درستی به اظهارات براد پیت پی بردم چراکه درخت زندگی از حیث هنری بدون شک یکی از بهترین های تاریخ سینما است. کمتر در فیلمی شاهد بوده یم که چنان دقت و ظرافتی در پرداخت صحنه ها بکار رفته باشد که با هر نما، تماشاگر را در دنیایش محو کند.

 

http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/10/The-Tree-of-Life-2011-Movie-Poster.jpg

درخت زندگی داستان خانواده ی اوبرین و 3 فرزندشان را در دهه ی 50 میلادی را روایت می کند. آقای اوبرین ( براد پیت ) مردی افسرده و خسته از روزگار است که فشار زندگی و ناملایمات اجتماعی  باعث شده تا او راه و روش خشن و بد بودن را به فرزندانش آموزش دهد. آقای اوبرین به فرزندانش یاد می دهد تا به هیچ کس اعتماد نکنند ، هیچ خوبی را بی دلیل نپذیرند و در یک کلام احساسات خوب را در خودشان به حداقل برسانند. اما خانم اوبرین ( جسیکا چستین )  دقیقاً برعکس همسرش رفتار می کند. او به عشق و خوبی اعتقاد دارد و به فرزندانش یاد می دهد تا همه مسائل روزمره را به فال نیک بگیرند. خانم اوبرین با توجه به آموزه های غلط پدر فرزندانش ، به هر نحوی قصد دارد تا از فرزندانش، مردانی خوش قلب و مفید برای جامعه بسازد. در بطن این کشمکش های آموزشی خانم و آقای اوبرین ، جک که پسر بزرگ خانواده است، قرار دارد. جک نوجوانی است که در این سن احتیاج به حمایت و تثبیت رفتارهای والدینش در برقراری ارتباط با او دارد اما تنها چیزی که تابحال ن ،نصیبش شده، اظهارات متناقض والدینش از تعریف زندگی بوده است. به سالها بعد می رویم، جک حالا یک فرد میانسال ( با بازی شان پن ) است که با همسرش رابطه خوبی ندارد و همچنین نمی تواند با آسمانخراش های شهر و انسانهای پیرامونش ارتباط برقرار کند. جک در پی آموزه های دوران کودکی خود، هنوز نتوانسته تعریفی از جامعه و نحوه زندگی در آن برای خود ترسیم کند که سبب شده تا او تبدیل به شخصیتی به شدت منزوی شود و...

http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/10/brad-pitt-as-mr-o-brien-in-the-tree-of-life.jpg

این خلاصه داستان نباید شما را به اشتباه بیندازد که درخت زندگی یک درام خانوادگی است بلکه برعکس ، درخت زندگی اصلاً کاری به خانواده اوبرین ندارد!. مالیک در درخت زندگی سعی کرده تا ناملایمات و تفکرهای بشر درباره زندگی را در قالب یک خانوادهِ متفاوت از لحاظ فکری، به تصویر بکشد. در خانواده اوبرین، پدرِ خانواده نماد طبیعت است که بنا به ناملایمات روزگار ، از زیبایی ذاتی و بصری اش ، تبدیل به موجودی بدبین شده که ساز مخالف بنای تمام کارهایش شده است. برعکس پدر، مادر خانواده نماد نجابت ذاتی طبیعت و زندگی است که علی رغم تمام بدی های روزگار ، هنوز سعی دارد تا زیبایی ذاتی اش را حفظ کند و آن را به نسل آینده نیز انتقال دهد. شخصیت جک نیز وصف حال ماست. انسانی که دچار نوعی دوگانگی در زندگی اش شده و سردرگم در این طبیعت بی کران رها شده است. جک نماد تمام انسانهایی است به جای پایبند ماندن به اصل انسانی خویش، به او یاد داده شده تا با آن بجنگد و دنیای ناملایم خود را در آن بنا کند. از حیث هنری شاید بتوان درخت زندگی را با شاهکار استنلی کوبریک یعنی " 2001 : یک اودیسه فضایی"  مقایسه کرد. در اودیسه فضایی، استنلی کوربریک سعی کرده بود 3تا با استفاده از یک داستان تخیلی انسان را به یاد اصل خویش بیندازد و سکانس پایانی آن یعنی خیره شدن کودک به کره زمین و لبخند به زیبایی آن ، اوج این هنرنمایی بود. حالا ترنس مالیک در درخت زندگی با استفاده از تمام عناصر حیات و موجودات پیشین جهان ( از دایناسور! گرفته تا غروب خورشید ) سعی کرده تا به تماشاگر یادآوری کند که بهتر است دنیای خود را بار دیگر مرور کند و گرد و غبار زشتی را از آن پاک کند.

 

http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/10/brad-pitt-jessica-chastain-the-tree-of-life-01.jpg

فیلمبرداری بی نظیر امانوئل لوبسکی یکی دیگر از دلایلی است که باعث شده تا شعر سینمایی ترنس مالیک به زیباترین نحو ممکن به تصویر کشیده شود. فیلمبرداری فیلم درخت زندگی بدون شک اصلی ترین بخت دریافت اسکار امسال است و مطمئن باشید نام آن را جزو کاندیداها خواهید دید. درخت زندگی حتی زمانی که آغشته به جلوه های ویژه ( CGI ) می شود، بسیار زیبا و دوست داشتنی است. در اصل شما نباید از درخت زندگی انتظار جلوه های ویژه قوی داشته باشید اما با اینحال ترنس مالیک وسواس خودش را به این بخش هم تزریق کرده و CGI به بهترین نحو در فیلم قرار داده شده است.
 

http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/10/Brad-Pitt-in-The-Tree-of-Life-2011-Movie-Image-2-600x400(1).jpg
بازیگر اصلی فیلم ، ستارگان سینما هستند که شاید اگر هر فیلمی دیگری بود نام انها را ابتدای معرفی فیلم اعلام می کردند اما حقیقت آن است که این بازیگران در میان تصاویر و شعر سینماییِ ترنس مالیک ، غرق شده اند. براد پیت در نقش پدر سخت گیر خانواده بازی فوق العاده ایی از خود به نمایش گذاشته است و اگر اعضای آکادمی اینبار به او روی خوش نشان بدهند ( آنها ثابت کرده اند که علاقه ایی به حضور پیت در چنین نقشهایی ندارند! ) می تواند بخت اصلی اسکار به حساب آید. شان پن نیز به مانند همیشه حضوری مقتدر در نقش شخصیت های شکست خورده دارد. اصولاً  تجربه ثابت کرده که بهتر است نقش شخصیت های دوگانه را به شان پن بدهید تا بهترین نتیجه را از آن بگیرید. اما جسیکا چستین در نقش مادر خانواده به دلیل اینکه شخصیت اش بیش از حد سمبلیک است ، نتوانسته تاثیر لازم را بر مخاطب بگذارد. شاید اگر شخصیت او تا بدین حد نمادین نبود، می توانست ارتباط بهتری با مخاطب برقرار کند. البته این را هم باید اضافه کنم که بازی او در مقابل بازی فوق العاده براد پیت یکجورایی گم شده است.

درخت زندگی یکی از بهترین های تاریخ سینماست. مدتها بود که فیلمی را ندیده بودم که به معنای واقعی کلمه ، هنر را به تصویر بکشد. درخت زندگی مثال بارز فیلمسازی هنری است که هر فیلمساز و عاشق سینمایی باید آن را ببیند. نکته ایی را هم باید اضافه کنم و آن اینکه اگر اهل سینمای اکشن، ترسناک و در کل، سینمای ساده هستید، به هیچ وجه توصیه نمی کنم که درخت زندگی را تماشا کنید. چرا که درخت زندگی فیلمی نیست که بتوان در هنگام دیدن آن تخمه شکست و یا پاپ کورن مصرف کرد!. درخت زندگی فیلمی است که باید آن را در کمال آرامش چند بار تماشا کنید تا به ارزش هنری آن پی ببرید.

 
............................................................
 
منبع : viеmag.ir
تهیه و تنظیم : سایت نقد فارسی

 

##############

پاورقی: نمیدونم چی بگم فقط احساس کردم هرکس این فیلمو میبینه باید یه چیزی بگه

فیلم تاثیر گذاریه اما یه ذهن کاملا آزاد میخواد که به امواج فیلم سپرده بشه

بازی جسیکا در نقش مادر واقعا زیباست و کاملا میشه باهاش همذات پنداری کرد

براد پیت هم که نیازی نیست من چیزی بگم

و تصاویرررررر...........زیباترین نماهای بسته رو میشه در این فیلم دید

واقعا دست تصویر بردارش درد نکنه

پردیس

############
 


 
 
حرامزاده های لعنتی (۲۰۰۹)
سروان آلدو رین: می‌دونی‌ ورنر، همه‌مون را با حرفنت خندوندی. راستش، دیدن دونی که داره نازی‌ها رو می‌کشه خیلی‌ شبیه چیزیه که ما تو فیلم‌ها می‌‌بینیم.
آلدو رین: دانی!
دانی: بله؟
آلدو رین: یه آلمانی اینجا می‌خواد برای کشورش بمیره! مجبورش کن!
 
 

 
 
 
آلن دلون، ستاره سینمای فرانسه و جهان، متولد 8 نوامبر 1935 است. دلون یکی از آن چهره‌هایی است که سینمادوستان ایرانی اولین بار چهره‌اش را بر روی نوارهای نه‌چندان با کیفیت ویدئویی دیدند و بعد هم بسياري از فيلم‌هاي دهه هفتادش با دوبله فوق‌العاده خسروشاهي از تلويزيون پخش شد. تقريبا همه نسل‌ها، با او و فیلم‌هایش خاطره‌ها دارند
 http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/corbis-42-26860758.jpg

يکی از سوءتفاهم‌های همیشگی درباره دلون این بوده که هنرپیشه خوش‌سیما بیشتر بازیگری گیشه‌پسند است و بسیاری از منتقدان از تحلیل هنر بازیگری‌اش طفره رفته‌اند یا در قبال آن سکوت کرده‌اند. اما واقعیت این است که دلون سوای بازی در فیلم‌های گیشه‌پسند در کارنامه خود آثاری طلایی دارد و با کارگردانانی بزرگ همکاری کرده است. مطلب حاضر به بهانه سالروز اين بازيگر بزرگ سينما نگاهی گذرا به چنین آثاری در پرونده بازیگری دلون دارد.

 
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/roco2.jpg
 

روکو: قهرمان زخم‌خورده

آلن دلون بیست‌و‌پنج‌ ساله با سر و کله‌ای خیس عرق روی پله می‌نشیند و به نقطه‌ای نامعلوم خیره می‌شود. بعد در پاسخ به ابراز احساسات اطرافیانش در قبال پیروزی در مسابقه مشتزنی می‌گوید که شاید برد او به دلیل فوران نفرتی باشد که به خاطر کار ناپسند برادرش سیمونه در حق دختر محبوب او یعنی نادیا در وجودش ریشه دوانده است. این صحنه‌ای از ��روکو و برادرانش�� (لوکینو ویسکونتی، 1960) است که در آن گریه‌ کردن، لبخند زدن، عرق کردن و حرکت‌های مکانیکی آلن دلون را می‌بینیم. با وجود این‌‌که فیلم ستاره محور نیست اما نام آلن دلون، که صدایش برای این فیلم دوبله شده، اول از همه می‌آید. دلون نقش روکو سومین پسر خانواده پاروندی‌ را بازی می‌کند که دو برادر بزرگتر و دو برادر کوچکتر از خودش دارد. روکوی ساده‌دل، با آن چهره معصوم دلون در روزهای جواني، خیلی زود به سنگ صبور خانواده مبدل می‌شود و همه چیزش را پای خانواده می‌ریزد.

به این ترتیب است که شخصیت روکو آرام آرام تمام فیلم را در دست می‌گیرد. از بازی در همین نقش روکو است که وقتی دلون زیر دوش به سیمونه نگاه می‌کند با نگاه خیره او آشنا می‌شویم. کمی بعد وقتی نادیا به او می‌گوید که از او متنفر است و برمی‌گردد تا دوان دوان دور شود، دلون با حرکتی سریع و خشک ��� که بعدها امضای حضور او در سینمای ژان پی‌یر ملویل شد ��� برمی‌گردد و فقط نظاره می‌کند. اولین خودویران‌گری‌های دلون را هم به خاطر همین نادیا و تلاش برای نجات سیمونه از منجلابی که در آن گرفتار شده می‌بینیم. در ��روکو و برادرانش�� دلون را در لباس نظامی‌ هم می‌بینیم که شمایل او بلافاصله یادآور آل پاچینو در ��پدرخوانده�� (1972) است. این نکته بی‌دلیل هم نیست چون فرانسیس فورد کاپولا بعد از دیدن همین فیلم بود که نینو روتا، آهنگساز آن را برای ساخت موسیقی متن ��پدرخوانده�� استخدام کرد. لبخند دلون را هم در پایان فیلم می‌بینیم وقتی که سر میز شام قهرمانی‌اش از بازگشت به روستای‌شان حرف می‌زند، آن هم حالا که شهرنشینی بدجوری چهره ساده روستایی‌اش را از بین برده و قهرمانی زخم‌خورده شده است.

 
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/samurai.jpg
 
سامورایی: دوربين شيفته دلون
دلون سه بار جلوی دوربین ژان پی‌یر ملویل رفت که تمامی آنها در دوره پایانی فعالیت هنری ملویل رخ داد. دوربین ملویل در ��سامورایی�� (1967) شیفته شمایل دلون در نقش جف کاستلو است و دلون با کمترین میزان از دیالوگ و تنها با نگاه خیره‌اش جادو می‌کند. فیلم بعدی ��دایره سرخ�� (1970) تقابل دو نسل از بازیگران سینمای فرانسه بود؛ ایو مونتان به نقش جانسن یکی از پیچیده‌ترین نقش‌هایش را بازی می‌کند و دلون جوان روبه‌روی او می‌درخشد. شخصیت کری در این فیلم نشانه‌هایی از جف کاستلو دارد. او همان بارانی را به تن دارد که وقتی کمربند آن را می‌بندد، شبیه به بارانی جف کاستلو می‌شود. تفاوت در این است که کری کلاهی به سر ندارد و سبیل هم دارد. موهای‌اش هم کمی به‌هم‌ریخته‌ است. با وجود این دلون در این نقش هنوز همان حرکات مکانیکی خشکش مثلا در نگاه کردن‌ به ساعت، پرتاب فندک برای وگل (جان ماریا ولونته)‌ و سیگار درآوردنش را حفظ کرده است.

ملویل در سال 1972 فیلم ��یک پلیس/ پول کثیف�� را ساخت و در نقش کمیسر کلمن هیبت تازه‌ای برای دلون درنظر گرفت. این‌جا دیگر نقش خلافکار به ریچارد کرنا رسیده بود و حتی در سکانس پایانی سینمای ملویل، کرنا همان بارانی جف کاستلو و کری را به تن دارد و مثل جف کاستلو دست به خودکشی آیینی می‌زند. در این فیلم به دلون نقش پلیس نظیف و وظیفه‌شناس رسیده، پلیسی که رنگ کت و شلوارش با رنگ چشمان دلون یکی‌ است و موهای بسیار مرتبی دارد. ‌این‌جا دیگر از حرکات سابق دلون در سینمای ملویل خبری نیست و حالا انگار او خودش مسئول دستگیری مجرمانی شده که روزگاری خودش نقش آن‌ها را بازی می‌کرد. حتی آن دقت نظر سابق را هم ندارد و زمانی که سیمون (ریچارد کرنا) را می‌کشد، همکارش از او می‌پرسد: ��فکر نمی‌کنی در شلیک عجله کردی؟�� و دلون جواب می‌دهد: ��از کجا می‌دونستم که می‌خواد خودکشی کنه؟�� این درست همان بلایی ا‌ست که جف کاستلو در ��سامورایی�� سر پلیس‌ها در‌می‌آورد. دایره حضور دلون در سینمای ملویل این طور تکمیل می‌شود.

http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/1976_mr_klein_03.jpg
آقای کلاین: چهره شكسته

یکی از اولین دفعاتي که شکسته شدن چهره دلون را می‌بینیم در فیلم ��ارواح مردگان�� (1969) و در اپیزود ساخته لویی مال تحت عنوان ��ویلیام ویلسن�� است. اپیزودهای این فیلم براساس ��قصه‌های شگفت‌انگیز�� اثر ادگار آلن پو ساخته شده‌اند. این‌جا چهره‌ دلون خراش دارد، زیر چشمان نافذش پف کرده و موهای مشکی یک‌دست و خط ریشی پهن دارد. دلون به اقتضای فضای گوتیک فیلم رفتاری خشک و خبیثانه دارد که این حالت در مقابل بازیگری مثل بریژیت باردو به خوبی به چشم می‌آید.

دلون در ��آقای کلاین��‌ (جوزف لوزی، 1976) برای اولین باری عنوان آقا را یدک می‌کشد. او در این فیلم پالتویی شکیل به شکل بارانی به تن می‌کند و رفتاری کاملا مبادی آداب دارد. روی پیشانی‌اش چین افتاده و با گریم گونه‌هایش را افتاده کرده‌اند. چیزی که از او باقی مانده اما هنوز آن چشم‌ها و نگاه هست؛ نگاهی که خود را در آینه می‌بیند اما در وجودش شک می‌کند.

دلون در این فیلم یادآور سوءتفاهم همیشگی‌اش در برخورد با منتقدان است؛ این‌که او به اشتباه در سایه بازیگران دیگر محو شد و هیچ‌گاه جدی گرفته نشد، درست مثل آقای کلاین که دست آخر هم موفق نمی‌شود هویت واقعی‌اش را به دیگران اثبات کند.

بعدها دلون با حضور در اقتباس فولکر شلندروف از بخشی از رمان سترگ ��در جست‌وجوی زمان از دست رفته�� اثر مارسل پروست، نقش بارون دو شارلو را بازی کرد. نام فیلم ��سوان عاشق�� (1983) بود و بالاخره راجر ایبرت زبان به تحسین او گشود: ��دلون در نقش بارون مغموم شگفت‌انگیز ظاهر می‌شود.�� دلون در ��موج نو�� (ژان لوک گدار، 1990) هم وارد دنیای انتزاعی یکی از سردمداران موج نو سینمای فرانسه شد تا نشان دهد همچنان دوست دارد تجربه‌های جدید کسب کند.

آلن دلون در طول فعالیت‌های هنری‌اش موفق به کسب جوایز متعددی نشده و بیشتر جوایزی هم که دریافت کرد جوایز افتخاری جشنواره‌ها به خاطر یک عمر دستاورد هنری بوده است. دلون حالا همان طور که بود، باقی مانده. فقط پیر شده. نه مثل مارلون براندو و اورسن ولز یک دفعه هیکلش گرد و قلنبه شد و نه صورتش مثل آل پاچینو یک‌دفعه فرمش را از دست داد. دلون هنوز همان موها، چشم‌ها و ابروها را دارد، با این تفاوت که گرد پیری روی آنها نشسته است.

* برگرفته از نام فیلم ��لذت زیستن�� (رنه کلمان،1961) با حضور آلن دلون.

 
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/corbis-42-15889478.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/corbis-42-16047935.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/corbis-42-23388730.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/corbis-42-24337835.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/corbis-42-24056794.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/corbis-42-24338203.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/corbis-42-17827730.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/corbis-42-18404192.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/corbis-42-18418670.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/corbis-42-21069030.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/corbis-42-24338233.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/corbis-42-24641944.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/corbis-42-24641963.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/corbis-42-24657846.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/corbis-42-24657634.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/corbis-ve001147.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/corbis-e9123.jpg
http://www.marshal-modern.ir/Archive/2011/12/7/corbis-42-26860755.jpg

 

............................

منبع : کافه سینما
 
 
 
 
 
 
 

 

 

 

 

 

   
 

 
 

 

 
 

 
 

 
 
 

.برای اطلاعات بیشتر با شماره 09122867270 تماس بگیرید

 
 

 

 
 

 
 

 
 

Powered By Amir Hejvani - Marshal

All Rights Reserved By Marshal Modern Group

 


__._,_.___



~~~~~~~~~ marshal-Group-modern ~~~~~~~~~
~~~~~~> THE BIGGEST GROUP IN IRAN <~~~~~~
~~~~~ EXCLUSIVE GROUP BY AMIR HEJVANI ~~~~~
________________________________________________________

To Join marshal-Group-modern Click This Url:
http://www.marshalclub.org/join
________________________________________________________

http://www.marshalclub.org/join
  http://www.marshalclub.org/join
    http://www.marshalclub.org/join
      http://www.marshalclub.org/join
        http://www.marshalclub.org/join
          http://www.marshalclub.org/join
            http://www.marshalclub.org/join
              http://www.marshalclub.org/join
                http://www.marshalclub.org/join
http://www.marshalclub.org/join
  http://www.marshalclub.org/join
    http://www.marshalclub.org/join
      http://www.marshalclub.org/join
        http://www.marshalclub.org/join
          http://www.marshalclub.org/join
            http://www.marshalclub.org/join
              http://www.marshalclub.org/join
                http://www.marshalclub.org/join
http://www.marshalclub.org/join
  http://www.marshalclub.org/join
    http://www.marshalclub.org/join
      http://www.marshalclub.org/join
        http://www.marshalclub.org/join
          http://www.marshalclub.org/join
            http://www.marshalclub.org/join
              http://www.marshalclub.org/join
                http://www.marshalclub.org/join




Your email settings: Individual Email|Traditional
Change settings via the Web (Yahoo! ID required)
Change settings via email: Switch delivery to Daily Digest | Switch to Fully Featured
Visit Your Group | Yahoo! Groups Terms of Use | Unsubscribe

__,_._,___

No comments:

Post a Comment